متهم مدعی است عشق زیاد به مقتول او را به سمت خشونت کشاند

قتل دختر جوان در خانه شیشه‌ای

اگر شایان به مینا ـ دختری که دوستش داشت ـ اعتماد می‌کرد، اگر شیشه مصرف نمی‌کرد و دچار توهم نمی‌شد، اگر برای درمان سوءظن بیمار گونه‌اش نزد پزشک می‌رفت، اگر مینا نمی‌ترسید و واقعیت را به او می‌گفت، اگر به جای سکوت در برابر کتک‌هایی که شایان می‌زد به پلیس شکایت می‌کرد و رابطه‌اش را با شایان قطع می‌کرد، اگر مادر مینا به موقع دخالت می‌کرد و دخترش را از این رابطه باز‌می‌داشت و در برابر کارهای او سکوت نمی‌کرد، اگر پدر این دختر جوان اعتیاد را کنار می‌گذاشت و بیشتر به زندگی‌ خانوادگی‌اش توجه می‌کرد، اگر پدر شایان به جای خرید خانه‌ای مجردی برای پسرش او را وادار به ترک اعتیادش می‌کرد و وضع روحی پسرش را جدی می‌گرفت، حالا مینا زنده بود و شایان پشت میله‌های زندان منتظر اجرای حکم قصاص نبود. شایان که در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شده ‌است، می‌گوید عاشق مینا شده ‌بود، اما این عشق به بیراهه رفت.
کد خبر: ۵۵۶۹۹۰

صالحی نماینده دادستان تهران که در دادگاه از کیفرخواست دفاع کرده ‌است می‌گوید: یک سال قبل مردی با ماموران پلیس تهران تماس گرفت و گفت دختری در خانه پسرش فوت کرده است زمانی که ماموران به خانه شایان رفتند تکنیسین‌های اورژانس هم آنجا بودند و تایید کردند مینا جان سپرده ‌است. با انتقال جسد به پزشکی قانونی، تحقیقات در این خصوص آغاز شد و نظریه پزشکی قانونی نشان داد مینا بر اثر خونریزی مغزی جانش را از دست داده ‌است. شایان در بازجویی‌ها گفته بود با مینا درگیر شده و او را سمت اپن آشپزخانه پرت کرده و به قتل رسانده است. تحقیقات بعدی ما نشان داد مینا و شایان از مدتی قبل با هم رابطه داشتند و روز حادثه مینا به خانه شایان رفته بود و آنها بعد از این که با هم درگیر شدند شایان سیلی به صورت مینا زده و سر مینا به اپن آشپزخانه برخورد کرده و باعث مرگش شده است. شایان بعد از وارد کردن ضربه به صورت مینا به اتاق رفت و چند ساعتی خوابید و بعد که بیدار شد موضوع را به پدرش گفت و بعد دوباره خوابید. کاری که شایان کرده نشان می‌دهد او از قتل اصلا ناراحت نبوده است. متهم از سوی پزشکی قانونی مورد معاینه قرار گرفته و تائید شده این فرد از سلامت روانی برخوردار است. متهم در مراحل مختلف تحقیق، جزئیات این قتل را توضیح داده و صحنه قتل را نیز بازسازی کرده است. بنابراین از نظر دادسرا مرتکب قتل عمد شده و درخواست صدور حکم قانونی را در این خصوص کرده‌ایم.

نمی‌خواستم او بمیرد

شایان می‌گوید قصد قتل نداشته‌ و مرگ مینا زندگی‌اش را بشدت تحت تاثیر قرار داده است. متهم می‌گوید: هنوز یک سال نشده ‌بود که با مینا آشنا شده بودم. آشنایی من با این دختر همزمان بود با رفتن دختر مورد علاقه‌ام از ایران، مونا دختر خوبی بود و من دوستش داشتم و رفتنش ضربه بزرگی به من زد. نمی‌توانستم فراموش کنم، اما مینا توانسته‌ بود غم درونم را کم کند و به او وابسته شده ‌بودم. دوستش داشتم و آنقدر به او علاقه‌مند شده بودم که می‌خواستم پیشنهاد ازدواج بدهم، اما مینا زیربار نمی‌رفت فکر می‌کردم با مرد دیگری رابطه دارد و بارها از او خواسته بودم این ارتباط را قطع کند، می‌گفت با کسی رابطه ندارد و من اشتباه می‌کنم. وقتی پیش من می‌آمد مرتب تلفنش زنگ می‌خورد و شماره‌های غریبه در گوشی‌اش بود و هیچ توضیحی در این باره نمی‌داد. من نمی‌توانستم کاری کنم که دست از این آدم‌ها بردارد به او تذکر می‌دادم این کارها را نکند. به او گفتم وقتی با من هستی به فرد دیگری فکر نکن، اما او خیانت می‌کرد با این که می‌گفتم دوستش دارم و حاضر بودم هر کاری که می‌خواهد برایش بکنم، اما به خواسته‌ام گوش نمی‌کرد و آزارم می‌داد. از حرف‌ها، کارها و حتی از صورتش می‌فهمیدم با کسی دیگر رابطه برقرار و به من خیانت کرده ‌است.

شایان می‌گوید به خاطر مینا حاضر بود هر کاری بکند: «یک بار وقتی به خانه آمده بود مردی با او تماس گرفت گفتم این مرد کیست، جواب داد به خاطر خودرویی که خریده به او بدهکار است و به همین دلیل مرتب به او تلفن می‌شود. فردای آن روز حدود سه میلیون تومان پول به مینا دادم و گفتم بدهی آن مرد را بده تا دیگر با تو تماس نگیرد، اما تلفن‌ها باز هم ادامه‌ داشت. مینا پیش از این یک بار ازدواج کرده بود و داشتن رابطه با مردهای دیگر اصلا برایش مساله مهمی نبود و این مرا خیلی آزار می‌داد. البته مساله‌ای که بیشتر اذیتم می‌کرد این بود که مینا با من روراست نبود و مرتب دروغ می‌گفت. یک هفته قبل از حادثه دیدمش، به خانه‌ام آمده بود یکدفعه گفت باید بروم پرسیدم چرا؟ جواب داد مادرش مریض است و باید کمکش کند. او رفت با این که از رفتارش فهمیده بودم قصد خیانت دارد، اما نتوانستم جلویش را بگیرم چند ساعت بعد مقابل خانه‌اش رفتم ماشین‌اش نبود و مطمئن شدم به من خیانت می‌کند. هر چه به تلفنش زنگ زدم جواب نداد و بعد هم گوشی را خاموش کرد. فردای آن روز تماس گرفت و وقتی پرسیدم کجا بوده ادعا کرد به خانه یکی از دوستانش رفته و به همین دلیل هم نتوانسته ‌بود تلفنش را جواب بدهد. دروغ می‌گفت. او با مرد دیگری رابطه داشت، وقتی دیدمش صورتش نشان می‌داد با کسی رابطه داشته است.

متهم در مورد روز حادثه می‌گوید: آن روز وقتی مینا به خانه‌ام آمد مریض بودم. چند روزی بود که حالم بد بود. وقتی وارد خانه شد عذرخواهی کرد. از این که حالم بد بود خیلی ناراحت شد. خواستم برایم توضیح بدهد چرا من را تنها گذاشته است. گفت کار داشته و چون مادرش مریض است نتوانسته به دیدنم بیاید. این بار هم که آمده بود به خاطر اصرارهای زیاد من بود. از دستش ناراحت شدم. باید می‌فهمیدم با چه کسی رابطه دارد. زیر بار نمی‌رفت و می‌گفت هیچ کس بجز من در زندگی‌اش نیست. اصرار کردم آن شخص را به من معرفی کند. حتی قول دادم او را ترک نکنم، اما باز هم انکار کرد. سیلی محکمی زدم تا به حرف بیاید. یکدفعه پرت شد و سرش به اپن آشپزخانه برخورد کرد، کمی خون آمد آنقدر از کاری که کرده بودم عصبی شدم که با چاقو سر خودم را زخمی کردم به مینا گفتم بیا به بیمارستان برویم گفت چیز مهمی نیست تو برو بخواب و اصلا هم خودت را ناراحت نکن، خوب می‌شوم. به اتاق رفتم و خوابم برد. وقتی بیدار شدم دیدم مینا روی زمین افتاده است. بدنش سرد بود به پدرم زنگ زدم و گفتم مینا بد حال شده است. پدرم گفت سریع با اورژانس تماس بگیر، من هم تماس گرفتم و بعد دوباره خوابم برد.

شایان به خاطر اعتیادی که به شیشه دارد دست به این قتل زده ‌است. او می‌گوید: به خاطر ناراحتی شدیدی که از مینا داشتم چند روزی بود که پشت‌سر هم شیشه مصرف می‌کردم و حالم اصلا خوب نبود. به همین دلیل هم خوابیدم، چند سالی بود که به مواد اعتیاد داشتم.

متهم، روانی است

وکیل شایان مدعی است موکلش بیماری روانی دارد و نباید مثل کسی که مسئول اعمال خودش است با او برخورد کرد. او می‌گوید: چهار سال است که شایان به مواد مخدر اعتیاد دارد. همه می‌دانیم شیشه ماده بسیار تاثیرگذاری است و وقتی کسی شیشه مصرف می‌کند بشدت تحت تاثیر قرار می‌گیرد. در پرونده میزان شیشه‌ای که در بدن متهم بوده‌ اندازه‌گیری نشده‌ چون در ایران آزمایشگاه مجهزی برای این کار وجود ندارد. بنابراین نمی‌توان تشخیص داد این جوان تا چه اندازه تحت تاثیر مواد بوده ‌است. میزان الکلی که در خونش بود هم درست تشخیص داده نشده است؛ چون 48 ساعت بعد او را به پزشکی قانونی معرفی کردند. متهم بعد از قتل خوابش برده‌ و این نشان می‌دهد او قطعا در شرایط عادی نبوده و میزان مواد و الکلی که مصرف کرده او را بشدت تحت تاثیر قرار داده است. او علاقه شدیدی به مقتول داشت و مینا این موضوع را بارها به مادرش گفته بود. گفته‌های مادر مینا در بازجویی‌هایی که در دادسرا انجام گرفته این موضوع را تایید می‌کند.

وی می‌گوید: شایان بنا بر نظر پزشکی قانونی دچار سوءظن بیمارگونه و اختلال شخصیت است، اما جنون ندارد؛ بنابراین مسئول اعمال خود شناخته شده است در حالی که یک بیمار روانی نمی‌تواند صددرصد مسئول اعمال خودش باشد. ابتلای این فرد به بیماری روانی در حدی بوده که خانواده‌اش برایش خانه‌ای جداگانه گرفتند چراکه نمی‌توانستند شرایطی را که او ایجاد کرده بود، تحمل کنند. هرچند خانواده در این خصوص کوتاهی کردند و باید به مداوای او می‌پرداختند، اما به هر حال به نظر نمی‌رسد او به خاطر بیمار بودنش مسئول اعمال خودش باشد.

وکیل شایان در مورد علاقه‌ای که موکلش نسبت به مینا داشت، می‌گوید: موکلم و مینا در یک پمپ بنزین با هم آشنا و این رابطه آنقدر نزدیک شد که مینا گاهی تا چند روز در خانه شایان می‌ماند و همین هم حس مالکیت را در شایان بالا برده‌ بود. موکلم چند میلیون پول به مقتول داده بود تا او را از رابطه با مردان دیگر بازدارد. من قصد تهمت زدن به مقتول را ندارم و تاکید می‌کنم رابطه‌ای که شایان از آن حرف می‌زند ساخته ذهن بیمارش است. منظورم این است که او براساس ذهنیتی که داشته می‌خواسته محبتش را به مینا نشان دهد و او را به خودش وفادار نگه ‌دارد و این نشان‌دهنده علاقه‌ای است که به این زن داشته است. بنابراین فکر می‌کنم دادگاه یک بار دیگر باید پرونده را برای اعلام‌نظر نهایی به پزشکی قانونی بفرستد چراکه نظر نهایی کمیسیون در پرونده نیست.

مرجان لقایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها