در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
غیر از ضعف مشهود فنی که در رقابت با تیمهای آسیایی دیده شده، در روزهای اخیر تیمهای استقلال، سپاهان و تراکتورسازی که اتفاقا تیمهای اول تا سوم لیگ برتر هستند هر یک به نوعی آنقدر متزلزل نشان دادند که با این شکستها دچار چالش و حاشیه شدند و به جای قبول کمبودهای آشکاری که در مقایسه با همتایان خود در میدان مسابقه داشتند، مطابق معمول دنبال مقصر برای رهایی از فشار انتقادها هستند که البته در این میان، سپاهان به دلیل تفکرات مدیریتی حاکم بر مجموعه و منطقیتر بودن زلاتکو کرانچار در مواجهه با مشکلات، نسبت به استقلال و تراکتورسازی کمتر اسیر حاشیه شده است. کارشناسان بر این باورند برخوردهای اینچنینی در مواقع شکست باعث عقبماندگی فوتبال ما شده است. فرار از ضعفهای آشکار و آزاردهنده و انداختن توپ به میدان سازمان لیگ و مربی و بازیکن و موارد دیگر آیا چیزی غیر از فرافکنی است، بدون شک اگر این رفتارها باعث پیشرفت و حل مشکل میشد فوتبال ما در عرصه ملی و باشگاهی در سالهای اخیر رو به سقوط نمیرفت.
تصوری بیهوده به نام گروه مرگ
استقلال، سپاهان و تراکتورسازی از شش مسابقه برابر تیمهای عربستانی پنج شکست را تجربه کردند و با کسب 3 امتیاز از 18 امتیاز ممکن هیچ جایی برای دفاع باقی نگذاشتند. تازه این در حالی است که سه نماینده کشورمان با تیمهای قدرتمندترعربستان یعنی الاتحاد، النصر و الفاتح (صدرنشین فعلی لیگ این کشور) روبهرو نشدند، اما از هرکدام از حریفان خود به عنوان یکی از قدرتهای آسیا نام بردند و از ابتدا با گذاشتن نام گروه مرگ بر حریفانشان به نوعی اعتراف کردند با این تیمها فاصله زیادی دارند. اما فاصله واقعی تیمهای ما با تیمهایی مثل الاهلی، الهلال و الشباب چقدر است؟
رسول کربکندی، بزرگکردن حریفان در برابر تیمهای ایرانی پیش از شروع رقابتها و بخصوص بعد از شکستها را ناشی از حال بیمارگونه فوتبال ما میداند و در گفتوگو با جامجم تصریح میکند: ما به دلیل افت فاحشی که هرسال در فوتبالمان داریم انگار باور کردهایم تیمهای درجه چندم آسیا چه در عرصه ملی و چه باشگاهی از ما جلوتر هستند. همین تفکر خودش باعث عقبماندگی است. من این توجیهها را به هیچ عنوان قبول ندارم. تیمهای ما امسال اتفاقا در لیگ خودمان مدعی بوده و هستند و باید از نظر آمادگی در وضع بهتری باشند، اما برای مثال سپاهان با داشتن بهترین خط حمله در بازیهای اخیر خود فقط سه گل میزند یا استقلال که در عربستان الهلال را میبرد در بازی خانگی مقابل حریف دست و پا بسته کار میکند. آمار دریافت هشت گل در دو بازی برای سپاهان پذیرفتنی نیست و باید باور کنیم حریفان ما به آن اندازه هم قوی نیستند، بلکه این تیمهای ما هستند که افت کردهاند. وضعی که البته ناشی از شرایط کل فوتبال ماست و عجیب هم نیست، بنابراین بهتر است به جای آنکه با دادن نام گروه مرگ به حریفان از پیش باخته باشیم، کاری کنیم که ما برای تیمهای آسیایی ترس و نگرانی ایجاد کنیم.
وقتی از ابزار تماشاگر استفاده نمیشود
یکی از مشکلاتی که در دورههای پیشین جام باشگاهها و بعدتر لیگ قهرمانان آسیا در سالهای اخیر وجود داشته، راهیابی تیمهای کم طرفدار از فوتبالمان به رقابتهای آسیایی بوده است که بعد از حذف از گردونه مسابقهها، استفادهنکردن بهینه از شرایط میزبانی را گوشزد کرده و بر این اساس این مسأله مطرح شده که چرا نباید به جای این تیمها، باشگاههای پرطرفدارتر در عرصه لیگ قهرمانان شرکت کنند تا شاید به این ترتیب با حمایت هوادارانشان بتوانند از امتیاز میزبانی بهره ببرند. این مشکل اتفاقا در این دوره از رقابتها وجود نداشت؛ استقلال، تراکتورسازی و سپاهان طرفداران زیادی را به ورزشگاه کشاندند، ورزشگاههای آزادی، فولادشهر و یادگار امام تبریز روزهای شلوغی را پشت سر گذاشتند، اما این حضور هم نه تنها کمکی به پیروزی نمایندگان ما نکرد، بلکه حاشیهساز هم بود، مثل برخوردی که طرفداران استقلال در مواجهه با شکست داشتند و باعث اعتراض الهلال شده و ممکن است استقلال را تا مرز محرومیت پیش ببرد. یا شعارهایی که در حمایت از مجیدی سر داده شد و از دید قلعهنویی عاملی بود برای شکست؛ چون حواس آبیپوشان را پرت کرده بود! یا همین تراکتورسازی که به عنوان یکی از پرطرفدارترین تیمهای شهرستانی فوتبال ما نتوانسته از این فاکتور بهره درستی ببرد و در اولین حضور آسیاییاش قافیه را باخته است. در چنین شرایطی این پرسش مطرح میشود که آیا راه و رسم بهرهگیری از امتیاز میزبانی را بدرستی بجا میآوریم؟
مجید نامجو مطلق، نقش تماشاگران در بازیهای بینالمللی را انکارناپذیر میداند و معتقد است، اکثر باشگاههای فوتبال ما در این زمینه تفاوتی بین دیدارهای داخلی و خارجی قائل نیستند و از این ویژگی بهره نمیبرند. وی به جامجم میگوید: در بیشتر کشورها، تیمهای باشگاهی ناچارند برای ترغیب تماشاگران و حضورشان در استادیوم راهکارهای مختلفی را در نظر بگیرند. حتی پیش از بازی جلساتی برگزار میکنند و هوادارانشان را توجیه کرده و ارتباط درستی برقرار میکنند. تیمهای عربی به یک نحو و تیمهای آسیای شرقی به شیوه خودشان خواستار تشویق تیمها میشوند، این در حالی است که تیمهای ما بدون تلاش و دعوت از تماشاگران از حضور همیشگی آنها بهره میبرند، اما از نقشی که میتوانند داشته باشند غافل هستند و معمولا حتی حمایت آنها را هم نادیده میگیرند. از سویی، حضور تماشاگران و بعضا اعتراضهای آنها که ناشی از نداشتن ارتباط درست با باشگاهها پیش از مسابقههای بینالمللی است باعث وجود حاشیه و محرومیتهایی میشود که میتواند با کمی تدبیر اصلا رخ ندهد.
نامجو مطلق اضافه میکند: در گذشته ما بیشتر از طرفدارانمان بهره میبردیم، یعنی بازی خانگی واقعا امتیاز ویژهای بود، اما حالا متاسفانه تماشاگران در تمام شهرها بخصوص برای تیمهای پرطرفداری مثل تراکتور، سپاهان یا استقلال میآیند و دست خالی میروند و بدتر اینکه بعضیها میگویند در بازی خارج از خانه تمرکز بیشتری دارند که این در گذشته کمتر اتفاق میافتاد.
برقراری اتحاد بین بازیکنان وظیفه کیست؟
یکی دیگر از مواردی که در توجیه شکستهای اخیر زیاد شنیده شده؛ حاشیهسازی بازیکنان، اعتراض آنها به نیمکتنشینی، تعویض یا مسائل اینچنینی بوده که برای رهایی مدیران و مربیان از فشار انتقادها مطرح شده است. در اینکه این معضل آفتی جدی برای فوتبال ماست شکی نیست، اما وقتی هنگام شکست و ناکامی از سوی مدیر و مربی مطرح میشود به نوعی مدیریت و قاطعیت خود را زیر سوال میبرند. نظیر این اتفاقها در تراکتورسازی رخ داده و به اوج خود رسیده است، جایی که انگار هر بازیکنی که نیمکتنشین میشود قهر میکند و براحتی برضد سرمربی موضع میگیرد. پیش از این جواد کاظمیان که در پرسپولیس هم به نیمکتنشینی معترض بود این کار را انجام داده بود، ابراهیمی و محسن حسینی هم همینطور و قاسم دهنوی که حتی گفته میشود وقتی برابر الشباب در ترکیب اصلی نبوده، حاضر نشده برای نیمه دوم خود را گرم کند، موضوعی که در استقلال مثلث مجیدی، جباری و قلعهنویی را بارها در معرض توجه قرار داده از همین دست است، در حالی که این مدیران و مربیان هستند که نباید اجازه دهند این فضا شکل بگیرد.
منصور ابراهیمزاده که همراه ذوبآهن به موفقیت قابل توجهی در لیگ قهرمانان آسیا دست یافته، معتقد است حواشی مانع بزرگی است که سد راه رسیدن به موفقیت میشود. او رمز موفقیت در بازیهای آسیایی را متحد بودن میداند و میگوید: واقعا این مشکلاتی که گفتید اجازه نمیدهد یک تیم موفق باشد، وقتی تیم به جایی برسد که بخواهد فقط پیروز شود برای بازیکنان فرقی ندارد چهکسی در میدان باشد، این روحیه به هواداران روی سکو هم منتقل میشود، به نظر من این وظیفه بزرگترهای تیم است که روحیه همدلی را ایجاد کنند تا بعدا از آن گلهمند نباشند.
انگشت اتهام به سمت مربی و مدیرعامل
و سرانجام مقصر دانستن مربی و شعار هواداران علیه مدیرعامل، از اتفاقهای دیگر پس از شکست است. نمونه نزدیک آن اظهارات جعفری، مدیرعامل تراکتورسازی است که تا پیش از باخت به الشباب، تونی اولیویرا سرمربی تیمش را عامل مهمی در کسب نتایج مطلوب در لیگ و جایگاه نسبتا خوب این تیم در لیگ میدانست و حالا او را مقصر اصلی ناکامی در بازیهای آسیایی میداند و بر این باور است که تفکرات او پایینتر از همتایش در تیم الشباب بوده است. این در حالی است که تونی از محبوبیت خوبی بین هواداران تراکتورسازی برخوردار بوده و تماشاگران در این زمینه با نظر مدیر عامل همسو نیستند.
همینطور که میبینیم در میان همهمهای که بعد از باختها ایجاد میشود تنها چیزی که در نظر گرفته نمیشود علت واقعی ضعفها و افت فاحش فوتبال ما و تلاش برای رفع آن است. در این دایره بسته راه فرار از سقوط غیرممکن شده و همین برای فوتبال ما نگرانکننده است.
سارا احمدیان / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: