در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آویزان از خط فقر
اگر خانوادهای متوسط و چهار نفره را در نظر بگیریم که خانهای وامدار دارند و در این خانواده پدر و مادر هر دو شاغل بوده و در صحت و سلامت کامل اوقات سپری میکنند و شکر خدا شرکت یا کارخانهای که آنها در آن مشغول به کار هستند هنوز سرپاست و حقوق کارکنانش چند ماه یا چند سال عقب نیفتاده، باید گفت اگر این والدین به طور میانگین و روی هم رفته یک میلیون و 500 تومان در ماه درآمد داشته باشند در شرایط کنونی راه سختی برای خرید خودرو در پیش دارند.
اگر خوشبینانه به ماجرا نگاه کنیم این خانواده باید ماهی 300 هزار تومان فقط قسط وام مسکن یا دیگر وامهای ریز و درشتی که خودتان بهتر میتوانید نامشان را قطار کنید، پرداخت کرده و برای دو فرزند خود حداقل 400 هزار تومان درماه هزینه کند و 500 هزار تومان هم برای خرجی خانه کنار بگذارد، البته اگر هیچ ماجرای غیرمنتظرهای رخ ندهد آنها میتوانند ماهی 300 هزار تومان پسانداز کرده و سالی سه میلیون و 600 هزار تومان اندوخته داشته باشند.
بیایید باز فرض کنیم در این مدت هیچکدام از نانآوران این خانواده از کار بیکار نشوندو قیمت خودرو و دیگر کالاهای ضروری افزایش پیدا نکند و قیمت پراید 17 میلیون، سمند 25 میلیون و مگان 80 میلیون تومان خواهد ماند، با این شرایط آنها بعد از 55 ماه میتوانند صاحب ارزانترین خودروی بازار یعنی پراید شوند. برای خودروی متوسط هم باید 81 ماه دندان روی جگر بگذارد البته اگر دندان و جگری برایشان باقی بماند، برای خودروی مگان هم باید 266 ماه به اندوخته خود دست نزنند و همراه با نوه یا نتیجه خود برای گرفتن ماشین به نمایندگی مراجعه کنند.
دهها فرسنگ زیر خط فقر
اگر درباره خرید خودرو با این قشر از جامعه حرف بزنید، برایتان این ضربالمثل را میگوید «یکی میمرد از درد بینوایی/ یکی میگفت خانم زردک نمیخواهی». قشر ضعیف جامعه این روزها روزگار سختی را سپری میکنند. نانآوران بیشتر خانوادههای این قشر را کارگران تشکیل میدهند. این خانوادهها که بیشترشان مستاجرهستند تمام تلاش خود را به کار میگیرند تا هر طور شده شکمشان را سیر کرده و اگر زورشان برسد در رویاهایشان به فکر سرپناهی برای خود و خانوادهشان باشند به این علت اگر هم به فکر خودرو بیفتند حتما برای مسافرکشی و شغل سوم و چهارم است. امسال حقوق کارگران 25 درصد افزایش پیدا کرده و به 487 هزار و 125 تومان رسیده است.
به نظر میرسد این 125 تومان پول خرد را هم دولت برای این در نظر گرفته که کارگران با پسانداز آن بتوانند اتومبیلی بخرند و زیر پای خود و اعضای خانوادهشان بیندازند، اما همان طور که میگویند، فرض محال که محال نیست، پس بهتر است برای این قشر زحمتکش جامعه هم خیالبافی کنیم و چرتکه بیندازیم که آنها چقدر باید دندان روی جگر بگذارند تا صاحب چهارچرخهای بشوند. آنچه مشخص است این که خانوادههای زیر خط فقر نسبت به اقشار دیگر جامعه جمعیت بیشتری دارند. با این حال اگر بنا را بر این بگذاریم که در خانوادهای پنج نفره دو نفرشان شاغل بوده و به طور میانگین ماهی یک میلیون و 200 هزار تومان درآمد داشته باشند باید گفت این خانواده حداقل ماهی 350 هزار تومان اجاره خانهاش را باید به صاحبخانه پرداخت کند، ماهی 350 هزار تومان هم برای بچهها کنار گذاشته و با سیلی صورت خود و اعضای خانوادهاش را سرخ نگه دارد و در خانه فقط نان و پنیر بخورند تا هزینه خورد و خوراکشان بیشتر از 400 هزار تومان نشود، اگر در طول ماه هیچکدام از اعضای خانه به دوا و دکتر محتاج نشوند، میتوانند ماهی 100 هزار تومان پس اندازکنند.
به این ترتیب اندوخته این خانواده در یک سال، یک میلیون و200 هزار تومان خواهد بود، البته باز هم باید فرض کرد صاحبخانهها در هر سال اجاره خانه خود را افزایش ندهند چرا که در غیر این صورت چنین خانوادهای باید چشم به راه معجزه، روزگار سپری کند تا بتواند پساندازی داشته باشد. با درست از آب درآمدن همه فرضهای ذکر شده این خانواده برای خرید پراید باید14سال منتظر بماند و حدود 20 سال دندان روی جگر بگذارد تا سمند سوار شود و برای خرید خودروی مگان هم باید اول طول عمر آرزو کند چراکه اعضای این خانواده برای رسیدن به آرزویشان باید بیشتر از 66 سال زنده بمانند.
غریبه با خط فقر
همین اول بگوییم که خودروی آنها با اتولی که ما میشناسیم از زمین تا آسمان فرق دارد، ما به وسیلهای که چهار چرخ داشته باشد و بتواند بدون تلفات، نقص عضو و در راه ماندن، ما و تعدادی از اعضای خانواده را برای حتی چند کیلومتر جا به جا کند ماشین گفته و روزی هزار بار قربان صدقه گاز و کلاج چنین وسیلهای میرویم، اما قشر متمول جامعه هر چهارچرخهای را خودرو نمینامد. آنها به ماشینهایی که من و شما سوار میشویم گاری یا ارابه مرگ میگویند. آنها حداقل پشت فرمان ماشینی مینشینند که فول آپشن است و چند ایربک دارد و به قول خودشان جانشان را مثل من و شما ازسر راه پیدا نکردهاند و تا پورشه، فراری و بوگاتی هست آنها خودروی دیگری نمیشناسند؛ بگذریم.
از ردهبندی و جایگاه این قشر در اجتماع پیداست تهیه خودرو به صبر نیازی ندارد. آنها در این آشفته بازار خیلی راحت میتوانند هر ماشینی که دوست دارند تهیه کرده و سوار شوند، البته نباید فراموش کرد همه هم و غم آنها سوار شدن به اتومبیلی است که نمونهاش در کشور وجود ندارد یا حداقل انگشت شمار است، تنها معطلی آنها برای سوار شدن به خودروی آخرین مدل به زمانی برمیگردد که آنها سفارش خودرویی را میدهند که قرار است برای اولین بار به کشور وارد شود به همین دلیل ممکن است برای چند روزی خودروی سفارشی آنها در گمرک بماند، اما آنها این چند روز را هم با انواع و اقسام خودروهایی که در پارکینگ خانهشان خاک میخورد سپری کرده و به قول خودشان روزهایی خالی از تجربه ویراژ دادن با ماشینهای تک را تاب آورده و دندان روی جگر میگذارند. به طور حتم درآمد آنها در مخیله ما نمیگنجد، از طرفی هم ماشین حساب ما در محاسبه اعداد و ارقامی که این قشر با آن درگیرند ناتوان است، پس ناچار برای آن که از این بیشتر حرص و افسوس نخوریم قشر مرفه جامعه را با سفینههای فضاییشان رها میکنیم و سراغ افرادی از جنس خودمان میرویم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: