در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وی 13 اپیزود فیلمنامه فصل اول مجموعه را با کمک سه فیلمنامهنویس دیگر تلویزیونی نوشت. هنوز از قصه فیلمنامه فصل دوم مجموعه، اطلاعی در دست نیست و تهیهکنندگانش گفتهاند، تا زمان شروع فیلمبرداری، اطلاعاتی در اینباره در اختیار رسانههای گروهی نخواهند گذاشت. مایکل نانکین یکی از کارگردانان اصلی قبلی، دنیانس، با فصل جدید هم بهعنوان کارگردان همکاری خواهد کرد.
«دنیانس» با این ادعا که قصد تحول در ژانر علمی ـ تخیلی را دارد، به دیدار تماشاگران رفت و با پخش چند اپیزود اول آن، مشخص شد این ادعا بیپایه و اساس نبوده است. منتقدان تلویزیونی هم مثل تماشاگران، جذب قصه و حال و هوای آن شدند و از نوگرایی مجموعه و تفاوت آن با مجموعههای مشابه تلویزیونی استقبال کردند. قصه مجموعه در یک شهر خیالی در غرب وحشی اتفاق میافتد. این شهر دنیانس نام دارد و نزدیک میسیسیپی است. حال و هوای علمی ـ تخیلی مجموعه، با ژانر وسترن ادغام شده و به این ترتیب، دستمایه اصلی مجموعه رنگ و بوی خاص و منحصر به فردی پیدا کرده است. با آن که فضاسازی مجموعه شبیه وسترنهای قدیمی است، ولی خود قصه آن در یک آینده نزدیک اتفاق میافتد. به دنبال نابودی یک سیاره دور، اهالی آن ـ که به دوتانها معروف هستند ـ راهی کره زمین میشوند تا مکانی امن و مناسب برای ادامه زندگی پیدا کنند. این موجودات بیگانه فضایی سعی میکنند، بین اهالی کره زمین، زندگی مسالمتآمیزی با نوع بشر داشته باشند.
گرانت باولر ـ که با دنیانس به یکی از چهرههای مطرح تلویزیونی تبدیل شده است ـ در این اکشن وسترن علمی ـ تخیلی، در نقش اصلی ماجراها، کلانتر جاشوآ نولان بازی میکند. او پس از آن که متوجه حضور موجودات بیگانه فضایی در شهر دنیانس میشود، هدایت و مسئولیت اهالی شهر برای یک زندگی آرام و مقابله با نیروهای منفی قصه را به عهده میگیرد. در اپیزود اول فصل اول ـ که مثل یک فیلم سینمایی یک ساعت و نیمه بود و به معرفی کامل فضا، داستان و شخصیتهای محوری پرداخت ـ علت حضور بیگانههای فضایی در دنیانس و همزیستی مسالمتآمیز آنها با اهالی محل به بحث گذاشته شد. به دنبال آن، اپیزودهای بعدی مجموعه به نمایش مشکلات شهر و مبارزه اهالی آن با خطرات ریز و درشتی که در این محل کمین کرده است، پرداخت. ورود بیگانههای فضایی، در آغاز با استقبال مردم کره زمین همراه نیست و آنها برای این که زمین را تبدیل به خانه جدید کنند، با مسائل و مشکلات زیادی روبهرو میشوند. قصه مجموعه از نگاه نب نولان ده ساله تعریف میشود. در ده سالگی اوست که وولانها به زمین حمله میکنند و بعدها وی در ارتش ثبتنام میکند تا در جنگ علیه آنها شرکت کند. پس از پایان جنگ، او به زادگاهش در دنیانس برمیگردد. او متوجه میشود شهر به صورت پناهگاه مهاجرانی از نقاط مختلف درآمده و به یک اردوگاه مهاجران و آوارگان تبدیل شده است. وی در اپیزودهای مختلف دنیانس، وظیفه محافظت از اهالی شهر را در مقابل بیگانههای فضایی، آدمهای شرور قصه، نظامیان، سیاستمداران جاهطلب و دیگر خطراتی که شهر و مردم آن را تهدید میکند، به عهده میگیرد.
قصه اکشن و هیجانانگیز مجموعه با به تصویر کشیدن این نوع درگیریها، به بررسی وضع نژادهای مختلف در دل قصه میپردازد. همین بخش مجموعه است که آن را از بقیه مجموعههای علمی ـ تخیلی تلویزیونی جدا میکند و سخت به مزاج منتقدان خوش آمده است. قصه دنیانس تلاش دارد، در جامعهای که با انواع تهدیدها از سوی آدمها و موجودات مختلف و متفاوت روبهرو است، شعار همزیستی آدمها با دیگران را سر دهد. در قصه مجموعه، حداقل هشت نوع موجود فضایی وجود دارد و این وظیفه شخصیتهای انسانی ماجراست که با آنها کنار بیایند و در کنار هم به زندگی بپردازند. در کنار آن، نزاع مهاجران با اهالی بومی هم به تصویر کشیده میشود و در این ارتباط، قصه مجموعه یکی از مشکلات بزرگ جامعه اروپا و آمریکا را به نمایش گذاشته و به چالش میطلبد.
سازندگان مجموعه برای جذب بیشتر تماشاگران ژانر وسترن و حال و هوای غرب وحشی را هم به قصه علمی ـ تخیلی و فضایی آن افزودهاند. حاصل کار (که البته خوب کار شده و درست و منطقی از آب درآمده است) یکدست و قابلقبول است و نمیتوان ایرادی جدی به آن گرفت. طبق معمول تعدادی از مجموعهها و فیلمهای چند سال اخیر که نگاه بسیار خوب و مثبتی به شخصیتهای سیاهپوست دارند، در دنیانس هم این گروه جزو شخصیتهای مثبت و اصلی ماجرا هستند. یکی از نکات قابل ذکر درباره این مجموعه این است که برای فیلمبرداری آن، یک شهرک ویژه و اختصاصی سینمایی ساختند. تمام دکورها و صحنهآرایی موجود در این شهرک، خاص دنیانس بود و بعدها گفته شد دیگر محصولات تلویزیونی هم میتوانند از آنجا به عنوان لوکیشن اصلی خود استفاده کنند. البته این امر تا امروز تحقق پیدا نکرده است، زیرا استقبال تماشاگران از دنیانس، باعث شده این شهرک در اختیار گروه سازنده این مجموعه باشد و بس!
گرانت باور بازیگر اصلی مجموعه، اصلیتی نیوزیلندی دارد و متولد سال 1968 است. او تا به حال در بیش از 40 مجموعه و فیلم تلویزیونی بازی کرده است. باور فعالیت بازیگری را از سال 1986 در نیوزیلند و استرالیا شروع کرد و حدود پنج سال است که در مجموعههای اروپایی و آمریکایی بازی میکند. موفقیت مجموعه دنیانس او را هم به یکی از بازیگران مطرح روز رسانه کوچک تبدیل کرده است.
ورایتی / مترجم: کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: