بسیاری از ما این بیت مولانا را شنیده‌ایم که می‌گوید «چون که صد آمد، نود هم پیش ماست». اما تا به حال چقدر به آن فکر کرده‌ایم و به سبک زندگی‌های خودمان تعمیم داده‌ایم؟ آیا این بیت در همه جا و همه وقت مصداق دارد؟ آیا می‌توانیم آن را در تغییر سبک‌های هنری هم لحاظ کنیم و بگوییم ظهور دوره‌ای جدید در هر هنری، دوره قبلی را بکلی پاک می‌کند و ضرورت استفاده از آن را از بین می‌برد؟ لزوما نه.
کد خبر: ۵۶۷۷۵۴

هنر مبحثی در هم تنیده است که زمان نمی‌تواند آن را تقسیم‌بندی کند. اگرچه سال‌ها از رواج نقاشی رئالیسم در سراسر دنیا می‌گذرد، اما ما هنوز از تماشای یک سبد میوه نقاشی شده با آبرنگ لذت می‌بریم و این همه زمانی بودن، خاصیت انکارناپذیر هنر است، اما وقتی هنرهای مدرن با صنعت گره خوردند و هنر صنعت‌هایی از جمله سینما را تشکیل دادند، دچار خاصیت قدیمی و ناکارآمدی شدند. از کار افتادن، خاصیت ابزار و صنایع است، به طوری که وقتی برق اختراع شد، دیگر کسی خانه‌اش را با فانوس نفتی روشن نگه نداشت یا زمانی که گاز آمد، دیگر کسی روی هیزم غذا نپخت و صدها مثال دیگر که نشان می‌دهد با آمدن «صد» دیگر نیازی به ابزار «نود» نیست.

حالا اگر بخواهیم از منظر پیشرفت تکنولوژی و جنبه صنعتی سینما به فیلم‌های 50 سال قبل نگاه کنیم، باید همه آنها را دور بریزیم و حاضر نباشیم با وجود کیفیت‌های بلو ری و اچ‌دی، تصاویر آپاراتی سیاه و سفید ببینیم. اما اگر از منظر هنر به آنها نگاه کنیم باید همانند باارزش‌ترین چیزها نگهداری‌شان کنیم و برای حفظ هویت هنری، تکرار خاطرات، حس دلنشین نوستالژی و تجربه‌اندوزی از هنر پیشینیان تماشای آنها را حتی با بدترین کیفیت از دست ندهیم. در این نبرد هنر و صنعت، فقط آثاری پیروز می‌شوند که ارزش هنری آنها معاصران را مجاب کند که با کمک صنعت به اصلاح رنگ و تصویر این فیلم‌ها یا سریال‌ها بپردازند. فیلم‌ها و سریال‌هایی که حتی پس از اصلاحات فراوان برای جوانان جاذبه چندانی نخواهد داشت و با کیفیت تصاویر پیش‌زمینه ذهنی آنها برابری نخواهد کرد.

یکی از این نمونه‌ها، بازپخش سریال «سال‌های دور از خانه» یا «اوشین» است. این سریال که در زمان پخش یکی از پرطرفدارترین برنامه‌های رسانه ملی بود و تا سال‌های سال در ذهن مردم، ماندگار بود، اکنون در میان تصاویر باکیفیت دیجیتال و این همه تنوع رنگ و دکور و جذابیت، مسیری کج‌دار و مریز را بین جوانان طی می‌کند. تنها جنبه مثبت بازپخش این سریال نوستالژی آن برای همان کسانی است که 2 دهه پیش هم به تماشایش نشسته بودند وگرنه جذب مخاطب جدید و جوان، هدفی است که هیچ گاه درباره چنین مجموعه‌هایی تحقق پیدا نخواهد کرد یا حداقل به اکثریت نخواهد رسید. اکنون 20 سال و اندی از نمایش اوشین در ایران و بیش از 30 سال از ساخت این مجموعه در ژاپن می‌گذرد.

بدون شک اکنون کارگردان این مجموعه هم دچار تغییر زاویه دید شده و اگر الان سریال جدیدی بسازد، هرگز مثل اوشین نخواهد بود. به همین نسبت فضای فکری داخل ایران هم تغییر پیدا کرد و ذائقه بصری مخاطبان چندان همسو با این گونه آثار نخواهد بود. به عنوان یک پیشنهاد، رسانه ملی می‌توانست، هر شب یا حتی هفته‌ای یکبار بهترین سکانس‌ها یا دیالوگ‌های سال‌های دور از خانه و سریال‌های هم دوره آن را در برنامه‌ای کوتاه با هدف یادآوری خاطرات گذشته روی آنتن ببرد و چه‌بسا مخاطبان بیشتری را اعم از جوان و بزرگسال به خود جذب می‌کرد.

مریم اکبرلو

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها