شاید اینها، دستاوردهایی در حد پتانسیل این شبکه نباشند. پشت شبکههای مستند جهانی مانند نشنال جئوگرافی و الجزیره و دیسکاوری و غیره، مدیریت و حمایت از فیلمسازیهای حرفهای وجود دارد بهطوری که راه انداختن شبکه برای نمایش فیلمهای مستند، یکی از حلقههای کاملکننده یک زنجیر محسوب میشود.
شبکه مستند در ایران میتواند به ایجاد مسیر یک سازوکار حرفهای و تخصصی برای مستندسازی در ایران کمک کند؛ تعریف پروژههای بلندمدت و کوچک جاهطلبانه و متفاوت از مستندسازیهای کوچک شبکههای دیگر. این پیشنهاد، خود جاهطلبانه به حساب میآید، اما ترجیح میدهم به جای گله کردن، مواردی را مطرح کنم که سازنده باشد.
فیلمهای بزرگ مستندی که در دنیا ساخته میشوند، گرچه تعدادشان زیاد نیست، اما ساخته شدن آنها کارورزی مهم و مفیدی است برای خوب مدیریت کردن مستندهای کوچکتر و این چیزی است که یک شبکه اختصاصی نمیتواند آن را نداشته باشد.
سرعت ساخته شدن فیلمهای مستند مستقل بسیار بالاست و این جریان با فاصله زیادی از شبکه مستند ایستاده است. شبکه مستند باید ببیند با فردیت فیلمسازان چه میخواهد بکند. اعتماد فیلمسازان ناامید را چگونه میخواهد جلب کند؟ بله، در هیچ کجای دنیا هم حرف، حرف کارگردان نیست و تهیهکننده اختیارات زیادی دارد، اما کارگردان در توافقهای اولیه باید در بستر متعادلی قرار گیرد. در غیر این صورت فیلمی میسازد که اگر هزینه و مدیریت درستی به دست نیاورده، فیلم، فیلم خود خودش باشد. نتیجه میشود انبوه فیلمهایی که تولید شده و پخش نشده مانده و دست تلویزیون را برای تولیدات هرچه بهتر و سرحالتر و جوانتر خالی کرده است.
مهمترین کاری که شبکه مستند در ایران میتواند انجام دهد، رشد فیلمسازان فعلی در مسیر و فضایی تخصصیتر و واقعیتر برای مستندسازی است.
نسیم نجفی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم