زاویه دید

روایت عشق از «پروانه» تا «زمانه»

سریال «پروانه» قصه آدم‌هایی است که روزگار زیادی از بودن و زیستن آنها نمی‌گذرد، اما گویی به گذشته‌ای دور تعلق دارند و نسلی منقرض شده هستند که انگار نه انگار ما فرزندان و نوادگانشان هستیم!
کد خبر: ۵۵۹۱۶۴

«پروانه» روایت زندگی​انسان‌هایی است که چهار دهه پیش در این کشور نقش آفرینی می‌کردند. دنیای آنها آرام است و از شتاب امروز خبری در آن نیست. موسیقی، ریتم زندگی و حتی رفتارها و واکنش‌های آنها نیز با دنیای پرشتاب امروز ما فرق دارد. انگار زندگی در همین چند دهه پیش حتی همین‌جا در پایتخت، رنگ و بوی دیگری داشت؛ آدم‌ها هویتشان با اعداد و ارقام تعریف نمی‌شد و لحظه‌ها بدون گذشته و بدون آینده معنا نمی‌شد.

در دنیای امروز ما لحظه از هر چیز دیگری مهم‌تر است؛ لحظه‌ها بی‌هیچ تجربه‌ای از گذشته و بی‌هیچ مسئولیتی درباره آینده، اهمیت پیدا کرده‌ است و ما تبدیل به انسان‌هایی شده‌ایم که بودنمان در لحظه‌های جاری معنا پیدا می‌کند. به همین نسبت رفتارها، قضاوت‌ها، دل‌بستن‌ها و عاشق‌‌شدن‌ها و حتی نفرت‌ها و پرهیزهایمان را متناسب با همین لحظه که در آن هستیم، تعریف می‌کنیم.

گرچه «پروانه» زندگی، عشق و انسان‌هایی را به تصویر می‌کشد که گویا مربوط به دنیای فیلم‌ها و قصه‌ها هستند، اما این دنیا باورپذیر و برآمده از واقعیات زمان خود است. حتی کسانی که کودکی‌شان را در زمان وقوع داستان «پروانه» گذرانده‌اند چند خاطره انسانی و عاشقانه از آن دوره به یاد دارند که بتوانند دوست داشتن در دهه 40 و 50 را باور کنند، جنس آن را بشناسند و بدانند «پروانه» فقط یک سریال نیست؛ داستانی برآمده از زندگی واقعی آدم‌های عصر خویش است. همان‌طور که سریال «زمانه» داستان عشق‌ها و دوست داشتن‌های دوره ما بود.

«پروانه» و «زمانه» در کنار هم می‌تواند برای ما، دو مفهوم نزدیک به هم اما کاملا متناقض را معنا کند؛ مفهوم «عشق» و «خواستن» را که یکی با گذشت معنا می‌شود و آن دیگری با خودخواهی! این دو سریال همچون آینه، تصویر زمانه خود را نشان می‌دهند؛ «پروانه» داستان جوانه‌زدن، بالندگی و بروز عشق در وجود دو نفر است و احساس مسئولیت آنها نسبت به یکدیگر، اما در «زمانه» عشق یک جرقه بود که به آتشی‌سوزان تبدیل می‌شد.

چند دهه زمان زیادی برای این همه تغییر نیست، اما به موازات تغییرات پرشتابی که در شیوه زندگی و بالطبع شیوه اندیشیدن ما رخ داده، مفاهیم نیز دچار تغییر شده‌ است؛ عشق برای ما خواستن است یا به عبارت دقیق‌تر وسوسه خواستن کسی است که گمان می‌کنیم بهترین است و این عشق فقط تا زمانی ادامه دارد که گمان ما درباره آن شخص پابرجاست.‌چنین است که در جستجویی بی‌ثمر آنقدر نیمه‌های گمشده را از سر می‌گذرانیم تا ایمانمان را به یافتن یک همراه همیشگی از دست بدهیم!

آذر مهاجر / گروه رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها