در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ای اولین امام معصوم!
همه روزهای تقویم را مرور کردم تا به زیباترین روز عالم «سیزدهم رجب» رسیدم. براستی که چقدر رازناک است تولد باشکوهت در قبله عاشقی! روزی که بر دستهای آسمانی «فاطمه بنت اسد» از خانه کعبه بیرون آمدی. شمشادها برایت خیابان باز کردند. چشمهها سرود شادمانی سر دادند. ریگهای صحرا و موجهای دریا بهوجد آمدند. ستارههای آسمان مکه نورافشانی کردند. نخلهای مکه شانه به شانه هم رقصیدند و کوهها برای دیدنت سرک کشیدند. آمدی تا رسم «علیواری» در جهان پا بگیرد و هیچ مظلومی، گرسنه سر به بالین نگذارد.
تا شیوه جوانمردی را به پهلوانان نشان دهی.
تا دست نوازشی بر سر گنجشکهای یتیم کشیده شود. تا سیب مهربانی به عدالت بین مردم تقسیم شود. تا خطبههای نور در خیابانهای جمعه جاری شود. تا پرندهها به پرواز فکر کنند و اقاقیها به تبسم بنشینند.
ای امیر باعظمت!
تو آنقدر با ابهت گام برمیداشتی که عطر عبور تو کافی بود تا شباندیشان کافرکیش دست از شرارت بردارند. با این حال 25 پاییز را در سکوت گذراندن، تنها از عهده امیری چون تو برمیآید. سالهای مبهمی که هنوز در ذهن خاموش ماه و چاه مخفی مانده است. همه راههای دلدادگی به تو ختم میشود و تو به راههای آسمان آشناتری تا به راههای زمین.راستی که کوفه چه لحظه باشکوهی داشت، وقتی شبانه، کیسهای از نان و خرما و مهربانی به دوش میگرفتی و به دیدار بیپناهان میشتافتی. چه شبهای بسیاری که بغض کودکان یتیم در آغوش پرمهر تو شکوفه میداد.
عبدالرحیم سعیدیراد / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: