
تا بخواهی، جناب سرهنگ شاعر و شازده شاعر و مدیرکل شاعر بود که میآمد و شعر میخواند و به طمطراق القابش مفاخره میکرد و کسی را یارای آن نبود که به شعر حضرت والا نکتهای بگیرد.
باری زمان گذشت و اینک آنگونه محافل دیگر رونق پیشین را ندارد، اما در محافل جدید شعر از جمله در رسانههای فراگیر و دنیای مجازی، هنوز برشمردن القاب و مناصب شاعران، رواج دارد.
از میان تمام القاب اما در این سالیان، عنوان جناب دکتر بیش از همه دهان پرکن و شیرین مینماید.
گویی هر شاعری که جناب دکتر باشد، به مرتبهای از شعر دست یافته است که بر دامن کبریای سخن او هیچ گردی نمینشیند.
این نکته از فرط روشنی نیاز به تأمل چندانی ندارد که شاعری، هیچ نسبتی با تحصیلات دانشگاهی ندارد، حتی تحصیل در رشتههایی نظیر ادبیات، چه رسد به رشتههای دیگری چون پزشکی، زمین شناسی، فیزیک و فلسفه.
القابی نظیر آقای دکتر و جناب سرهنگ اگر در محدوده شغلی و صنفی خاص، کارآیی دارد، در عالم شاعری جز مفاخره و شاید منصرف ساختن مخاطبان و منتقدان از خردهگیری بر شعر آقای دکتر و جناب سرهنگ و حضرت استاد، کارکرد دیگری نمیتواند داشت.
بر این بیفزاییم که شاعران، حتی از القاب عام، نظیر آقا و خانم نیز همواره پرهیز داشتهاند، چندان که مثلا کسی نشنیده است که بگویند: آقای اخوان ثالث یا خانم فروغ فرخزاد.
این بیپیرایگی در نامیدن شاعران تا آنجاست که مردم برخی از شاعران را به نام کوچکشان میشناسند، مانند: سهراب، قیصر یا به تخلصهای صمیمانهشان مانند: نیما، اوستا، سایه و مشفق.
به یاد دارم در جلسهای، قیصر را یکبار با عنوان دکتر خطاب کردند و او توضیح داد که در تمام دنیا این عنوان را فقط برای پزشکان به کار میبرند و درباره دیگر علوم بویژه علوم انسانی، استفاده از عنوان دکتر، مرسوم نیست، چه رسد به عالم شاعری که مجال اینگونه تشریفات و تکلفات نیست.
اسماعیل امینی - شاعر و مدرس دانشگاه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: