در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

گرچه مدیریت بویژه در حوزه گسترده آن به طور طبیعی شهرت به دنبال دارد، اما در انتخابات مختلف ایننکته به اثبات رسیده که شهرت لزوما نمیتواند به انتخاب فرد و در نهایت مسئولیت گرفتنش منجر شود.
کمتر انسانی را میتوانید بیابید که بلندپرواز نبوده یا دستکم از بلندپروازی بدش بیاید. یکی از این بلندپروازیها در سطح جامعه میتواند با حس انتخاب شدن توسط مردم معنا یابد. (اینکه فرد تا چه حد بتواند برای خواستههای رایدهندگان گام بردارد، بحث دیگری است). برای رسیدن به این خواسته، فرد پیش از هر چیزی باید خود را به مردم بشناساند تا در پرتو شناختی که در ذهن مردم از او نقش میبندد، بتواند به هدف خود یعنی انتخاب شدن دست یابد. نکته آغاز نزاع یا دیدگاههای مختلفی که درباره حضور ورزشیها در عرصههای غیرورزشی، ازجمله حوزه مدیریت شهری از همین جا آغاز میشود. به واقع ورزشیها بهدلیل سالها حضور در عرصه قهرمانی و اقبال رسانهها به آنها، در بین مردم افرادی شناخته شده به حساب میآیند. یعنی ابتدا به ساکن یک قدم از رقیبان انتخاباتی خود پیش بوده و شاید همین حس رقابت باشد که برخی درصدد کمرنگ جلوه دادن حضور قهرمانان دیروز ورزش در انتخابات امروز هستند.
شهرت لزوما رای نمیآورد!
ممکن است حضور کسانی چون امیررضا خادم در دورههای گذشته مجلس شورای اسلامی و هادی ساعی، علیرضا دبیر و رسول خادم در شورای فعلی شهر تهران، این ذهنیت را به وجود بیاورد که افراد مشهور و محبوب حوزه ورزش میتوانند براحتی به این حوزهها ورود کنند، اما در گذشته خلاف این تصور به اثبات رسیده است. نگاهی به استقلال و پرسپولیس خود گویای این واقعیت است. بیتردید بیشتر هواداران استقلال، علی فتحاللهزاده را اگر به عنوان موفقترین مدیر تاریخ باشگاه خود ندانند او را از جمله موفقترین مدیران آبی میپندارند. جایی که میلیونها هوادار دارد، طبیعتا مدیریت موفق، محبوبیت را نیز برای خود به دنبال دارد. در اردوگاه رقیب نیز شرایط به همین ترتیب است، گرچه بیش از یک دهه از حضور امیر عابدینی در کسوت مدیرعاملی باشگاه پرسپولیس میگذرد اما هواداران میلیونی پرسپولیس هم مثل آبیها چنین ذهنیتی به عابدینی دارند و به همین دلیل است که مدیرعامل فعلی باشگاه داماش هنوز هم به بهانههای مختلف به اظهار نظردرباره پرسپولیس میپردازد، دو مدیری که خود نیز فوتبالیست بودهاند و با جلب نظر هواداران این دو باشگاه به محبوبیتی کم و بیش همتراز دست یافتند. اما این دو مدیر در انتخابات دو دوره گذشته مجلس و در شرایطی که تیمهایشان در اوج قرار داشتند نامزد انتخابات شدند و رای نیاوردند. باوجود این، فتحاللهزاده و عابدینی هنوز هم از چهرههای تاثیرگذار و البته مشهور و محبوب هواداران استقلال و پرسپولیس هستند و به دلیل شکست در انتخابات چیزی را از کف ندادند.
محمد مایلیکهن نیز چنین سرنوشتی داشت. او هم در دوره گذشته انتخابات مجلس شورای اسلامی کاندیدا شد و رای نیاورد، کسی که با پیشینه پرسپولیسی بودن و سرمربیگری تیم ملی در کنار تحصیلاتش گام به این عرصه گذاشت و هرچند از هدف خود یعنی راهیابی به مجلس بازماند، اما مایلیکهن هم برعکس بسیاری چهرههای دیگر حوزهها همچنان مورد اقبال رسانهها و مردم بوده و اظهارات صریح و شفاف او مورد پسند بسیاری از ورزشیهاست.
اینجا هم آمادگی روانی موثر است!
ورزشکاران که در دوران قهرمانی با تحمل مرارتها و تمرینات بعضا کشنده خود توانستهاند بر رقیبان ریز و درشت داخلی و خارجی خود فائق آیند، به لحاظ روانی و به طور طبیعی از حضور در انتخابات هم ـکه خود یک نوع مسابقه استـ هراسی ندارند. چه بسا افراد دیگر حوزهها شکست در عرصه انتخابات را برای خود بسیار سنگین میپندارند، اما این موضوع نزد ورزشیها کمترین هراسی برای آنها ایجاد نمیکند.
چون هر قهرمانی را که تصور کنید در دوران قهرمانی خود بارها شکست خورده و بارها این شکستها را جبران کرده است. میتوان این گونه برداشت کرد که حضور ورزشیها در عرصه انتخابات، یک بازی یک سر مساوی و یک سر برد است؛ آنها اگر رای بیاورند که پیروز شدهاند و اگر رای نیاورند همچنان در عرصه ورزش جا برایشان موجود است؛ یعنی چیزی را از دست نمیدهند، حال آنکه افراد دیگر حوزهها ممکن است با یک شکست انتخاباتی به حاشیه رفته و از نظرها محو شوند.
امید توفیقی / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: