در این مورد یک اصل واضح و روشن وجود دارد و آن، این است که ما یا یک کار را میخواهیم یا آن را نمیخواهیم. اگر ما دوست داریم بنا به درخواست مخاطب و اقتضای فضای جامعه فیلم و سریال خارجی را نشان دهیم، نباید آن را به قدری ممیزی کنیم که فیلم شکل تمسخرآمیز به خود بگیرد، چون مخاطب امروز بسیار آگاه و هوشیار است، به آثار از طرق مختلف دسترسی دارد و میتواند براحتی نسخه اصلی کارها را تهیه کند و آن اثر را بازبان اصلی ببیند. در اینجا ما باید هوشیاری به خرج دهیم، تعامل میان مترجم و مدیر دوبلاژ را زیاد کنیم و اجازه دهیم آنها با تکیه بر دانش خودشان و اشرافی که به محیط اجتماع پیرامون خود دارند، دیالوگها را باحفظ مفهوم تغییر دهند.
گاهی اوقات که دوبله کاری به من پیشنهاد میشود، وقتی ترجمه کارها را بعد از ویراستاری میخوانم، شوکه میشوم، چون دیالوگهایی که برای این فیلمها و سریالها نوشته شده، هیچ ارتباطی به فیلم ندارد، از طرفی معمولا ویراستارها بعد از آنکه متن ترجمه را ویرایش کردند، آن را دوباره تایپ میکنند تا مدیر دوبلاژ متوجه تغییرها نشود. شاید مدیر دوبلاژی که به زبان مسلط نباشد، نداند که آنها چطور این کلمات را تغییر دادهاند، اما بیشک میفهمد که این تغییرات، شکل ناشیانهای دارد و به مفهوم فیلم لطمه وارد کرده است.
همانطور که ما دوست داریم آثار فرهنگیمان همانگونه که هست ترجمه شود، باید خودمان هم به این اصل وفادار باشیم. من بر این باورم ما در کنار دوبلورهای خوب، مترجمهای خوبی هم داریم، هر چند که در این میان افرادی هم هستند که فقط به کسب درآمد بیشتر فکر میکنند و برایشان کیفیت کاری که ارائه میدهند، کوچکترین اهمیتی ندارد.
تلویزیون این روزها به منبع بزرگی برای ترجمه و دوبله بدل شده است و به همین جهت باید پی به مسئولیت سنگینش در این زمینه ببرد و به ارائه کار بهتر فکر کند.
منوچهر اسماعیلی / دوبلور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم