آگاهی کودکان از گرایشهای روانی به معنی آن است که به احتمال زیادی هیجان خود را بیشتر از آن که با رویدادهای بیرونی نشان بدهند با مراجعه به حالتهای درونی خود توضیح میدهند و از تنوع تجربیات هیجانی خود آگاهتر میشوند. کودکان دبستانی علاوه بر این که هیجانهای خود را بهتر میشناسند در پی بردن به هیجانهای دیگران نیز از اطلاعات بیشتری سود میجویند آنها هنگامی که میخواهند از احساسات دیگران سر درآورند، میتوانند نشانههای مغایر چهرهای و موقعیتی را رفع و رجوع کنند، اما کودکان پیشدبستانی فقط به جلوه هیجانی متکی هستند. کودکان بزرگتر برای پیشبینی نحوهای که فرد در یک موقعیت جدید احساس خواهد کرد میتوانند از تجربیات گذشته او استفاده کنند. مثلا میدانند کودکی که با دوست خود قهر کرده است، با دیدن آن دوست عصبانی خواهد شد. افزایش آگاهی هیجانی به وسیله رشد شناختی و تجربیات اجتماعی مخصوصا حساسیت بزرگسالان نسبت به احساسات کودکان و تمایل به بحث کردن درباره هیجاناتشان تقویت میشود. این عوامل در کنار هم، همدلی را افزایش میدهد که اواسط کودکی به رفتار نوعدوستانه کمک میکند.
در یکی دو دهه اخیر تغییرات گستردهای در ماهیت دوران کودکی رخ داده و لزوم فراگیری مهارتهای خاصی را ایجاب کرده است. این تغییرات از
یک سو یادگیری درسهای اساسی مربوط به عواطف انسانی را برای بچهها و از سوی دیگر انتقال این درسها را به بچهها توسط والدینشان دشوار ساخته است. از این رو والدین باید در آموزش درسهای هیجانی واجتماعی اساسی به فرزندان خود هشیاری بیشتری به خرج بدهند. وقتی به آمار بزهکاری توسط نوجوانان نگاهی بیندازیم متوجه میشویم این آمار در چند دهه اخیر بیشتر و چند برابر شده است. این آمارها در ناهنجاریهای هیجانی ریشه دارد. بنابراین پیامدهای نبود آموزش هوش هیجانی هر روز بیش از پیش شدت مییابد. شواهد نشان میدهد دخترانی که تفاوت میان احساساتی چون اضطراب و گرسنگی را تشخیص نمیدهند بیشتر در معرض بولیمیا و انورکسیا (کمخوری وبیشخوری عصبی) قرار میگیرند یا دخترانی که در کودکی مدیریت تکانههای خود را نیاموختهاند احتمال بیشتری وجود دارد که اواخر نوجوانی وارد رابطههای آسیبزا با جنس مخالف شوند. در پسران نیز تابع هیجانات آنی بودن در کودکی خطر بزهکاری یا گرایش به خشونت را در نوجوانی افزایش میدهد. ناتوانی در کنترل احساس اضطراب و افسردگی نیز کودکان را در معرض خطر سوءمصرف مواد مخدر و الکل در سنین بالا قرار میدهد. والدین باید با توجه به این واقعیات برای آموزش مهارتهای اساسی همچون شناخت هیجانات، نامگذاری آنها، درک هیجانات دیگران و بیان شفاف هیجانات خوشایند و ناخوشایند، نقشی فعال ایفا کنند. کودکانی که هیجانات خود را میشناسند و خوب کنترل میکنند کودکانی خوشخلق، نوعدوست و همدل با دیگران هستند و توانایی کنار آمدن با شرایط زندگی استرسزا را بیشتر از کودکان دیگر دارند.
رابعه موحد
روانشناس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم