با دکتر نعمت‌الله فاضلی به بهانه انتشار کتاب «پشت دریاها شهری است»

مطالعات شهری تجدیدنظر می‌خواهد

دکتر نعمت‌الله فاضلی در حوزه علوم اجتماعی و بویژه مردم‌شناسی و انسان‌شناسی از چهره‌های مطرح و شناخته شده دانشگاهی کشور است. او که متولد 1343 است دکترای خود را در مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی دانشگاه لندن اخذ کرده و اکنون دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی است. در نمایشگاه کتاب امسال فاضلی چند کتاب و پژوهش تازه و متفاوتش را رونمایی کرد که یکی از آنها «پشت دریاها شهری است» نام داشت و دربرگیرنده نوعی مطالعه و پژوهش متفاوت به شهر و زندگی شهری بود. انتشار این کتاب بهانه‌ای شد تا در مرکز پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با او به گفت‌وگو بنشینیم.
کد خبر: ۵۶۹۲۰۸

با وجود آن که حوزه پژوهش‌های شهری در ایران علم چندان پرسابقه و ریشه‌داری نیست و معمولا پژوهش‌های مردم‌شناسانه مبتنی بر زندگی عشایر و قومیت‌ها و... بوده است، به نظر می‌رسد شما در این کتاب سراغ موضوع کمتر کارشده‌ای رفتید و البته رویکردتان هم کمی متفاوت و گاه برای خود من به عنوان خواننده کتاب، شگفت‌انگیز می‌آمد، چه شد که به سمت این رویکرد و موضوع رفتید؟

این کتاب با این هدف تالیف شده است که رویکردی متفاوت به شناخت شهر ارائه کند، رویکردهای موجود برای بررسی شهر ایرانی از چند ویژگی برخوردار بوده ‌است برخی وجوه کمی مادی و سنجش‌پذیر را در نظر می‌گیرد مانند خدمات شهری، خیابان‌ها، میدان‌ها، فضای سبز و... برخی دیگر هم آسیب‌ها، چالش‌ها و بحران‌های شهری را مورد مطالعه قرار می‌دهد. در این زمینه هم دو گروه متفاوت قابل طبقه‌بندی است؛ یکی از منظر سازمان‌های اداری و نیازهایشان در مدیریت شهر و دیگری گروه‌های دگراندیش و منتقد که تلاش می‌کنند آسیب‌ها و بحران‌های شهری را از منظر یک ایدئولوژی خاص مطرح کنند که هر دو گروه دارای یک جهتگیری سیاسی است و علاوه بر این، محدودیتی برای فهم واقعیت شهر از منظر مردم دارند.

رویکرد کمی چندان توانایی فهم آنچه مردم در شهر حس، درک و تجربه می‌کنند ندارد، زیرا روش‌های کمی که از راه مدل‌های ریاضی است نمی‌تواند نبض شهر و کیفیت زندگی در شهر را برای ما توصیف کند.

از طرفی بیشتر پژوهش‌ها مبتنی بر اقتباس‌هایی از مفاهیم جهانی و بر پایه مفاهیمی است که توسط ترجمه به دست آمده‌ است. البته لزوما این کار بد نیست و حتی می‌توان گفت بخشی اجتناب‌ناپذیر است به هر حال این نوع نگاه به شهر باعث دور شدن از واقعیت زندگی شهری می‌شود، زیرا مردم در زندگی روزمره خودشان لزوما بر این اساس که در دیگر نقاط جهان چه اتفاقی می‌افتد، زندگی نمی‌کنند یا تجربه‌هایشان را سامان نمی‌دهند.

علاوه بر این مشکلات، روش‌هایی که به آنها اشاره شد باعث شده است تا ما از توجه به برخی موضوعات عاجز باشیم؛ موضوعات زیادی که به هر حال ممکن است سازمان‌های اداری حاضر به پرداخت پول و هزینه کردن برای پژوهش حول محور آنها نباشند یا در گفتمان‌های سیاسی قرار نگیرد یا موضوعاتی که روش‌های کمی امکان بررسی آنها را ندارند.

می‌خواهم بگویم طیف گسترده‌ای از موضوعات که زندگی شهری انسان‌ها را تشکیل می‌دهد بیرون از قلمرو مطالعات شهری امروز ایران قرار گرفته است.

یکی از آن موضوعات زندگی روزمره مردم شهری این است که مردم از صبح تا دیروقت یا در خانه‌هایشان چه قصه‌هایی برای هم می‌گویند، چگونه با هم گفت‌وگو می‌کنند، چه چیزهایی را رد و بدل می‌کنند، برای زندگی در شهر از چه اندیشه‌ای برخوردارند، شهر برای آنها چه معنایی دارد، شهر را چگونه تفسیر می‌کنند، چگونه شهر را ذره‌ذره می‌سازند و شهر چگونه تحت تاثیر احساس، عواطف و امیال شهرنشینان شکل می‌گیرد و تغییر می‌یابد.

من در کتاب «پشت دریاها شهری است» تلاش کرد با معرفی رویکرد کیفی و روش مردم‌نگاری امکانی فراهم کنم تا موضوعات گوناگونی را که بیرون از قلمرو مطالعات شهری قرار گرفته ‌است و برای زندگی امروز در شهر به آنها نیاز داریم و ناشناخته مانده‌اند، بررسی کنم.

یکی از پدیده‌های زندگی شهری که مردم، کارشناسان و مسئولان همواره از آن گلایه‌مند هستند و آفت‌ها و آسیب‌های بسیاری برای شهروندان به همراه داشته، ترافیک است، اما شما نگاه متفاوتی به این موضوع و پدیده در کتاب «پشت دریاها شهری است» دارید و از آن به عنوان فرصتی برای شهروندان یاد می‌کنید با مواهب فراوان، این نگاه از طرف یک محقق و پژوهشگر علوم اجتماعی خیلی خوشبینانه نیست؟

این که آیا مطالعاتی که من به عنوان نمونه در کتاب آورده‌ام رویکردی خوشبینانه دارد یا نه، به اعتقاد من پرسشی اساسی است، شاید اولین تاثیری که این متن بر ذهن مخاطب می‌گذارد همین مثال‌ها باشد مثلا چای‌نوشی و آیین‌های مختلف صَرف چای در زندگی روزمره شهری یا ترافیک به عنوان یک تجربه فراغتی یا مطالعه زندگی یک مهاجر روستایی به کلانشهر تهران تا حدودی توجه به جنبه‌هایی از زندگی شهری است که شاید همراه با نوعی خوشبینی است.

اگر از زوایه ادراک حسی انسان امروزی ایرانی به نوشیدن چای یا گپ زدن‌های روزمره نگاه کنیم، آیا این القا خوشبینی و واقعیت‌گریزی است یا نه آن چیزی که در واقعیت روزمره ما اتفاق می‌افتد، چنین است.

من در زمینه چای‌نوشی نشان دادم که چگونه این رسم و عادت از یک چای روستایی به چای‌نوشی شهری تحول پیدا کرده است، تفاوت‌های آن در جامعه‌ای مثل ایران را با بریتانیا و ژاپن نشان داده‌ام و این که در ایران چگونه چای‌نوشی با رفتارها و الزام‌های زندگی شهری پیوند تنگاتنگی دارد. یا نشان داده‌ام شهرنشینی فضاهای گسترده برای چای‌نوشی مانند چایخانه‌ها و سفره‌خانه‌ها یا فناوری‌های نوین را در خدمت گرفته است و حتی تاثیر آن در نظام‌های بروکراسی را بیان کرده‌ام.

آیا این توصیفی از زندگی واقعی شهری ما هست یا نیست؟ اگر هست که دیگر نمی‌توان به آن خوشبینانه یا بدبینانه بگوییم، اگر نیست باید درباره این پرسش به صورت جدی اندیشید.

مثال‌هایی که من ارائه کردم بسیار محدودند، اگر بر اساس نگاه مردم‌نگارانه‌ای که در این کتاب ارائه شده است به تمام زوایای پنهان، پوشیده و پیچیده شهری نگاه کنیم و در یک دوره طولانی زمانی تک نگاشت‌های گسترده از زندگی شهری انسان امروزی ایرانی تولید و منتشر شود در آن صورت می‌توان به تجربه‌های تلخ چالش‌های زندگی شهری هم رسید من اینجا فقط چند نمونه کوچک از واقعیت شهری را ارائه کردم بر اساس این چند نمونه نمی‌توان برای تمامیت زندگی روزمره شهری صحبت کرد.

افرادی که در ترافیک گیر کرده‌اند چگونه لحظات تلف شده خود در ترافیک را طی می‌کنند. وقتی به عنوان یک مردم نگار مشاهده‌گر به رفتار شهروندان نگاه می‌کنم مردم در ساعات ترافیک فعالیت‌های فراغتی انجام می‌دهند؛ شهر را نظاره می‌کنند و با موبایل‌ها با دوستان و آشنایان ارتباط می‌گیرند، موسیقی دلپذیر خود را گوش می‌دهند و لحظه‌ای برای مراوده و همدلی با همشهری‌های خود پیدا می‌کنند. اگرچه ترافیک آلودگی محیط زیست دارد، کند شدن سرعت دارد، تن شهر را فرسوده‌تر می‌سازد، اما مردم از تاکتیک‌هایی در برابر این لطمه‌ها و آسیب‌های آن استفاده می‌کنند، این تاکتیک‌ها که نوعی مقاومت در برابر مسائل زندگی شهری است به تولید گسترده در مردم شکل می‌گیرد، مردم چگونه تلاش می‌کنند حداکثر فایده مندی از زندگی شهری را به دست آورند.

اگر ما امروز می‌بینیم که با وجود بحران‌های زیاد شهری، همچنان شهر را دوست دارند و در آن زندگی می‌کنند، همچنان مهاجرت می‌کنند و در برابر بازگشت به روستاها مقاومت می‌کنند، قطعا نوعی رضایت از زندگی و تجربه شهری مسرت‌بخش برایشان وجود دارد.

این مهاجرت نوعی هویت جدید به نام هویت شهری برایشان به وجود می‌آورد، من تلاش کردم با استفاده از تجربه زندگی شهری خودم به عنوان محقق علوم اجتماعی (خود مردم‌نگاری) لحظه لحظه زندگی مهاجرانی را که به شهر آمده‌اند و آگاهی‌های جدید پیدا کرده‌اند و این زندگی برایشان همراه با رخدادها و هیجانات جدید بوده است بررسی کنم و نشان دهم چرا حاضر نیستند با همه ناسازگاری‌ها و مشکلات مادی و... دست از زندگی شهری بکشند.

تلاش کردم نشان دهم مساله فقط کسب درآمد نیست بلکه واقعیت این است که انسان مهاجر تجربه‌هایی را در شهر به دست می‌آورد که مجموعه‌ای وسیع از امتیازهای مادی و معنوی برای او به همراه دارد.

در اینجا مساله خوشبینی و بدبینی نیست، بلکه زوایای پنهان مانده حیات شهری است و بعضا بسیار زیبا، مهیج و بخشی مهم از کیفیت زندگی شهری را دربرمی‌گیرد البته وجوهی از زندگی شهری هم تلخ و همراه با تباهی است.

اگر تمام کتاب را بخوانید در 700 صفحه، 13 فصل و 200 هزار کلمه این موارد را تشریح کرده ام و برای یک مردم نگار، واقعیت با تمام وجوه اهمیت دارد نه یک سوی تلخ یا شیرین.

آیا این کتاب دغدغه شخصی شما بوده یا پژوهشی با اهداف دانشگاهی است یا دوست داشتید فارغ از این مسائل نمایی از آن آرمان شهر و مدینه فاضله فیلسوف‌ها و شاعران به نمایش بگذارید؟ با توجه به آن که در آغاز هر فصل هم یک شعر تقریبا مرتبط با مسائل شهری آورده‌اید.

این اثر یک پژوهش با رسالت و وظیفه مشخص اجتماعی، فرهنگی بوده است. گمان می‌کنم هر انسانی که می‌اندیشد ناگزیر یک سویه آرمان‌خواهانه هم دارد بویژه اگر بخواهد یک مطالعه انتقادی انجام دهد.

امروز در ایران ناگزیر باید برای کمک به جامعه شهر را مطالعه کنیم، شهری که به وضعی بهتر، دوست‌داشتنی‌تر، شاعرانه‌تر، اخلاقی‌تر و انسانی‌تر تبدیل شود، شهری که در آن شهروندان و مردم حس بهتری از زندگی داشته باشند.

پیشنهادتان برای رسیدن به این شهر دوست‌داشتنی‌تر چیست؟

گمان می‌کنم برای رسیدن به چنین شهری فقط یک راه وجود دارد و آن عبارت است از نوعی مطالعه و علم شهری که بتواند به ما درکی روشن و واقع‌نگرانه و جامع از تمام ابعاد شهر از دیدگاه انسانی ارائه کند.

برای همین در مقدمه کتاب از علم به عنوان قایقی یاد می‌کنید که سهراب سپهری به آب می‌اندازد؟

این شعر سهراب سپهری را انتخاب کردم تا بگویم برای رسیدن به آن آرمان‌شهری که شاعران و فیلسوفان اشاره می‌کنند قایقی می‌خواهیم که آن قایق علم پژوهش شهری است.

معتقدم تا حالا از قایق‌هایی که استفاده کردیم، سوراخ بوده‌اند و ما غرق شده‌ایم یا دست‌کم میانه راه گیر کرده‌ایم یا با سرعت بسیار کمی در حال حرکت هستیم.

امروز نیاز داریم در شیوه و روش مطالعات شهری تجدیدنظر کنیم، نمی‌گویم قبلی‌ها را دور بریزیم بلکه می‌توان فضاهای نادیده، دغدغه‌ها و مسائلی را که با روش‌های کمی و رویکردهای مدل‌گرا قابل مطالعه نبوده رویکرد کیفی و مردم نگارانه بررسی کنیم.

من رسالتی فراتر از یک فعالیت صرف دانشگاهی در این کتاب دنبال می‌کردم و کتاب را برای این که ارتقا بگیرم یا اثری تالیف کنم، ننوشتم.

اگر چنین رسالتی برای کتاب داشته‌اید پس باید تمهیداتی اندیشیده باشید تا یک شهروند عادی و مخاطب عام هم بتواند با کتاب ارتباط برقرار کند و خواندن آن چندان دشوار و دور از فهمش نباشد؟

سعی کردم سبک نگارش و فرم کتاب را از نظر شیوه بیان طوری انتخاب کنم که هر دو گروه متخصصان و عامه مردم لذت برند، تلاش کردم توصیه محمدعلی جمالزاده را رعایت کنم که گفت: طوری بنویسیم که عوام بفهمند و خواص بپسندند، برای این منظور که عوام بفهمند نثر ساده‌ای به کار بردم بعد با روش خود مردم‌نگاری سعی کردم سبک روایی تحلیلی ارائه کنم، تا آنجا که مثل رمان‌نویس از داستان‌ها، تجربه‌ها و قصه‌های شهری خودم به عنوان داده‌های تجربی برای شناخت شهر ایرانی به طور گسترده در کتاب استفاده کردم و سعی‌ام این بود تا از گنجینه ادبیات معاصر هم کمک بگیرم و ابتدای هر فصل یک شعر شهری از شاعران امروز انتخاب کرده‌ام که ادراک خوبی به مخاطب می‌دهد، همان طور که عنوان کتاب را از شعر سهراب انتخاب کرده‌ام، گرچه این کتاب قطور است و حجم زیادی دارد، ولی خوشخوان و انباشته از تمثیل‌ها و تصویرهای دلنشین است.

از طرفی سعی کرده‌ام مدیران شهری هم بتوانند از کتاب بهره ببرند، تمام کسانی که دست‌اندرکار مدیریت شهری هستند و در این موضوع سهم دارند از شهرداری تا سازمان‌های مدنی و عمومی و خصوصی این کتاب به کارشان می‌آید و مثال‌های متعددی از آمریکا و اروپا گرفته تا خاورمیانه و شرق دور آورده‌ام و تقریبا تمام تجربه‌های جهانی را گردآوری کرده‌ام.

البته اینها تلاش‌های من بوده است و قضاوت موفقیت به‌ عهده کارشناسان و مردم است.

بامداد محمدی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها