پرونده کاظم از زمانی گشوده شد که پلیس در جریان مرگ مشکوک زن جوانی به نام رکسانا قرار گرفت. کارآگاهان جنایی وقتی به خانه این زن رفتند، جنازه او را در حالی یافتند که به نظر میرسید وی با خوردن سم به زندگیاش پایان داده است. در نزدیکی جسد متوفی نامهای وجود داشت که ظاهرا رکسانا در آن درباره علت خودکشی توضیحاتی داده و نوشته بود:مدتی قبل با مردی رابطه داشتم و او از من فیلم گرفت و تا به حال چند میلیون تومان از من اخاذی کرده است اما دیگر نمیتوانم این وضع را تحمل کنم برای همین خودکشی میکنم.
کارآگاهان بعد از انتقال جنازه قربانی به پزشکی قانونی تحقیقات خود را درباره مرگ مرموز زن جوان پی گرفتند زیرا احتمال داشت او به قتل رسیده و قاتل با صحنهسازی مرگ وی را خودکشی جلوه داده باشد. وقتی آخرین نامه رکسانا به همراه نمونههای دیگری از دستنوشتههای وی در اختیار متخصصان خطشناسی قرار گرفت، آنها تائید کردند نامه قطعا توسط خود رکسانا نوشته شده است. افشای این راز سبب شد ماموران برای دستگیری مردناشناس وارد عمل شوند. آنها تحقیقات گستردهای انجام دادند تا اینکه هویت کاظم را فاش و نشانی محل سکونت او را پیدا کردند. کارآگاهان در ادامه با اخذ دستور قضایی به خانه این مرد رفتند و ضمن بازرسی از این محل متوجه شدند خانه به دوربین مداربسته مجهز است.
کاظم بعد از انتقال به پلیس آگاهی به جرمش اقرار کرد. او که حدود35 سال دارد، یک سال قبل بهطور اتفاقی در خیابان با رکسانا آشنا شده بود. زن جوان آن موقع تازه از شوهرش جدا شده و از نظر عاطفی در شرایط بحرانی به سر میبرد، به همین دلیل کاظم توانست با چربزبانی او را فریب بدهد. متهم میگوید: بسادگی با رکسانا دوست شدم البته اوایل ارتباط ما فقط به صورت تلفنی بود اما بعد از مدتی مدام یکدیگر را میدیدیم. رکسانا به من علاقهمند شده و اعتماد کامل پیدا کرده بود، برای همین هروقت که میخواستم به خانهام میآمد. رابطه زن و مرد جوان همچنان ادامه داشت تا اینکه کاظم نقشه شوم خود را طراحی کرد. او توضیح میدهد: از قبل در خانهام دوربین مداربسته نصب کرده بودم اما غیر از خودم هیچکس از این موضوع اطلاع نداشت. وقتی نقشهام را طراحی کردم، از رکسانا خواستم به منزلم بیاید. او هم بدون مخالفت خواستهام را اجرا کرد. آن روز دوربین را فعال کردم و از رابطهمان فیلم گرفتم اما هنوز برای شروع اخاذی زود بود. مدتی دیگر به رابطهام با این زن ادامه دادم.
چندی بعد رکسانا باتوجه به رفتار و حرکات کاظم به این نتیجه رسید که ادامه این دوستی به صلاحش نیست؛ بنابراین تصمیم به قطع رابطه گرفت. آن زمان بود که متهم گام بعدی را برای رسیدن به هدف شومش برداشت. او میگوید: فیلمی را که مخفیانه تهیه کرده بودم، روی سیدی رایت کردم و همراه یک نامه برای رکسانا فرستادم. کاظم در نامه خود نوشته بود اگر به وی باج ندهد، فیلم را منتشر میکند و قبل از هرچیز نسخههایی از آن را در اختیار خانواده رکسانا قرار میدهد. زن جوان که آبروی خود را در خطر میدید و از طرفی هرگز فکر نمیکرد در چنین دامی گرفتار شود، تنها راه چاره را در تسلیم شدن دید و باج درخواستی متهم را پرداخت اما این پایان کار نبود. مرد جوان ادامه ماجرا را این طور شرح میدهد:در چند مرحله از رکسانا باج گرفتم او با اینکه برای تهیه پول مشکل داشت، از ترس آبرویش هرطور که بود مبلغ درخواستیام را فراهم میکرد. من چند میلیون تومان از این زن گرفتم. هدفم این بود که حسابی پولدار شوم و بتوانم زندگیام را سر و سامانی بدهم. اخاذیهای من ادامه داشت تا اینکه باخبر شدم رکسانا خودکشی کرده است. وقتی موضوع را پیگیری کردم، از نامهای که نوشته بود هم مطلع شدم.
کاظم که بهخاطر رابطه نامشروع، فیلمبرداری و اخاذی پای میز محاکمه رفته، گناهکار شناخته و به تحمل 20 ماه زندان، 74 ضربه شلاق و 10 سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شده است.
داوود ابوالحسنی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم