در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از دیگر ویژگیهای مهم سریالهای بیژن بیرنگ این است که غم و شادی، اتفاقات خوب و بد، دل چرکینیها و مسرتها کنار هم قرار دارد. سریال به صورت طنز ساخته نشده که به هر قیمتی فقط در تلاش برای خنداندن بیننده باشد، بلکه سعی شده زندگی روزمره مردمی عادی به تصویر درآید که در کنار لحظات خوب، تلخیها و سختیها را هم تجربه میکنند. او ایدههای زیادی برای ساخت سریالهای مختلف در سر دارد، اما علاوه بر شلوغی از توقفهای چندسالهاش هم کمی گلهمند است. گفتوگوی زیر با هم میخوانیم.
تقریبا دو سال از اعلام این که «شام ایرانی» را تهیه و کارگردانی کنید، میگذرد و در آخر بعد از دو بار توقف در تولید، ادامه ساخت را به محمد شایسته واگذار کردید، پس از شام آخر زمینهای برای ساخت مجموعههای جدیدتر در شبکه خانگی برایتان بهوجود آمد و در حال حاضر تصمیم به ساخت «عشق تعطیل نیست» برای شبکه خانگی گرفتهاید. درباره این سریال بگویید.
سالها روی ایده و سوژه این مجموعه کار کردهام و علاقه دارم به لحاظ کمدی، فرمی جدید داشته باشد. این مجموعه یک کار اپیزودیک است. شخصیتهای این مجموعه که ده نفر هستند و هر بار با یک موضوع تازه روبهرو میشوند. فیلمنامه «عشق تعطیل نیست» را بتازگی تمام کردهام و هنوز هیچ بازیگری برای ساخت قطعی نشده است، اما چند ایده برای انتخاب بازیگران در سر دارم. این کار در ادامه کارهای قبلی من، اما با حال و هوایی جدید است، احتمال این که از بازیگران کارهای قدیمی استفاده کنم، خیلی کم است، چراکه کار کاملا متفاوتی است. قرار است این مجموعه را در شبکه خانگی منتشر کنم.
علت تمایلتان به شبکه خانگی چیست؟ چه چیز باعث شده است برای بار دوم همکاری با شبکه خانگی را از سر بگیرید؟
کار در شبکه خانگی برای من راحتتر است، آمار و ارقام به نظرم واقعیتر میآید. مردم آنچه دوست دارند را میخرند و آنچه نمیپسندند را نمیخرند به همین دلیل ترجیح میدهم «عشق تعطیل نیست» را برای شبکه نمایش خانگی تولید کنم، زیرا اعتقادم بر این است که وقتی آدم پولش را از مردم میگیرد برایش دلچسبتر است. مثل کار در سینما که اگر اثری خوب باشد مردم برایش خرج می کنند و دیگر بحث بودجه مطرح نیست. من شخصا این شبکه را دوست دارم و برایش آرزوی موفقیت می کنم تا رونق پیدا کند. موفقیت در شبکه خانگی برای من یک چالش است، یک کشمکش که میتواند برای من جذاب باشد و خوبیهایی دارد.
چه خوبیهایی؟
اگر مخاطب سریال مرا بخرد، دستکم وقتی همه سریالهایش را دید، آن را هم تماشا میکند و کار من دیده میشود، این در حالی است که سریال «مادر» همزمان با چند سریال پربیننده ماهوارهای پخش میشود؛ البته از سر شب تهاجم این سریالها آغاز میشود و تا آخر شب و ۲۴ ساعت این سریالها تکرار میشود، اما سریالهای ما سرانجام در طول شبانه روز یک بار تکرار میشود و نه بیشتر. این واقعیتهایی است که میخواهم از آنها فرار کنم.
قصه سریال «عشق تعطیل نیست» درباره چه موضوعی است؟
این سریال قصه زن و شوهری است که زن شخصیتی فعال، رویاپرور، پویا و جستجوگر دارد و کنار همسر و پدر و مادرش هر بار قصهای در این مجموعه و مکانهای خاص بین این آدمها اتفاق میافتد.
این سریال که بعد از دو سال قرار است روی آنتن برود، یک کار کمدی است که نگاه تازهای به جنگ دارد. این سریال به لحاظ ساخت، با امکانات خیلی کم و بدون تجهیزات ساخته شد و مثل سایر سریالهای جنگی نبود که همه امکانات در اختیارش قرار بگیرد. حتی برای ساخت این مجموعه شهرک سینمایی را هم به ما ندادند. تمام پولی که از تلویزیون گرفتیم فقط خرج ساخت سریال شد و خودم به عنوان کارگردان و نویسنده و سایر عوامل و بازیگران دستمزدی نگرفتیم و اکثر بازیگران از ما طلب دارند و من به خاطر این اتفاق شرمنده آنها هستم. این سریال ادامه داستان سریال «همچو سرو» است که سال 89 از شبکه دو پخش شد. گوهر خیراندیش، پیمان بازغی و لاله اسکندری بازیگران این سریال هستند.
قبول دارید سریال «مادر» مانند همچون سرو مورد استقبال قرار نگرفت؟
زمان پخش سریالها در تلویزیون گاهی نامنظم است؛ در حالت کلی شرایط جامعه خیلی عوض شده است. هنگامی که خانه سبز و همسران از تلویزیون پخش میشد، شبکه دیگری نبود و مخاطب بود و تلویزیون خودمان. اما امروز تلویزیونهای دیگری هم هستند که برای مخاطبان ما برنامه پخش میکنند. از سوی دیگر تلویزیون روندی را که در گذشته داشت، ادامه نداد و به همین دلیل وضع با گذشته متفاوت است.
درموفقیت یک مجموعه شناخت مخاطب از نگاه شما چقدر موثر است؟
دنیا عوض شده است. باید به دنبال کشف راههای جدیدتر باشیم، اما این کشف از عهده یک نفر برنمیآید. گاهی اگر قرار باشد برخی حرفها زده شود به طور ناخودآگاه مسیر خلاف جهت رسانه می شود به همین دلیل چنین فضایی در جامعه ما وجود ندارد. برای همین گاهی افرادی امثال من احساس میکنند حرفهایشان شنیده نمیشود. بنابراین سکوت میکنند و چون مخاطب، آن مخاطب قدیم نیست، کار دیده نمیشود. مخاطب در گذشته همراه تلویزیون و نوع بسته به ادبیات نمایشی آن، پیش میرفت، ولی الان احساس میکنم ادبیاتی که در سریالی چون سرو و مادر، در حیطه جنگ و دفاع مقدس بیان میشود، نیاز به تعمق بیشتر دارد، اما این حضور ذهن به دلیل تغییر شخصیت و سبک زندگی، دیگر وجود ندارد. لذت بردن از سریالی مثل مادر، نیازمند تعمق مخاطب است و اوست که باید از ظاهر سریال عبور کند و به عمق ماجرا پی ببرد.
نمیدانم در حال حاضر مخاطب چقدر به تعمق علاقه دارد، اما احساس میکنم مخاطب دیگر مثل گذشته برای تعمق وقت نمیگذارد.
آقای بیرنگ، به نظر شما با دوبارهسازی سریالهایی مانند همسران و خانه سبز که در دهه ۷۰ ساخته شدهاند، باز هم مورد استقبال قرار خواهند گرفت؟
میتواند مورد استقبال قرار گیرد، میتواند برای مردم جذاب نباشد. اما مساله اینجاست که جامعه مدام در حال تغییر است. سریال مادر، سه سال پیش ساخته شده و جامعه ما حتی نسبت به سه سال پیش هم تغییر کرده است. ضمن این که در برخی حیطهها دست نویسنده و کارگردان خیلی باز است، اما در مورد حیطهای مانند جنگ و دفاع مقدس قضیه خیلی فرق میکند، حساسیتها بیشتر است و خیلیها ممکن است خیلی چیزها را در این فضا برنتابند. با این حال در سری دوم سریال همچون سرو که با نام مادر این روزها میبینیم، بجز ابتدای آن که با یک حادثه شروع میشود، از همچون سرو بسیار شادتر است و حرفها در لفافه بیان میشود. بازپخش سریالهای قدیمی با استقبال مخاطب روبهرو شده و این نشان میدهد همین امروز اگر سریالهای خوب ساخته شود، مورد استقبال قرار میگیرد، اما اتفاق دیگری هم در این سالها رخ داده است، یکی تغییر روحیه مخاطب و دیگری تغییر نوع مدیریت در تلویزیون و ساخت سریالهای دمدستی و سطحی!
با تمام مشکلات چه چیزی باعث شد مادر را بسازید؟
یک دلمشغولی و دین بود. اینها کسانی بودند که جوانی و جانشان را در جنگ از دست دادند برای همین قصد کردم یک سریال بسازم. هنوز بعد از گذشت سالها وارد هر ده که میشویم اسم و عکس تعداد زیادی شهید هست. ما در جنگ زندگی کردهایم. این سریال دین من به مردم و به تاریخ کشورم است. این سریال کاری است که باید انجام میدادم، اما این که مردم باید آن را ببینند مقوله دیگری است که من به آن فکر نکردم، چون دیگر جای فکر کردن به مخاطب نیست. من این کار را باید انجام میدادم، چون نمیدانستم عمری خواهد بود برای گفتن این حرفها یا نه! معتقدم چنین کاری را باید در کارنامهام ثبت میکردم.
پروانه حسینزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: