در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

مودبیان تاکنون بیش از 10 اثر از داستانهای کوتاه و نمایشنامههای اسلاومیر مروژک این نویسنده معاصر لهستانی را ترجمه و در رادیو و تلویزیون اجرا کرده است.
برای نخستین بار در ایران مجموعه داستانهای کوتاه این نویسنده به نام «فیل» در سال47 توسط لیلی گلستان ترجمه شد و اواخر دهه چهل یکی از نخستین نمایشنامههای او بر پهنه دریا توسط ایرج زهری ترجمه شد البته سالها بعد داریوش مودبیان نیز این اثر را مجددا ترجمه کرد.
در دهه 50 نمایشنامه «کارول» این نویسنده توسط محمدعلی کشاورز در تالار موزه ایران باستان روی صحنه رفت. این نویسنده معاصر با تحلیل بر وضع انسان در جهان هستی از جمله پیشاهنگهای درام عبثنما است و تم سیاسی و انتقاد از جوامع کمونیست در آثار او وجود دارد. به بهانه اجرای قرارداد با مرگ به سراغ داریوش مودبیان مترجم، بازیگر و کارگردان تئاتر رفتهایم.
آثار اسلاومیر مروژک در طول سال در سالنهای تئاتر در کشورهای مختلف روی صحنه میرود آثار این نویسنده نقدی بر نظامهای اجتماعی و سیاسی جوامع در بلوک شرق دارد و از این جهت برای مخاطبان قابل توجه است اما ما در ایران با دایره مخاطب خاصی روبهرو هستیم. چرا برای اجرایتان این متن دشوار را انتخاب کردید؟
یکی از راههایی که میتوان یک اثر را به آرا و افکار خودمان و سپس به خواستها و مطالبات تماشاگر نزدیک و قابل فهمتر و حتی جذابتر کنیم، برگردان و اقتباس است. گاهی اصطلاحا متن را در این پروسه ایرانیزه میکنیم اما این نمایشنامه نمیتوانست این طور اجرا شود. چون دو نماینده داشت، یکی نماینده قدرت و فرهنگ آمریکا و سرمایه داری است که در هیئت یک نویسنده به شکل تمثیلی قرار دارد که ورشکست شده است. او سالهاست در یک هتل قدیمی در سوئیس اقامت دارد و دیگر دورهاش گذشته و در آمریکا و جای دیگر خریداری ندارد و تمثیلی از جامعه امروز آمریکا است، در مقابلش نگهبان شبی در هتل است که این دو فرد در طول این نمایش در سه پرده و سهشب با یکدیگر برخورد دارند.
این دو در مقابل هم قرار میگیرند و در طول نمایش نشان میدهند که نسل جدیدی در اروپای شرقی میآید که با آیین کشورهای خود مخالف هستند. نویسنده این متن را در آن سالها با توجه به تعارضات موجود در جامعه خود نگاشته است. مروژک در بسیاری از آثارش آینده نگری کرده است این نمایش را در سال 1977 نوشته است و من در همان سال آن را ترجمه کردم در اروپا کارهایش را دنبال میکردم و با خودش ملاقات داشتم.
ببینید، تئاتر جای اندیشه ورزی و خرد ورزی است باید تماشاگر را جذب کنیم اما نه فقط با کارهایی که او فکر میکند جذاب است باید اثر به لحاظ بصری، حرکت دراماتیک و ارتباط شخصیتها جذاب باشد. مثلا در سینما فیلم «با گرگهامیرقصد» آیا داستان و موضوعاش داستان ماست؟
من به دنبال گشایش راز تئاتر هستم. ممکن است اثر من به شکلی که باید تاثیرگذار نباشد اما این کوشش را انجام میدهم. البته بیتوجه هم به افکار مردم نیستم نام گروه من گروه تئاتر مردم است و هنوز هم اهداف نخستین گروه مان را که همان مردمی بودن است، رعایت میکنیم. ما معتقدیم کارهای بزرگ نویسندگان جهانی میراثهای تئاتر هستند و باید به بهترین شکل در اختیار تماشاگر ما هم قرار بگیرد.
در کار شما متاسفانه همراهی در پرده اول میان تماشاگر و نمایش برقرار نمیشود. مروژک در اغلب آثارش از یک نوع طنز سیاه و تلخ که با انتقاد همراه است استفاده میکند این شکل از اجرا پیش از این در آثار شما هم وجود داشته است چرا در پرده اول با استفاده بیشتر و بهتر از طنز سیاه ارتباط تماشاگر با اثر را بیشتر نکردید؟
اگر این مشکل وجود دارد امیدوارم که بتوانم این مشکل را حل کنم ولی تاکید ندارم که مردم با قهقهه بخندند و نمایش نیز این امکان را به من نمیدهد، زیرا این نمایش یک کمدی گروتسک است اگر طنزی بر آن متصور شود سیاه و تلخ است و از اندیشه پدید میآید. عنوانی که ما انتخاب کردیم قرارداد با مرگ، تضاد و پارادوکسی را ایجاد میکند زیرا قرار داد، داد و ستد است اما با مرگ کسی قرارداد نمیبندد زیرا فارغ از قرارداد است. یکی از زمینههای بسیار جذاب این کار مضمون اسطورهای و قدیمی فاوست گوته و قرارداد با شیطان است. اما درباره طنز موجود در این اثر باید بگویم که یک طنز موقعیت است و ناممکن و سخت بود ایجاد خنده برای تماشاگر زیرا اگر بازیگر به لودگی در اجرا میرسید تماشاگر با آگاهی و حساسیت خود این موضوع را متوجه میشد.
در آثار مروژک معمولا شخصیتهای کمی حضور دارند و اغلب در ساختار شخصیتها اغراق و بزرگنمایی صورت میگیرد این دو شخصیت نماینده چه افرادی هستند؟
سبک مروژک این چنین است زمانی که ما میگوییم کمدی گروتسک یعنی درشت نمایی، و بزرگ نمایی مثل کاریکاتورهای اروپای شرقی، سالها پیش نمایشنامه بر پهنه دریا را ترجمه و در رادیو و تلویزیون اجرا کردم. در تلویزیون این نمایش با بازی من، علی نصیریان، رضا بابک و حسین محباهری اجرا شد و خیلی از تماشاگران این کار را پذیرفتند با این که آن کار خشن است و سه نفر روی کشتی شکستهای هستندو برای نجات جان خود و تامین غذا تصمیم میگیرند یکی را انتخاب کنند برای کشتن و بخورند! این نمایش قصد دارد قدرتها در جهان را نشان دهد و دچار درشتگویی است. رسالت کار ما در مقام مترجم و کارگردان در این است که به اندیشه نویسنده صادق بمانیم و بر اساس این اندیشه با مخاطب ارتباط برقرار میکنیم.
آقای مودبیان شما ترجمه، کارگردانی و دراماتورژی این اثر را بهعهده داشتید. چرا در اغلب آثارتان بازی میکنید؟ و اینکه چطور شد در این نمایش برای نقش روبهروی خودتان از کوروش سلیمانی استفاده کردید؟
بد بازی میکردم؟
نه بحث من در مورد حضور شما در آثار خودتان است، این باعث نمیشود قدرت مانورتان بهعنوان کارگردان کمتر بشود؟
یکی از سوالهای بزرگ تئاتر در مورد کسانی که بازیگر و کارگردان هستند همیشه این طور بوده است من 50 سال است که به طور رسمی تئاتر کار میکنم و 45 سال است که سابقه کارگردانی دارم. در اغلب آثارم در رادیو، تله تئاتر و صحنه بازی کردم. چون من بازیگر هستم.
احتمالا تصور میکردید به خاطر اینکه اثر را خودتان ترجمه کردید شناختتان از اثر بیش از دیگران است؟
من نوشتههای کمی ترجمه میکنم و همان تعداد را هم به خاطر این ترجمه میکنم که بتوانم آنها را بازی کنم.
از زمان تحویل متن برای اجرا تا اجرای این اثر بدونشک پروسه طولانی را طی کردید در اجرای این اثر از کمک هزینه مرکز هنرهای نمایشی استفاده نکردید، از طرفی دکور این نمایش دکور سنگینی است و متحمل هزینههای فراوانی شدید. این نمایش باید تمامی هزینههای خود را از طریق فروش بلیت از گیشه تامین کند این شکل از اجرا، کار را برای شما دشوار نمیکرد؟
مرکز هنرهای نمایش تاکنون هیچگونه حمایتی از این نمایش نداشته و فکر نمیکنم داشته باشد.
البته قرار بود مرکز هنرهای نمایشی حداقل در حدود 30درصد حمایت مادی از نمایشهای اجرا شده در تماشاخانه ایرانشهر را در برنامه خود قرار دهد.
این کار شاید برای برخی از آثار صورت گرفته باشد اما در این نمایش این اتفاق نیفتاد. این کار را من با سرمایه اندک خود تولید کردم و گمان نمیکنم نفع مادی ببرم. این نمایش نیازمند این دکور چشمگیر است زیرا دو بازیگر در طول 90 دقیقه اجرا روی صحنه هستند و دکور باید فضای گرم و جذابی را برای تماشاگر ایجاد میکرد. به همین دلیل به ضررهای مادی این اجرا فکر نمیکنم من کتابهای خودم را رایگان به دانشجویان میدهم و در اجراهای چخوف خوانی با وجود مشکلاتی که در ترجمه و اجرا دارم به صورت رایگان برای عموم اجرا دارم زیرا دوست دارم آن طور که میخواهم کار کنم اگر دنبال پول بودم نمایشهای دیگری کار میکردم که باب طبع مسئولان و تماشاگران بیشتری باشد و کمک هزینه دریافت میکردم.
مسائلی وجود دارد که باید با مسئولان و در خود خانواده تئاتر مطرح شود. امیدوارم بعد از این با عنایت مردم و حضورشان در سالن تئاتر کمکی به نمایش صورت گیرد البته من کوشش کردم قیمت بلیت این اثر کمتر باشد اما این امکان فراهم نشد به همین دلیل این اثر در روزهای یکشنبه، دوشنبه، سهشنبه و چهارشنبه برای دانشجویان تخفیف ویژه دارد و چاپ دوم نمایشنامه«قرارداد بامرگ» نیز همراه عکسهای اجرا همزمان در سالن انتظار تماشاخانه با تخفیف ویژه به فروش میرسد.
سمیرا میس محمدی - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: