امروزه دنیای اطلاعات و رایانه در عصر ارتباطات به نیازهای اطلاعاتی مردم، گروهها، سازمانها و خانوادهها بسرعت پاسخ میدهد و این مساله به نوعی موجب وابستگی جوامع انسانی به این دنیای نوین شده است که هر لحظه نیز بر این وابستگی افزوده میشود. از این رو پیشبرد تعاملات جهانی امروز که مبتنی بر فضای سایبری (cyber space) است بدون استفاده از این ابزار کار آمد، تقریبا ناممکن به نظر میرسد.
در واقع فناوری اطلاعات (IT) چنان با تار و پود زندگی اشخاص در هم آمیخته که نهتنها این محیط از زندگی آنها امری غیرقابل تصور است، بلکه با پیشرفت این فناوری، این آمیختگی و وابستگی لحظه به لحظه شدت یافته و ابعاد تازه و پیچیدهتری نیز به خود میگیرد و چنین تصور میشود که فناوری اطلاعات با تمام ابزارهایش مانند اینترنت، لپتاپ، تبلت، موبایل و... خود را به عنوان یکی از اعضای خانواده قرارداده و همگی ما آن را چه به دلخواه و چه به ناچار به عنوان عضوی از خانوادهمان پذیرفتهایم.
فناوری اطلاعات با توانمندیهایی که دارد توانسته در بسیاری از کارهای روزمره که انجام آن مستلزم صرف وقت و هزینههای اقتصادی گزافی است، کمک بسزایی داشته باشد. به طور کلی کسی نمیتواند منکر خدمات فناوری اطلاعات برای افراد، سازمانها و خانواده باشد. بهطور مثال در یک خانواده اعضای خانواده میتوانند با اتصال به شبکه جهانی اینترنت در فضای مجازی براحتی در این دهکده کوچک جهانی به اقصی نقاط دنیا سفر کنند و با دوستان خود ملاقات داشته باشند یا دوستان جدیدی بیابند یا از آخرین اخبار در بخشهای سیاسی، اقتصادی، وضع آب و هوا، ترافیک و... با خبر شوند. به هر حال از مزایا و خدمات اینترنت نمیتوان چشمپوشی کرد.
در سالهای نهچندان دور وقتی تلویزیون وارد خانهها شد همه با آغوشی گرم از این عضو جدید استقبال کردند، ولی چندی نگذشت که همه کارشناسان اجتماعی و روانشناسی به خطرات استفاده نادرست آن پرداختند و نگرانی خود را با نوشتن مقالات متعدد و برگزاری سمینارهای تخصصی اعلام کردند.
هماکنون بیم آن میرود اینترنت اثر منزویکننده بیشتری نسبت به آنچه تلویزیون ایجاد کرده بود داشته باشد.
با گسترش مداوم قابلیتهای کامپیوتر و دستگاههای مبتنی بر IT، افراد بیشتری زندگی خود را به تعامل با ماشینها به جای تعامل رودررو با سایر افراد میگذرانند.
فضای سایبر که محیطی مخفی، آزاد و نامحدود است احتیاج به نظم در استفاده از آن دارد و اگر خلاف این باشد هر صفحه از این محیط میتواند صحنه جرم و آشفتگی بسیار علیه بنیان خانواده محسوب شود.
صرفنظر از خطرات و تهدیدات بالفعل و بالقوه فضای سایبری در ابعاد سیاسی و بینالمللی تاثیر این دو مقوله در دوبعد فرهنگی و اجتماعی نیز کتمانپذیرنیست.
خطر سلامت جسمی
اعضای یک خانواده پس از گذران یک روز کاری و خستگیهای ناشی از آن همگی به خانه برمیگردند. وجود جمع خانوادگی فرصت مغتنمی است تا اعضای خانواده بتوانند با ملاقات یکدیگر و تعاملات رودررو از استرسها و خستگیهایی که طی روز داشتهاند بکاهند و انرژی دوباره برای کسب و کار فردای خود بیایند، ولی امروزه مشاهده میشود IT گریبانگیر تکتک اعضای خانوادهها شده، بهجای اینکه خانوادهها با صحبت و گفتوگو با یکدیگر از تنشهای روزانه خود بکاهند، هرکدام از اعضای خانواده بهگوشهای از خانه پناه برده و با دستگاههای مبتنی بر IT مشغول گذران وقت خود میشوند و چنین به نظر میرسد ما در خدمت IT هستیم نه IT در خدمت ما.
یکی دیگر از مضرات استفاده بیرویه و بیش از حد از اینترنت در بخش سلامت جسمانی است. استفاده نادرست از این فناوری موجب صدمات غیرقابل جبرانی به بینایی، شنوایی و عضلات کمر و گردن میشود. همچنین کاربران اینترنت با وجود ایجاد ارتباط در فضای مجازی، دقیقا به دلیل مجازی بودنش ارتباط خود را از تعاملات اجتماعی محروم کرده و به مرور زمان موجب حس سرخوردگی و افسردگی میشوند.
در برخی از مطالعات به این نتیجه رسیدهاند از آنجا که اینترنت جایگزین قسمتی از زمانی میشود که سابقا با دوستان و خانواده و نیز فعالیتهای اجتماعی خارج از خانه صرف میشد، جامعهگرایی و وابستگی به خانواده را کاهش میدهد. از طرفی سایر مطالعات استدلال میکند به لطف پیشرفتهای چشمگیر که در قابلیتهای IT مانند اینترنت و پست الکترونیکی وجود دارد کاربران IT بیشتر از گذشته درگیر روابط اجتماعی شده و روابط خود با اعضای خانواده و دوستان را بهبود میبخشد. ولی نتایج این مطالعات نشان میدهد استفاده از IT مردم را جامعهگراتر نمیکند، بلکه سطح بالاتر فعالیتهای اجتماعی را که کاربران اینترنت از خود نشان میدهند، منعکس میکند. اینجاست که لزوم مدیریت فناوری اطلاعات در حوزه خانواده احساس و ضروری به نظر میرسد.
کامپیوتر باعث جداشدن فرد از جمع، رشد فردگرایی و در نهایت واگرایی اجتماعی میشود که شناخت افراد خانواده از یکدیگر و نیاز به هم را میکاهد. این موضوع باعث میشود نتوانیم به خواستهها پاسخ دهیم یا آنها را مدیریت کنیم که در نهایت نارضایتی افراد از خانواده را در پی دارد.
چه باید کرد؟
در پاسخ به این پرسش که چه باید کرد باید به موارد زیر دقت داشت.
اولا: یکی از کارهای ضروری برای کنترل این دنیای بدون محدودیت افزایش دانش خانوادهها در برابر تهدیدات ناشی از آن است.
ثانیا: جامعه ایرانی یک جامعه خانواده محور است و به همین دلیل بخش اعظمی از تعالیم آموزشی و پرورشی ما در دامان خانواده رشد مییابد بر همین اساس همه ما موظفیم اصل خانوادهمحوری را حفظ کرده و به فرزندان خود نیز بیاموزیم. همچنین فرهنگ استفاده صحیح از IT را آموزش دیده و به اعضای خانوادهمان آموزش دهیم.
در آخر با عنایت به اینکه صلهرحم از سنت پیامبر اکرم(ص) بوده و خداوند شرط طول عمر و افزایش روزی را در آن قرارداده، ما نیز اوقات بیشتری از زمان خود را صرف خانواده و نزدیکانمان کنیم و استفاده از فضای مجازی را به حداقل برسانیم.
جلال محمدی خانقاه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم