در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وقوع حادثه
شامگاه هشتم جولای 1981 اعضای دو خانواده آمریکایی شامل دو زن و شوهر و فرزند دوازده ساله یکی از آنها شام را در مغازه استیکفروشی معروفی که در «تامپای» فلوریدا بود، خوردند و سپس به سمت خانه راه افتادند، اما هنگامی که آنها به منزل رسیدند اتفاقی ویژه رخ داد. سه مرد سیاهپوست در حالیکه سلاح در دست داشتند به خانه آنها یورش بردند و شروع به تهدید کردند. آنها گفتند اگر کسی در برابرشان مقاومت کند ماشه را میچکانند و کشتار راه میاندازند. آن پنج نفر که کاملا غافلگیر شده بودند، دستها را به علامت تسلیم بالا بردند و سارقان بعد از جستجو در خانه پولهای نقد و وسایل قیمتی آنها را برداشتند، اما ماجرا به همین جا ختم نشد و سارقان یکی از زنان را که 38 سال داشت به همراه دختر دوازده ساله مجبور کردند همراه آنها بروند.
سارقان دو گروگان را سوار خودروی خود کردند و به منطقه جنگلی تاریک و کمرفتوآمدی بردند. یکی از سارقان دختر دوازده ساله را از خودرو پیاده و به وی تعرض و نفر دوم نیز به زن جوان در خودرو تجاوز کرد، اما مجرم سوم در این جرم دخالتی انجام نداد و از پشت فرمان خودرو تکان نخورد. مردان مسلح در ادامه دو قربانی خود را با طناب به درخت بستند و بسرعت فرار کردند.
آغاز تحقیقات
زن و دختر جوان بعد از فرار سارقان در حالیکه از نظر جسمی و روحی در وضع وخیمی به سر میبردند با تقلا و سختی زیاد توانستند طنابها را باز کنند. آنها نمیدانستند در کجا هستند و چگونه باید خودشان را به جاده اصلی برسانند.
با وجود این بدون هدف به راه افتادند تا این که از دور روشنایی خفیفی را دیدند و سراسیمه به سمت آن رفتند. دو قربانی وقتی به خانه نزدیک جنگل رسیدند از ساکنان آن کمک خواستند و در تماس با پلیس وقوع جرم را گزارش دادند. دقایقی بعد ماموران رسیدند و زن و دختر جوان را به بیمارستان رساندند.
دو قربانی که نامشان هرگز در گزارشهای مطبوعاتی نیامد، بعد از بهبودی نسبی به بیان اتفاقی پرداختند که برایشان رخ داده بود. سه خویشاوند آنها نیز که سارقان را از نزدیک دیده و خطر را حس کرده بودند، گفتههای آن دو را تائید کردند و کوشیدند مشخصات کامل و درستی از متهمان ارائه بدهند. مهمترین سرنخی که این افراد در اختیار پلیس قرار دادند مشخصات خودروی مردان مسلح بود.
کارآگاهان تحقیقات وسیعی را برای ردیابی این خودرو انجام دادند و متوجه شدند از آن در جرم دیگری نیز استفاده شده و کسی که با این خودرو دیده شده فرد سابقهداری به نام آلن جی کروتزر است. افسران پلیس همچنین ردپای دو برادر به نامهای داگلاس و کورلنزو جیمز را نیز به عنوان متهمان این پرونده شناسایی کردند و ابتدا دو برادر را به دام انداختند سپس عکسی از آلن به پنج قربانی نشان داده شد.
ابتدا چهار نفر از آنها گفتند این شخص نقشی در جرم نداشته، اما نفر پنجم وقتی فهمید آلن پیش از این از همان خودرو استفاده کرده است، تائید کرد صاحب عکس سردسته باند و متجاوز اصلی است. ماموران پلیس ابتدا دو برادر را دستگیر کردند، اما آنها درباره بیگناهی آلن هیچ حرفی نزدند و با سکوت خود اجازه دادند او تحت پیگرد قرار بگیرد.
انکار اتهام
آلن بعد از مدتی تحقیقات ویژه دستگیر شد، اما در همان شروع بازجوییها ادعا کرد کاملا بیگناه است و هرگز چنین جرمی را انجام نداده و شب حادثه در محل دیگری حضور داشته است. انکارهای این مرد هیچ فایدهای برای او نداشت و وی به عنوان سردسته باند سرقت مسلحانه به دادگاه معرفی شد.
آلن با استخدام وکیلی خبره سعی کرد بیگناهی خودش را ثابت کند. سرانجام جلسه دادگاه یک سال بعد از وقوع جرم تشکیل شد. دادستان در دادگاه گفت مدارک موجود جای هیچ تردیدی باقی نمیگذارد که آلن در شب حادثه همراه دو برادر بوده و رفتارهای گستاخانهتری نسبت به دو متهم دیگر داشته است.
دو برادر هم او را سردسته خود معرفی کردند، اما آلن وقتی در جایگاه قرار گرفت، گفت بیگناه است. سپس وکیل مدافع وی چهار نفر را به عنوان شاهد به دادگاه معرفی کرد. هر چهار نفر شهادت دادند آلن شب حادثه همراه آنها بوده و در ساعاتی که جرم به وقوع پیوست هرگز ترکشان نکرده است.
وکیل مدافع آلن همچنین دلیل دیگری هم برای اثبات بیگناهی موکل داشت. او گفت هر پنج بزهدیده در بازجوییها متهم سوم را مردی با قد شش فوت (حدود 183 سانتیمتر) و وزن 130 پوند (حدود 65 کیلوگرم) معرفی کردهاند در حالی که آلن حدود 13 سانتیمتر کوتاهتر و حدود 5/2 کیلوگرم چاقتر است. پس از اتمام جلسه دادگاه هیات منصفه وارد شور شد. آنها فقط یک ساعت برای تصمیمگیری وقت صرف کردند و پس از آن همگی گفتند به نظرشان آلن مجرم اصلی این پرونده است.
قاضی دادگاه بعد از شنیدن نظر هیات منصفه حکم سنگینی را برای این متهم در نظر گرفت و اعلام کرد وی به خاطر دو فقره تجاوز، سرقت مسلحانه و ضرب و جرح به 130 سال زندان محکوم میشود. دو برادر نیز در این دادگاه مجرم شناخته و زندانهای طولانیمدت برایشان در نظر گرفته شد.
تلاش برای تبرئه
آلن بعد از شنیدن حکم دادگاه شوکه شد. او میدانست جرمی انجام نداده و مجازاتی که برایش در نظر گرفتهاند عادلانه نیست، برای همین درخواست داد در حکمش تجدیدنظر شود، اما دادستان با این خواسته وی مخالفت کرد و آلن در زندان ماند تا اینکه سال 2002 روزنه امیدی برای وی ایجاد شد و تیمی جدید وکالت او را به عهده گرفت.
اعضای این گروه از دادگاه خواستند آزمایش دی.ان.ای انجام گیرد تا مشخص شود آیا آلن واقعا در این جرم نقشی داشته است یا خیر؟ اما مقامات قانونی این درخواست را هم معطل نگه داشتند و سه سال طول کشید تا بالاخره رضایت دادند چنین آزمایشی انجام شود. آلن در تمام این مدت در زندان روزهای زجرآوری را میگذراند وزندگیاش به طور کامل متلاشی شده بود.
یک سال پس از انجام آزمایش دی.ان.ای در ژانویه سال 2006 اعلام شد بهطور قطع آلن در تعرض به دو زن و دختر جوان هیچ نقشی نداشته است به این ترتیب بیگناهی وی به اثبات رسید و او آزاد شد، اما سپس این سوال در اذهان عمومی قرار گرفت که چرا دو برادر در همان ابتدای کار بیگناهی آلن را تائید نکرده بودند.
دو متهم در این رابطه بازجویی شدند و گفتند نفر سومی که آن شب همراهیشان کرد و در واقع سردسته باند بود از دوستان قدیمی خانوادگیشان است و به دلیل رابطه صمیمانهای که با وی داشتند وقتی دیدند پلیس به فرد دیگری شک کرده است، تصمیم گرفتند مجرم اصلی را لو ندهند تا او گــــرفتار مخمصه نشود. آلن سرانجام بیست و سوم ژانویه 2006 از زندان فلوریدا آزاد شد تا زندگی تازهای را شروع کند. او اکنون فردی منزوی است و دیگر به هیچ وجه به صحبت درباره گذشته تمایلی ندارد.
مترجم: مهدی رفعتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: