jamejamnashriyat
کد خبر: ۵۷۰۵۷۹   ۲۲ خرداد ۱۳۹۲  |  ۱۷:۴۱

برخی اختلالات یادگیری در طرح سنجش نوآموزان قابل بررسی نیست

آزمونی برای نوآموزان

گاهی وقت‌ها معماهایی شکل می‌گیرد که ممکن است سال‌ها در ذهنمان جا خوش کند بدون این‌که یادمان باشد برای حلش تلاش کنیم تا این‌که روزی به طور اتفاقی پاسخش را می‌یابیم و تازه می‌فهمیم حل این معما چقدر برایمان مهم بوده است.

سال‌ها پیش کودکی در فامیل ما نقل زبان بزرگ‌ترها و مایه سرگرمی بچه‌ها شده بود. دفتر مشقش دست به دست می‌شد و خنده بر لبان اخمو‌ترین افراد هم می‌آورد، در نوشته‌هایش یا همیشه جای نقطه حروف خالی بود یا آنقدر نقطه می‌گذاشت که دل حروف بی‌نقطه را هم نمی‌شکست، از آن جالب‌تر روخوانی‌اش بود که باعث می‌شد در هر مهمانی کانون توجه شود، کتاب را که باز می‌کرد از یک جمله ساده چنان داستان بی‌سر و تهی سرهم می‌کرد که از خنده اشک به چشمان می‌آورد، در این میان والدین او از همه خندان‌تر بودند، زیرا کودکشان با کارهای بانمکش مایه شادی همه را فراهم می‌کرد.

بتدریج عملکرد تحصیلی ضعیف، او را از یک کودک بامزه به یک شاگرد تنبل تبدیل کرد که توانایی ادامه تحصیل نداشت و با این‌که از نظر جسمی سالم به نظر می‌رسید، اما عده‌ای به او برچسب عقب‌ماندگی ذهنی زدند تا این‌که پس از سه سال تکرار پایه از دبستان اخراج شد و از ادامه تحصیل بازماند، اما سال‌ها بعد با کمال حیرت او در تجارت گوی سبقت را از هم‌سن و سالانش ربود و با هوش اقتصادی‌اش انگشت حیرت بر دهان اهالی فامیل گذاشت و معمایی در ذهن همه به یادگار نهاد.

مدتی پیش هنگام مطالعه کتابی معمای او برایم یادآوری و حل شد؛ «اختلالات یادگیری» پاسخی بود که معمای مرا حل کرد.

برایم باورکردنی نبود که یک تا 3 درصد و در برخی آمارها 30 درصد کودکان مانند او هستند که زمانی برای ما منحصربه‌فرد بود، کودکانی که براحتی با چند جلسه آموزشی می‌توانند بهبود یابند و در محیط آموزشی طبیعی تحصیل کنند و جالب‌تر این‌که حتی بزرگانی مانند آلبرت اینشتین وتوماس ادیسون هم به مشکلی همانند او دچار بوده‌اند که باعث می‌شده آنها را کودکانی کند ذهن تلقی کنند.

قضاوت‌های درست یا غلط

این روزها شش ساله‌ها در آستانه اجرای آزمون‌های سنجش استعداد تحصیلی قرار گرفته‌اند تا توانایی خود را برای پیمودن راه طولانی دانش‌آموزی محک بزنند، اما وجود برخی اختلال‌ها که خود را موزیانه از دید کارشناسان ارزیابی پنهان می‌کند، ممکن است در آینده کار دستشان بدهد.

تصمیم برای اجرای برنامه سنجش نوآموزان در بدو ورود به دبستان از آنجا شروع شد که پژوهش‌ها ثابت کرد بی‌توجهی به مشکلات جسمی و ذهنی کودکان می‌تواند سلامت کودکان را به مخاطره اندازد و انواع مشکلات تحصیلی و رفتاری را برای آنها به همراه آورد. از این‌رو مطابق برنامه پنجم توسعه کشور هر ساله سازمان آموزش و پرورش استثنایی با همکاری وزارتخانه آموزش و پرورش و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی برای اجرای طرح سنجش کلاس اولی‌ها آستین بالا می‌زنند و به تشخیص و شناسایی بموقع نارسایی‌های جسمی و ارزیابی شرایط ذهنی کودکان می‌پردازند. آمارهای بین‌المللی نیزکه از وجود ناتوانی‌های رشدی و مشکلات جسمی و حسی در 10 تا 15 درصد کودکان خبر می‌دهد بر وجود اهمیت اجرای طرح سنجش آمادگی تحصیلی نوآموزان صحه می‌گذارد و به مسئولان و والدین هشدار می‌دهد با وسواس بیشتری به این مقوله بیندیشند.

این اقدامات در کمک به بهبود کیفی آموزش و کنترل برخی عوامل موثر بر افت تحصیلی و بررسی میزان شیوع اختلالات جسمانی و روانی در کودکان بسیار موثر است، اما آیا می‌توان وجود همه اختلالات، هوش، استعداد و روان کودکان را بخوبی جسمشان ارزیابی کرد و در مورد آنها به قضاوت نشست؟

آزیتا چهری، کارشناس ارشد روان‌شناسی در این‌باره می‌گوید: برخی اختلالات و مسائل روان‌شناختی مانند اختلالات یادگیری در طرح سنجش استعداد تحصیلی نوآموزان تشخیص داده نمی‌شود و تا زمان آموزش رسمی در کودکان ناشناخته می‌ماند؛ همچنین این امکان وجود دارد در این طرح داوری‌های درستی درباره میزان توانایی تحصیلی کودکان صورت نپذیرد.

در طرح سنجش نوآموزان، ارزیابان برای تشخیص آمادگی تحصیلی کودکان از طریق بررسی عملکرد نوآموزان در یک مقیاس استاندارد شده هوش به تشخیص و پیش‌بینی موقعیت آینده کودکان می‌پردازند، حال این‌که در سال‌های اخیر روایی این آزمون‌ها که تهیه شده در کشورهای آمریکایی و اروپایی است از طرف برخی متخصصان مورد انتقاد قرار گرفته است، زیرا این آزمون‌ها باید با شرایط فرهنگی جامعه ما سازگار باشد.

در آزمودن هوش کودکان نمی‌توان تنها به آزمون‌ها اکتفا کرد و در این رابطه باید به شرایط و محیط آزمون، توانایی آزمونگر و شرایط روحی کودک توجه داشت. مثلا کودکی که از سوی والدینش در مورد عواقب جواب ندادن به سوالات در روز سنجش تحت فشار قرار گرفته و دلهره خانواده‌اش را برای این روز شاهد بوده است، چگونه در محیطی ناآشنا و آزمونگری غریبه می‌تواند با آرامش و تمرکز جوابگوی سوالات باشد.

همچنین برخی سوالات آزمون ممکن است تجارب و تفاوت‌های فردی کودک را از نظر دور نگه دارد. با وجود این، علی‌احمد حاتمی از کارشناسان و مسئولان اجرایی طرح سنجش استعداد تحصیلی کشور، نسبت به کیفیت این طرح خوشبین و معتقد است: مجریان این طرح به اندازه کافی متعهد و متخصص هستند که نسخه اشتباهی برای کودکی نپیچند.

وی می‌افزاید: طرح ارزیابی در دو مرحله مقدماتی و تخصصی انجام می‌شود، اگر کودکی در مرحله اول از امتیاز لازم برخوردار نشود به مرحله تخصصی که از سوی متخصصان اجرا می‌شود معرفی و با تست‌های دقیق مورد ارزیابی قرار می‌گیرد.

این کارشناس علوم تربیتی تاکید می‌کند: اگر در مرحله تخصصی باز هم مشکلی مشاهده شود، برای این‌که نتیجه بررسی اطمینان‌بخش باشد، فرصت دو ماهه‌ای به نوآموز داده می‌شود تا مجدد مورد آزمایش قرار گیرد اگر بازهم نتایج خوشایند نبود، سعی می‌شود کودک به مدرسه عادی معرفی تا زیر نظر مشاوران بیشتر بررسی شود.

حاتمی به خانواده‌ها اطمینان می‌دهد تا جایی که ممکن باشد کودکان در محیط عادی آموزش می‌بینند و از زدن برچسب‌های ناخوشایند به کودکان امتناع می‌شود.

لزوم بررسی اختلالات یادگیری در طرح سنجش نوآموزان

یکی از نواقص قابل توجه طرح سنجش نوآموزان، بررسی نشدن برخی اختلالات مانند اختلال یادگیری است.

علی‌احمد حاتمی در مورد علت وجود این جای خالی می‌گوید: سنجش اختلالات یادگیری برای این‌که نیازمند استفاده از ابزارهای سنجش هوش بسیار تخصصی است، وقتگیر و گران است به همین دلیل در طرح سنجش بررسی این اختلال صورت نمی‌گیرد.

وی درخصوص راهکاری که برای جبران بررسی نکردن اختلالات یادگیری در سنجش نوآموزان اندیشیده شده است، خاطرنشان می‌کند: در ابتدای شروع تحصیل کلاس اولی‌ها از طریق کارشناسان مراکز آموزشی و توان بخشی، مشکلات ویژه یادگیری در دانش‌آموزان پیگیری می‌شود.

حاتمی تاکید می‌کند: کارشناسان از طریق ارسال پرسشنامه برای معلمان یا از طریق مشاوره با آنان به مورد‌یابی دانش‌آموزان دارای اختلال می‌پردازند.

با در نظر گرفتن تمام این تلاش‌ها برای تشخیص این اختلال بهتر نیست لقمه را دور گردن نچرخانیم و در همان طرح سنجش برای تشخیص وجود اختلالات یادگیری در نوآموزان اقدام کنیم؟ تاکید متخصصان بر اثر منفی این اختلال بر تحصیل و زندگی افراد ضرورت بررسی آن را قبل از ورود دانش‌آموزان به مدرسه دوچندان می‌کند.

آزیتا چهری درخصوص خطرات بسیار جدی‌ هشدار می‌دهد که ممکن است در نتیجه تشخیص ندادن اختلالات یادگیری و برخورد ناآگاهانه اطرافیان با کودکان رخ دهد.

وی خاطرنشان می‌کند: این کودکان در آینده با اختلالات خلق و خو، بی‌ثباتی، گریز از اجتماعی شدن، شکست در موقعیت‌های جدید و تسلیم در مقابل مسائلی که براحتی قابل حل است، روبه‌رو خواهند شد.

چهری بیان می‌کند: بسیاری از والدین، دوستان و معلمانی که اطلاعات کافی در این خصوص ندارند، دانش‌آموز مبتلا به اختلال را مورد تمسخر و تحقیر قرار داده و القابی مانند تنبل، عقب‌مانده، بی‌عار، کودن و کندذهن را به او نسبت می‌دهند. در نتیجه کودک به دلیل شکست‌های پی در پی و تاثیر این القاب اعتماد به نفسش را از دست داده و در درس‌هایی نیز که موفق بوده، دچار ضعف و ناتوانی می‌شود و در نهایت افسردگی و گوشه‌گیری به سراغ کودک می‌آید.

معلم، تعیین‌کننده بهبود یا وخامت اختلالات یادگیری

این کارشناس ارشد روان‌شناسی تاثیرگذارترین عامل در آینده کودکی را که با اختلالات یادگیری مواجه است، معلم او می‌داند و تأکید می‌کند: معلم در زندگی کودک دارای اختلال، اصلی‌ترین نقش را ایفا می‌کند، زیرا والدین در این زمینه اطلاعات کافی ندارند و نمی‌توانند به اندازه معلم عملکرد کودک را در محیط آموزشی به وضوح بررسی کنند.

وی می‌افزاید: معلم نباید تنها براساس برخی مشاهدات ناقص خویش به عده‌ای از دانش‌آموزان برچسب کندذهنی، تنبلی یا شلوغی بزند و موجبات دلسردی دانش‌آموز را از تحصیل فراهم سازد.

نقش معلم در کمک به کودکانی که اشکالات قابل اصلاح دارند بر هیچ کس پوشیده نیست. اقدام غیرعمدی معلمان در دور نگهداشتن کودکان دارای اختلالات یادگیری از مسیر و محیط طبیعی آموزش، به کودک و خانواده‌اش آسیبی سهمگین خواهد زد و باعث نابودی زندگی انسانی خواهد شد که شاید می‌توانست با کمی توجه آدم موفق و تأثیر‌گذاری در جامعه باشد، پس حساسیت نظام آموزشی در پرورش معلمان چند مهارتی که بتوانند با وجود تفاوت‌های فردی دانش‌آموزان آنها را در مسیر درست تحصیل هدایت کنند و چراغ راهشان باشند، بسیار ضروری به نظر می‌رسد.

شاید اگر مشکل کودکی که در شروع این گزارش از او گفته شد، از همان ابتدا تشخیص داده می‌شد و معلم و والدینش کمی متعهد و آگاه بودند، شرایط ادامه تحصیل برایش مهیا می‌شد و او به کودکی تبدیل نمی‌شد که دائم مضحکه این و آن شود و سال‌ها برچسب عقب‌ماندگی بخورد. او که با تمام نقص‌ها و ناتوانی‌هایش انسان بود و مانند همه انسان‌ها به محیطی مناسب و مساعد، توجه و تحسین، حمایت و تشویق نیاز داشت ولی متاسفانه نقص‌های نظام آموزشی ما همه اینها را از او گرفت.

بنفشه رضایی / جام‌جم

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
نقطه طلایی

نقطه طلایی

یک) عکس را خیلی وقت است گذاشته‌ام. جایی که همیشه جلوی چشمم باشد. پشت عکس، بابا با خودکار آبی و خط شکسته نستعلیق نوشته: «باغ اکبرآقا- نوروز۱۳۶۵ - با محمدمهدی جان».

از دکتر نجیب تا دکتر غنی

از دکتر نجیب تا دکتر غنی

حملات و ترورهای مرگبار در سراسر افغانستان به امری روزمره بدل شده‌است. هر کسی هم می‌تواند هدف باشد.

رشته ‌کوه‌هایی به نام پدر

رشته ‌کوه‌هایی به نام پدر

از یک سنی به بعد، دیگر شخص و انسان نیستند. تبدیل می‌شوند به یک مفهوم. یک مکتب، یک تفکر. بعضی وقت‌ها با یک من عسل نمی‌شود خوردشان.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
یک عصر متفاوت

در مرحله نیمه‌نهایی عصرجدید چه اتفاقاتی افتاد؟ به همراه جزئیاتی از چگونگی برگزاری مرحله پایانی

یک عصر متفاوت

پیشخوان

بیشتر