در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حمید پس از آن تحت تعقیب قرار گرفت که چهار دختر از او شکایت کردند و حرفهای مشابهی را علیه این مرد به زبان آوردند.
دختر جوانی به نام مهسا چندی قبل نزد ماموران پلیس استان فارس رفت و شکایت خود را از حمید مطرح کرد. او گفت: مدتی قبل بهطور کاملا اتفاقی با حمید آشنا شدم، او جوانی خوشتیپ و خوشبرخورد است. او در همان دیدار اتفاقی طوری صحبت کرد که برای ایجاد رابطه دوستانه ترغیب شدم و از آن به بعد مرتب یکدیگر را ملاقات میکردیم. او خیلی مودبانه رفتار میکرد و ظاهرش نشان میداد جوانی پولدار است. کمکم به این نتیجه رسیدم حمید مرد مناسبی برای ازدواج است و ما میتوانیم در کنار هم خوشبخت شویم، اما او هیچحرفی از ازدواج به زبان نمیآورد.
مهسا ادامه داد:رفتارها و حرفهای حمید باعث شد شیفتهاش شوم او به من گفته بود مامور است و نفوذ زیادی در دستگاهها و ادارههای مختلف دارد. من هم حرفش را باور کرده بودم و وی را جوان قابل اعتمادی میدانستم تا اینکه بالاخره موضوع ازدواج را پیش کشید و من که از این اتفاق خوشحال بودم، جواب مثبت دادم. حمید به من قول داد بزودی به خواستگاریام بیاید، در این مدت رابطه ما صمیمانهتر شد و من به خواستهای که داشت تن دادم، اما بعد از آن دیگر خبری از او نشد. در این مدت بارها و بارها با تلفن همراهش تماس گرفتهام، اما گوشی او خاموش است و دیگر شکی ندارم او فقط میخواست از من سوءاستفاده کند.
ماموران هنوز تحقیقات خود را برای شناسایی و دستگیری حمید به نتیجه نرسانده بودند که سه دختر دیگر با مراجعه به پلیس آگاهی شکایتهای مشابه خود را مطرح کردند. همه آنها در خیابان و بهطور اتفاقی با متهم آشنا شده و فریب ظاهر او را خورده بودند. یکی از این دختران که مهدیه نام دارد، به ماموران گفت: حمید چنان مودبانه رفتار میکرد و آنقدر چربزبان بود که در تمام مدتی که با وی رابطه داشتم حتی یک لحظه هم فکر نکردم ممکن است او کلاهبردار باشد و بخواهد از من سوءاستفاده کند.
حمید میگفت در هر کجا که فکرش را کنم نفوذ دارد و هر کاری را بسادگی میتواند انجام دهد و وضع مالی خوبی دارد. واقعا احساس میکردم آشنایی با او شانس بزرگ زندگیام است اما او قبل از اینکه به قولش عمل کند و به خواستگاریام بیاید فراری شد.
دختر دیگری که سمانه نام دارد، بخش دیگری از اعمال مجرمانه مرد شیاد را فاش کرد و گفت: بعد از مدتی دوستی، حمید به من پیشنهاد داد شیشه مصرف کنم، او حرفهایی زد که اغفال شدم. میگفت این ماده اعتیاد ندارد و فقط باعث میشود از زندگی لذت بیشتری ببرم و همیشه شاد و خوشحال باشم. او بتدریج من را به شیشه وابسته و به این ترتیب سوءاستفاده کرد.
مشخصاتی که چهار دختر از مرد تبهکار ارائه دادند با هم مطابقت داشت، به همین سبب کارآگاهان اطمینان یافتند همه آنها از یک نفر شکایت دارند. ماموران در گام بعدی به چهرهنگاری از متهم پرداختند و سرانجام بعد از انجام تحقیقات وسیع توانستند این مرد را به دام بیندازند.
متهم که ابتدا قصد داشت از پذیرش اتهاماتش طفره برود، وقتی با شکات مواجه و توسط آنها شناسایی شد، جرایم خود را گردن گرفت و گفت: همه این دختران افراد زودباروی بودند که خیلی ساده حرفهایم را باور کردند و فریب خوردند. آنها هیچ تحقیقی درباره صحت و سقم ادعاهای من انجام ندادند و خیال کردند هرچه میگویم عین واقعیت است.
کارآگاهان در ادامه تحقیقات سرنخهایی به دست آوردند، مبنی بر اینکه حمید علاوه بر اغفال دختران در جرایم دیگری نیز دست داشته و با ترفندهایی مانند یافتن شغل مناسب، تهیه وام، رفع مشکلات اداری و... افرادی را فریب داده و از آنان کلاهبرداری کرده است.
این متهم اکنون در حالی در بازداشت به سر میبرد که پلیس در تلاش است تا دیگر شاکیان احتمالی او را شناسایی و پرونده را تکمیل کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: