در تعریف فعالیت اجتماعی و ارتباط آن با پیامهای ساری در فضاهای مجازی یا غیر مجازی، نقش بنگاهها را در تعامل با گیرندههای انسانی پررنگتر میکند. بنابراین هر واحد فرهنگی که به نوعی قادر به انتشار پیام است، میتواند با آمیزش سخن با ابزار حرفهای جایگاه رفیعتری برای خود بیابد.
موزهها به عنوان گنجینههای جامعه بشری در پستوی خود هزاران پیام را در خود نهفته دارند. باور عمومی بر این است که پیام موزهها در هنگام بازدید به مخاطب میرسد، ولی هر پیامی زمانی جاذبه دارد که بازدیدکننده پیش از ورود به اندرون آن از نوع و جنس پیام شناخت نسبی داشته باشد. این امر در صورتی میسر است که مدیران موزهها بین پیام و ارزش فرهنگی اشیا تفاوت ماهوی قائل شوند و اجازه دهند ارزشها به هنگام بازدید و پیام قبل از بازدید به مخاطب برسد.
رویکرد عملگرایانه در این زمینه موجب میشود که موزه به عنوان رسانهای فعال فارغ از هرگونه محدودیت زمانی و مکانی (دو بعد اصلی در اجرای برنامه گردشگری) مخاطبان خود را مورد خطاب قرار دهد و انگیزه و میل به بازدید را در آنها ایجاد کند. بیشک حرکت به سمت مخاطب (گردشگر) و قرارگرفتن در مجاورت وی و اشباع فضای اطلاعرسانی میتواند موزهها را به رسانههایی ناطق بدل سازد که هر گردشگری در معرض دریافت آن قرار گیرد.
هرگونه فعالیت گردشگری زمانی به تحقق میرسد که گردشگر در آن عنصر عامل و مجری باشد. بر این اساس بازدید گردشگر از موزه به عنوان یک فعالیت گردشگری تنها در صورتی ممکن است که موزه جایگاه جغرافیایی خود را فراموش کند و در فضای ذهنی گردشگر جایی برای خود بیابد. چنین حرکتی باعث میشود که موزه عامل و مجری در سیر فعالیت گردشگری شود. شاید نگاهی به نحوه فعالیت برخی موزهها نظیر لوور ما را وا دارد تا از باور متعصبوار ارزشهای فرهنگی موزههای خود بیرون بیاییم و همراه با دیگر رسانهها و با همان ابزار، خود را در عرصه اطلاعرسانی بیش از پیش فعال سازیم.
محمد عبدالعلیپور/ کارشناس موزه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم