در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
صنعت سینما و تلویزیون روسیه با گونه جنگی بیگانه نیست. بسیاری از محصولات سینمایی و تلویزیونی این کشور پهناور در این گونه ساخته شده است. منتقدان هنری میگویند بخش عمدهای از فیلمها و مجموعههای کشور روسیه حال و هوایی جنگی داشته و دارد و سینمای جنگ به واسطه تلاشهای هنرمندان روسی است که همچنان به حیات هنری بینالمللی خود ادامه میدهد.
تکتیرانداز هم یکی از همین محصولات است که با استقبال تماشاگران و منتقدان روسی روبهرو شد. قصه این مجموعه در زمانی اتفاق میافتد که نیروهای ارتش اشغالگر آلمان، بخشی از خاک روسیه را اشغال کرده و در تلاش هستند به سمت پایتخت آن پیشروی کنند. نیروهای روسی هم تلاش دارند مانع از پیشروی آنها به سمت مسکو شوند. در اینجاست که تکتیراندازهای ارتش شوروی (سابق) اهمیت ویژهای پیدا میکنند. گروهی از این تکتیراندازها به فرماندهی مردی به نام یاشین در خط مقدم عملیات هستند. او و همکارانش موفق به کشتن چند نفر از فرماندهان ارتش آلمان میشوند. اما در ادامه داستان، اتفاقاتی برای اعضای گروه رخ میدهد که خط اصلی قصه را به جلو میبرد.
یکی از نکات مهم در رابطه با تکتیرانداز این است که حوادث جنگ را با یک موضوع خانوادگی ادغام کرده و به آن لحنی خانوادگی و درام داده است. افرموف میگوید این کار را بعمد انجام داده تا فیلمش تفاوتهایی با بقیه محصولات جنگی داشته باشد. او میگوید: هم در سینما و هم در تلویزیون، فیلمها و مجموعههای زیادی تولید شده که جنگ و مسائل مربوط به آن را دستمایه قرار دادهاند. به همین دلیل، تماشاگران از دیدن محصولات جنگی اشباع شدهاند. در اینجاست که یک تغییر لحن در نوع روایت باعث تفاوتی عمده در حاصل کار میشود و بیننده را با یک قصه و فضای تازه آشنا و همراه میکند. قصه کار جنگی من هم با مطرحکردن مسائل خانوادگی شخصیتهای اصلی خود باعث میشود تماشاچی وارد دنیای درونی و شخصی آنها شود. این نکته، قصه را به سمتوسویی میبرد که تا حدودی از فضای سرد، خشن و خشک جبهههای جنگ دور میشود و ماجرای تازهای مطرح میکند.
منتقدان هنری از صحنهآرایی و فضاسازی تکتیرانداز به عنوان یکی از جنبههای مثبت و قابل ذکر آن اسم میبرند. درعین حال، فیلمبرداری و بازی بازیگران نقشهای مختلف هم نکتهای است که مورد توجه تماشاگران و منتقدان قرار گرفته است. جلوههای ویژه، نقش مهمی در قصه و پیشبرد ماجراهای آن دارد. مسئولان جلوههای ویژه با تلاش زیاد، یکسری صحنههای تماشایی و خیرهکننده خلقکردهاند که نمونه آن را در کمتر محصول هنری اروپای غربی یا آمریکای شمالی میتوان دید. منتقدان هنری میگویند هنرمندان روسی بهترین جلوههای ویژه خود را در محصولات جنگی خویش به نمایش میگذارند. آنها دلیل این امر را در این نکته میدانند که جنگ جهانی دوم برای مردم و تماشاگران روسی از اهمیت ویژهای برخوردار است. روسها از جنگ جهانی دوم به عنوان جنگ کبیر میهنی اسم میبرند و درگیری ارتش و مردم اتحاد شوروی سابق در فاصله سالهای 1941 تا 1945 در مسائل جنگ، منبع الهام بسیاری از هنرمندان این کشور در رشتههای مختلف هنری بوده است.
در همین ارتباط است که آلکساندر افرموف میگوید هنرمند روسی حداقل یک اثر جنگی معتبر در کارنامه هنری خویش دارد و به آن افتخار میکند. افرموف که در کنار فیلمسازی، یک بازیگر موفق سینما و تلویزیون است، پساز تکتیرانداز فیلم یا مجموعه تازهای را بهعنوان کارگردان جلوی دوربین نبرده است. وی فعالیت بازیگری و فیلمسازی را به صورت همزمان از سال 1977 شروع کرد. جالب این است که او در دو رشته فعالیت خود، جزو هنرمندان کمکار بوده است.
افرموف میگوید: کم کارکردن این حسن را دارد که آدم تمام سعی خود را به کار میبرد تا گزیده و دقیق کار کند. احساس خودم این است که گزیده کار کردهام، اما تصمیمگیری و قضاوت درباره آن به عهده منتقدان است.
منتقدان مورد اشاره این هنرمند، کارهای او را جزو محصولات مستقل، غیرمتعارف و باارزش سینمای نوین روسیه ارزیابی میکنند.
IMDB / مترجم: کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: