جزیره ها هم سند دارند

بیست و پنجمین نشست کشورهای عضو جی سی سی یا شورای همکاری خلیج فارس در بحرین هنگامی برگزار شد که امیرعبدالله ، ولیعهد سعودی از سفر به بحرین خودداری کرد.
کد خبر: ۵۵۷۴۸
اختلاف بین بحرین و عربستان سعودی که در واقع پدرخوانده بحرین است در زمینه قرارداد اقتصادی که بتازگی بحرین با امریکا امضا کرده به وجود آمده است.
در کنار این مساله ابعاد دموکراتیزه کردن نظام ها در کشورهای عرب منطقه نیز یکی از مسائل مورد اختلاف بود. عمده ترین مسائلی که در این نشست اهمیت داشت ، امضای قرارداد تجاری بین بحرین و امریکا، طرح خاورمیانه بزرگ امریکا، مساله مبارزه با تروریسم و طرح دوباره ادعاهای واهی مالکیت امارات بر جزایر سه گانه ایرانی بود.
از زمان تاسیس اتحادیه عرب در دهه 40تا تشکیل اتحادیه مغرب غربی و شورای همکاری خلیج فارس در دهه 80گرفته تا آخرین نشست سران شورای همکاری خلیج فارس در بحرین ، رفتار دولت های عربی نشان داده است که زمینه های واگرایی در جهان عرب همواره مانع از شکل گیری یک اجتماع عربی در قبال مسائل مهم از جمله مهمترین چالشها مانند قضیه فلسطین و موضوع عراق بوده است.
از زمانی که جمال عبدالناصر تلاش داشت تا با استفاده از ناسیونالیسم عربی و پان عربیسم زمینه های اتحاد میان کشورهای عرب را فراهم کند و طرحش با شکست مواجه شد تا چند روز پیش که اختلاف عربستان و بحرین در نشست سران اتحادیه عرب نشست شورای همکاری خلیج فارس را با آشفتگی روبه رو کرد و احضار سفیر عربستان سعودی از لیبی که زخمهای کهنه که ارث میان دو کشور را گشود، کشورهای عرب هیچ گاه نتوانسته اند اتحادی را میان خود پایه ریزی کنند که مانع از عمیق تر شدن شکاف روزافزون میان آنان شود.
علاوه بر اختلافات مرزی میان کشورهای قطر و عربستان ، بحرین ، امارات و کویت با دو کشور عربستان و بحرین و اختلافات مرزی عراق و کویت که با حمله صدام به کویت به شعله ور شدن یک جنگ خانمانسوز در سال 1991 منتهی شد، جهان عرب همواره با نوعی واگرایی روزافزون روبه رو بوده است.
در خرداد ماه گذشته شکاف میان کشورهای عرب موجب شد تا برای نخستین بار اجلاس سران عرب به تعویق بیفتد. در اجلاس ماه گذشته شرم الشیخ سران کشورهای عرب نه تنها نتوانستند موضع واحدی در قبال طرح خاورمیانه بزرگ امریکا اتخاذ کنند، بلکه اختلاف نظر آنها مانع از آن شد که حتی کدورت های میان خود و اختلافشان بر سر مهمترین مسائل مبتلابه جهان عرب را نیز پنهان سازند.
به هر حال دنیای عرب با وجود وحدت و همگرایی ظاهری ، همواره با اختلافات و چالشهای بزرگی در داخل مواجه بوده که هر از گاه این اختلافات در شکل تنش و حتی بحران سیاسی در روابط کشورهای عربی در سطح اتحادیه های عربی بروز کرده است.
اگرچه دولتهای عربی طی چند دهه اخیر کوشیده اند تا با تشکیل اتحادیه های منطقه ای همچون اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیج فارس به اختلافات بین خود فائق آیند، با وجود این ماهیت تاریخی و ریشه دار بودن این اختلافات که بیش از هر چیز به ویژگی ساختار نظامهای سیاسی و فرهنگ سیاسی اساسا متفرق و واگرایی عربی مربوط می شود، مانع از ایجاد وحدت واقعی بین کشورهای عربی شده است.


تجارت آزاد بین امریکا و بحرین
عربستان سعودی اعلام کرد علت مخالفتش با یک قرارداد تجارت آزاد بین ایالات متحده امریکا و بحرین نه از روی لجاجت ، بلکه به منظور حفظ منافع کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس است.
قرارداد تجارت آزاد بین ایالات متحده و بحرین که افزون بر عربستان سعودی خشم بقیه کشورهای عرب حوزه خلیج فارس را برانگیخته است ، تعرفه های گمرکی خارجی را در بر نمی گیرد و از این نظر واشنگتن را نسبت به کشورهای عضو همکاری خلیج فارس در موقعیت برتری قرار می دهد.
کشورهای عرب عضو شورای همکاری خلیج فارس در مورد یک گمرک ثابت 5درصدی قبلا به توافق رسیدند. در پی نشست اخیر سران شورای همکاری خلیج فارس شاهزاده سعودالفیصل وزیر امور خارجه عربستان در ارتباط با مخالفت کشورهای عرب با این قرارداد گفت : درست نیست که با این مساله شخصی برخورد کنیم.
او گفت ما از روی خودخواهی با موضوع برخورد نمی کنیم ، بلکه تنها نگران تحکیم و تمامیت شورا هستیم. تحلیلگران اقتصادی معتقدند عربستان سعودی بیم دارد کالاهای صادراتی ایالات متحده که با موافقت از پرداخت تعرفه گمرکی وارد بحرین می شوند در داخل این کشور دوباره به فروش برسند.
وزیر خارجه عربستان سعودی گفت : امضای قرارداد تجارت آزاد با یک کشور خارج از حوزه همکاری خلیج فارس ، برخلاف توافق های اولیه اعضای این شوراست.
وی گفت : اعضای شورای همکاری خلیج فارس می خواهند برای حل و فصل این مشکل در آینده با هم گفتگو کنند. کشورهای عربستان سعودی ، کویت ، قطر، بحرین ، عمان و امارات عربی متحده عضو شورای همکاری های سیاسی و اقتصادی خلیج فارس هستند، اما مقامهای تجاری ایالات متحده در واشنگتن از امضای قرارداد با بحرین دفاع کردند و آن را اقدامی برای گسترش و تحکیم روابط اقتصادی امریکا با خاورمیانه خواندند.
قرارداد تجارت آزاد ایالات متحده با بحرین در امریکا از پشتیبانی بازرگانی وسیعی برخوردار است و انتظار می رود در جلسه سال آینده کنگره امریکا براحتی به تصویب برسد.


ادعاها و واکنش ها
رهبران کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در بیانیه پایانی اجلاس خود در منامه پایتخت بحرین بار دیگر با اشاره به آنچه حق حاکمیت امارات بر جزایر سه گانه ایرانی در خلیج فارس می نامند بر حمایت کامل خود از ادعای حاکمیت امارات بر جزایر سه گانه تنب بزرگ ، تنب کوچک و ابوموسی تاکید کردند و این جزایر را بخش جدا نشدنی از امارات خواندند.
این شورا در بیانیه خود همچنین از آنچه بی نتیجه ماندن تماسهایش با ایران به منظور جلب مشارکت فعال تهران برای حل این مساله خوانده است ، ابراز تاسف می کند. شورای همکاری خلیج فارس در همین چارچوب بر ضرورت ادامه کار بررسی تمامی راهکارهای مسالمت آمیز برای همین مساله به گونه ای که در نهایت آنچه بازگشت حق حاکمیت امارات بر جزایر سه گانه نامیده است ، تاکید می کند.
ادعای مالکیت امارات بر 3 جزیره ایرانی ، موضوعی است که تقریبا در تمام گردهمایی مقامات کشورهای عربی تکرار می شود. سران عرب پیش از این در پیش نویس بیانیه پایانی نشست خود در تونس هم از موضع امارات در این زمینه اعلام حمایت کرده بودند.
در واکنش به این بیانیه حمیدرضا آصفی ، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی مفاد بیانیه پایانی این اجلاس در ارتباط با مواضع تکراری پیرامون جزایر سه گانه ایران را غیرقابل قبول خواند و آن را کاملا نامربوط دانست. آصفی با تاکید مجدد بر حاکمیت و مالکیت کامل ایران بر جزایر سه گانه تنب بزرگ ، تنب کوچک و ابوموسی این سه جزیره را جزو لاینفک و ابدی سرزمین ایران دانست.


اسناد سخن می گویند
جزایر ابوموسی ، تنب بزرگ و تنب کوچک در خلیج فارس ، بر پایه اسناد تاریخی و حقوقی از روزگار باستان در حاکمیت و مالکیت ایران بوده و هست.
سال 1904میلادی ، انگلیسی ها به بهانه مبارزه با راهزنان دریایی در این جزیره مستقر شدند. پس از سالها مبارزه ایران برای بازگرداندن آنها، انگلستان پذیرفت که با عقد قرارداد ویژه ، این جزایر به ایران پس داده شود. سرانجام به موجب قرارداد 1971، پیش از تشکیل دولت امارات عربی متحده ، به طور قانونی به ایران بازگردانده شدند.
پس از انتقال قانونی جزایر تنب و ابوموسی به ایران در سال 1971میلادی ، امارات به شورای امنیت سازمان ملل متحد نسبت به این واگذاری شکایت کرد که این ادعای غیرقانونی همان سال از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد رد و پرونده آن شکایت بسته شد.
امارات عربی متحده بارها این ادعا را تکرار کرده است ، اما به دلایل متعدد مورد توجه هیچ دولت یا سازمان جهانی ، جز حکومت بعث عراق قرار نگرفت.


در جغرافیا
ایران بر بسیاری از جزایر مهم و راهبردی در تنگه هرمز و دهانه خلیج فارس حاکمیت و مالکیت دارد. از این جزایر، شش جزیره که خط قوسی دفاعی ایران را تشکیل می دهند، اهمیت بیشتری دارند و این جزایر عبارتند از:
ابوموسی ، تنب بزرگ ، هرمز، لارک و قشم و هنگام که در فاصله های کوتاه از یکدیگر قرار گرفته اند و خط قوسی دفاعی ایران را تشکیل می دهند. جزیره ابوموسی ، با پهنه ای حدود 12کیلومتر مربع ، در آبهای خلیج فارس ، در 75کیلومتری بندر لنگه و 57کیلومتری خاور جزیره سیری قرار گرفته است.
جزیره تنب بزرگ ، با پهنه ای حدود 11کیلومترمربع ، در 31کیلومتری جنوب باختری جزیره قشم ، در بخش شمالی خط منصف خلیج فارس قرار دارد. جزیره تنب کوچک ، با پهنه ای حدود 2کیلومتر مربع ، در حدود 14کیلومتری باختر جزیره تنب بزرگ و در 50کیلومتری جنوب بندر لنگه است.
ارزش استراتژیک جزیره ابوموسی قابل توجه بوده ، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. ارزش استراتژیک جزیره تنب بزرگ ، به علت فاصله بیشتری که از تنگه هرمز دارد، به تنهایی چندان مهم نیست ، اما از نظر استراتژی حلقه ای پراهمیت از زنجیره خط قوسی دفاعی ایران در تنگه هرمز به شمار می رود.
جزیره تنب کوچک از دید استراتژیک ، به عنوان یک نقطه پیوند و پشتوانه ، برای جزیره تنب بزرگ اهمیت دارد.


نام ها و نکته ها
ابوموسی:
این جزیره بوموسی ، بوموسا، ابوموسی ، باباموسی ، گپ سبزو، بوموف و... نامیده شده است.
واژه بوموسی از دو پاره بوم و سا - سی تشکیل شده است ، که بوم به معنی جا، مقام ، خانه ، پناهگاه ، جایگاه و سرزمین است ، چنان که می گویند مرغ بوم گرفت ، یعنی آشیانه ، خانه و وطن گرفت.
در پارسی باستان bum، به معنی سرزمین آمده و سنایی غزنوی آن را به دو معنی آورده است: کشوری که عدل عام ندیده بود، در بومش ایچ بام ندید.
بنابراین بخش نخستین آن ، یعنی بوم فارسی است و بوموسی یعنی سرزمین موسی ، نام دیگر این جزیره در بندر لنگه و دیگر شهرهای هرمزگان گپ سبزو آمده است. سبز با پسوند او و نشانه تصغیر یا اشاره یا نسبت و بی گمان همان نشان اشاره و در اصل گپ سبزان بوده است.
بدین ترتیب ، ترکیب بوم با پسوند او وصف سبز سوسا نام ایرانی دیگر را تداعی می کند، که معنی آن ،بوم سبز، یا زمین سبز بوده باشد: سبز بوم = بوموسبز = بوموسو = بوموسا، که به تقلید از نوشته های عربی سا در آن به گونه سی نوشته شده و احتمال عربی دادن به آن داده اند.

تنب بزرگ:
این جزیره به نامهای تنب بزرگ ، تمب گپ ، تنب مار بزرگ ، تل مار و... نامیده شده است.
واژه تمب یا تنب ، پارسی دری یا تنگستانی (پارسی جنوبی) است ، که تپه ، پشته و تل معنی می دهد.
نام برخی روستاهای بندرها و جزایر نواحی لنگه و بوشهر، تنب است ، مانند تنب لاورو، تنبوی شمالی و جنوبی ، تنبو، دوتنبو.
واژه تنب در لغت عرب وجود ندارد و این نام صددرصد فارسی دری و ایرانی است و از پیش از دوران هخامنشی تاکنون وجود داشته و دارد.


از دل تاریخ
بررسی های انجام شده نشانگر آن است ، که از هزاره 2 پ.م ، جزایر تنب و بوموسی همانند سایر جزایر خلیج فارس از سوی ایرانیان اداره می شده و در قلمرو حاکمیت و مالکیت ایران بوده است.
خلیج فارس و جزایر آن در دوران ایلامی ، بویژه در زمان پادشاهی شیلهک این شوشیناک (1151-1165پ.م) تابع دولت ایلام بود. در دوران مادها (550-708پ.م) نیز جزایر تنب و ابوموسی و جزایر دیگر خلیج فارس تابع یکی از ایالت های جنوب باختری و سپس تابع ساتراپ استان چهاردهم دولت ماد به نام درنگیانه و بخشی از کرمان بوده است.
در دوران هخامنشی (330-550پ.م) جزایر خلیج فارس از جمله بوموسی به موجب بند 6، ستون اولیه کتیبه بیستون تابع استان پارس بوده است.
در زمان اشکانیان (250پ.م 224 م) بویژه در زمان پادشاهی مهرداد اول بندرها و جزیره دریای پارس تابع دولت اشکانی بود.
در دوران ساسانی (652-224م) جزایر و بنادر خلیج فارس در قلمروی ایران و کوره -شهر- اردشیر خوره استان پارس پادکسیان نیمروز بوده است. حاکمیت و مالکیت ایران بر جزایر ابوموسی ، تنب بزرگ و تنب کوچک ، همانند دیگر جزایر ایران ، ریشه در گذشته بسیار دور داشته و در دوران پیش از اسلام ، سراسر کرانه های جنوبی خلیج فارس ، از کویت کنونی گرفته تا شبه جزیره مسندم ، در قلمرو ایران بوده است.


پس از اسلام
در میانه سده سوم ه.ق، یعقوب لیث صفاری نخستین دولت مستقل ایران را پس از ساسانیان ، در سیستان بنیاد نهاد و پس از وی ، برادرش عمرو لیث جانشین شد و بندرها و جزیره های کرانه های شمالی و بندرها و جنوبی خلیج فارس در قلمروی آنان بود.
در سال 323ه.ق علی (عماد الدوله) دیلمی ، فارس ، بنادر و جزایر دریای پارس ، از جمله جزیره بوموسی را گشود. پس از انقراض آل بویه ، سلجوقیان کرمان ، در آن منطقه حکومت یافتند.
11 قاورد سلجوقی ، نخست کرمان ، مکران و فارس را گشود و سپس کرانه های شمالی و جنوبی و جزایر دریای پارس ، از جمله بحرین ، ابوموسی ، تنب ها، کیش و خوزستان را گشود. جزیره بوموسی و جزایر تنب تا سال 583 ه.ق که حکومت سلجوقیان کرمان ادامه داشت در قلمرو آنان بود که از سوی حکومت دست نشانده آنان ، یعنی ملوک کیش (بنی قیصر) اداره می شد.
پس از برافتادن ملوک کیش در سال 626 ه.ق، حکومت جزیره کیش و جزایر خلیج فارس ، از سوی اتابک ابوبکر بن سعد زنگی (اتابک فارس) به ملوک هرمز واگذار شد که تا سال 779ه.ق بر تمامی جزایر خلیج فارس حکومت می کردند.
تیمور گورکان در یورشهای خود فارس و بندرها و جزیره های خلیج فارس ، از جمله ابوموسی ، تنب ها و... را به قلمروی خویش افزود. تیموریان ، خراج جزیره کیش و دیگر جزایر را تا سال 873ه.ق که در ایران حکومت داشتند، تابع فارس به شمار آوردند و دریافت کردند.


دوران معاصر
دولت ایران در سالهای 1923، 1926و 1928 م/ 1302، 1305و 1307ه.ش حاکمیت و مالکیت خود را بر جزایر ابوموسی ، تنب بزرگ و تنب کوچک اعلام کرد.
در پنجم اسفند ماه 1308ه.ش، وزارت امور خارجه ایران به دنبال برافراشته شدن پرچم انگلستان در جزایر ابوموسی و تنب بزرگ ، به وزیر مختار بریتانیا در تهران به طور کتبی اعتراض کرد.
سال 1930م / 1309ه.ش، ایران به برافراشتن پرچم بریتانیا در جزیره های ایرانی اعتراض کرد. انگلیسی ها این مساله را انکار کردند و قول دادند تا تعیین تکلیف جزیره ها از برافراشتن پرچم در آنها جلوگیری کنند سال 1948م/ 1327ه.ش، دولت ایران خواستار گشایش اداره هایی در جزیره های ابوموسی و تنب بزرگ شد.
سال 1953م/ 1332ه.ش، هنگام نخست وزیری دکتر محمد مصدق ، یک رزمناو ایرانی گروهی از ایرانیان را در جزیره ابوموسی پیاده کرد. این گروه ضمن بازدید از جزیره با ساکنان آن به گفت و شنود پرداختند.
مدارک و نوشته های بالا نشان می دهد نه تنها جزایر ابوموسی و تنب ، ایرانی و جزو خاک ایران بوده و هست ، بلکه سیاست استعماری و استیلاجویانه بریتانیا در این سالها چندان تغییری نکرده است.

محمدعلی احمدنیا
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها