گفت‌وگو با محمود معظمی، کارگردان سریال «مثل من مثل تو»

کودکان واکنش هیجانی نشان نمی‌دهند

محمود معظمی که کارگردانی مجموعه 30 قسمتی «مردان تاریخ»، 70 قسمت از مجموعه اپیزودیک «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» و سریال «تکیه بر باد» را در کارنامه دارد، کارگردان سریال «مثل من مثل تو» است که از شبکه دو در حال پخش است. این سریال تصویرگر خانواده‌ای با سه فرزند است که کوچک‌ترین فرزند این خانواده در هر قسمت با مسائل مختلف رو‌به‌رو می‌شود و اعضای خانواده می‌کوشند مشکل او را حل کنند. با محمود معظمی به گفت‌وگو نشستیم تا درباره این سریال بیشتر بدانیم.
کد خبر: ۵۵۱۸۵۸

سری‌های قبل سریال تلویزیونی مثل من مثل تو را حسین قناعت و شاهین باباپور کارگردانی کرده بودند. پیش از این که کارگردانی این سریال را بپذیرید، چند قسمت از قسمت‌های قبل آن را دیده و با فضای کار آشنا شدید؟

چند قسمت از سری اول و دوم این مجموعه را قبلا دیده بودم؛ بنابراین با فضای کار آشنایی داشتم. علاوه بر آن می‌دانستم کار کودک حساسیت‌های خاص خودش را دارد. قبل از ساخت این سریال چند اپیزود از سریال شاید برای شما هم اتفاق بیفتد را با محوریت کودکان ساخته بودم. بنابراین نسبت به دنیای بچه‌ها بیگانه نبودم و حساسیت چنین کارهایی را می‌دانستم.

علاوه بر آن، جای خالی ساخت اثری با موضوع کودکان را در کارنامه هنری‌ام خالی می‌دیدم و دوست داشتم سریالی با این موضوع بسازم. در مجموع هر کارگردانی نگاه خودش را به مسائل دارد. دو کارگردان قبلی، این سریال را بنا به سلیقه خودشان ساخته بودند و من هم سعی کردم از نگاه خودم این سریال را روایت کنم.

ولی کارگردانی که قرار است اثری درباره کودکان بسازد، باید متخصص این حوزه باشد، اما گاهی می‌بینیم کارگردانانی که در حوزه بزرگسال کار می‌کنند، به سمت تولیدات آثار کودک می‌روند. به نظرتان بهتر نیست کارگردانان متخصص در این حوزه فعالیت کنند؟

این مساله به ظرفیت کارگردان بستگی دارد. من پسر پنج ساله دارم و همیشه برای تربیت صحیح او تلاش می‌کنم. بنابراین از تجربه پدر بودنم برای ساخت این سریال استفاده کردم. علاوه بر آن هنگام کارگردانی آن، خودم را جای کودکان گذاشتم تا بتوانم از زاویه نگاه آنها قصه را روایت کنم.

معتقدم زمانی که کارگردانی تصمیم می‌گیرد اثری درباره کودکان بسازد، باید سعی کند مطالعه زیاد داشته باشد تا بتواند به دنیای بچه‌ها وارد شود. من هم قبل از ساخت سریال مطالعه کردم و درباره موضوع‌ آن با کارشناسان صحبت کردم تا دست پر جلو بروم. چون معتقدم شناخت و آگاهی برای ساخت آثار کودکان لازم است.

آیا شما برای رسیدن به این شناخت از نظرات روان‌شناسان هم استفاده کردید؟

بله، چند جلسه درباره موضوع این سریال تلویزیونی با چند روان‌شناس صحبت کردم که بدرستی با درونیات کودکان آشنا شوم تا بتوانم اثری جذاب برای بچه‌ها کارگردانی کنم و از این طریق مفاهیم زندگی را به شکل ساده و روان به بچه‌ها انتقال دهم.

به نظرتان این مجموعه توانسته مفاهیم زندگی را به بچه‌ها منتقل کند؟

بله، همه گروه تلاش کرده‌اند این سریال تاثیر خودش را بر بچه‌ها بگذارد. از سوی دیگر بچه‌ها براحتی مفاهیم را درک می‌کنند. آنها مخاطبان خوبی هستند؛ برخلاف بزرگسالان نسبت به موضوعات سریال واکنش‌های هیجانی نشان نمی‌دهند.

آنها تلاش می‌کنند هر چیزی را همان طور که وجود دارد، بپذیرند. بنابراین معتقدم این سریال کسی را اذیت نمی‌کند و بچه‌ها هم براحتی موضوع را درک می‌کنند. مطمئن هستم این سریال بیننده خودش را دارد.

با این تعریف یعنی می‌توان هر اثری را برای بچه‌ها تولید کرد، چراکه آنها هرگز اعتراض نمی‌کنند؟

نه، منظورم این نبود که چون بچه‌ها اعتراض نمی‌کنند، می‌توانیم هر اثری بسازیم. دنیای بچه‌ها با وجود سادگی، حساسیت‌های خودش را دارد. گرچه می‌توان با بچه‌ها براحتی ارتباط برقرار کرد، ولی اگر این ارتباط تصنعی باشد، مسلما بچه‌ها نمی‌توانند با اثر ارتباط برقرار کنند.

با توجه به این‌که کار کودک حساسیت‌های خودش را دارد، پس چرا قصه‌های سریال مثل من مثل تو تعلیق لازم را برای مخاطب ندارد؟ از سوی دیگر در یک زمان کوتاه یک موضوع طرح می‌شود و سریع هم به نتیجه می‌رسید. فکر نمی‌کنید این راه اصولی برای پرداخت به مشکلات بچه‌ها نیست؟

معتقدم وقتی اثری برای کودکان ساخته می‌شود، باید از نویسندگان متخصص و متبحر استفاده شود تا قصه‌ها جذابیت‌های لازم را برای بچه‌ها داشته باشد، چرا که درغیر این صورت بچه‌ها نمی‌توانند ارتباط لازم را با سریال برقرار کنند. جذابیت، نخستین وی‍ژگی‌ این آثار است که باید در کار کودک رعایت شود. بچه‌ها علاقه‌مندند قصه‌ها را ساده، اما در بسته‌بندی جذاب ببینند.

تهیه‌کننده سریال تلاش کرده از نویسندگان حرفه‌ای دعوت کند تا متن‌های جذاب برای این سریال نوشته شود. قبول دارم برخی قصه‌های سریال خیلی جذاب نیستند، اما این اتفاق بندرت در قصه‌ها افتاده است. به عنوان مثال از 30 قسمت این سریال 20 قسمت جذابیت لازم را دارد و شاید ده قسمت از قصه‌های این سریال متوسط باشد.

آیا شما دخل و تصرفی بر فیلمنامه آن ده قسمت نداشتید تا قصه‌ها جذابیت‌های لازم را داشته باشد؟

در ابتدا این سریال در 70 قسمت نوشته شده بود. من پس از خواندن فیلمنامه 30 قصه را کنار گذاشتم، چراکه احساس کردم جذابیت‌های لازم را ندارد و مناسب نیست. این در حالی بود که تهیه‌کننده برای 30 قسمتی که من کنار گذاشتم، هزینه پرداخت کرده بود. تهیه‌کننده علاقه‌مند بود اثری که می‌سازد برای بچه‌ها مفید باشد و آنها با مفاهیم واقعی زندگی آشنا شوند.

در مجموع با توجه به زمانی که در اختیار داشتیم، تلاش کردیم سریال جذابی تولید کنیم و من سعی کردم قصه‌های سریال برای بچه‌ها و بزرگسالانی که همراه فرزندشان سریال را تماشا می‌کنند، شیرین و صمیمی باشد.

بهتر نبود شما به عنوان کارگردان تلاش‌تان را بیشتر می‌کردید تا قصه تعلیق‌های لازم را داشته باشد و شخصیت‌ها از حالت تک‌بعدی خارج شوند؟

وقتی ساختمان قصه از ابتدا درست بنا نشده باشد، کارگردان خیلی نمی‌تواند دخل و تصرف کنم. من هر کاری از دستم برمی‌آمد، برای بهبود قصه انجام دادم. گرچه تاثیری که می‌توانستم روی قصه بگذارم، کم بود، ولی سعی کردم ساختار سریال انسجام لازم را داشته باشد تا شخصیت‌ها و داستان‌های آن یکنواخت نشوند.

این مساله در کارگردانی سریال مثل من مثل تو دیده می‌شود، چون با حرکات دوربین سعی کردید قصه‌ها را از یکنواختی خارج کنید. پس حرکات دوربین تعمدی بوده است؟

بله، چون می‌خواستم با دکوپاژ (نمابندی) و تصویربرداری متفاوت، قصه را از یکنواختی خارج کنم تا بیننده‌ای که این سریال را می‌بیند، کار برایش خسته‌کننده نباشد و کاملا با فضای سریال ارتباط برقرار کند و برایش ملموس و باورکردنی باشد. همان طور که تاکید کردم، تجربه پدر بودن هم به کمک من آمد تا بتوانم این سریال را بدرستی کارگردانی کنم، تلاش کردم بازی خوب و روانی از بچه‌ای که نقش قهرمان اصلی سریال را بازی می‌کند، بگیرم تا بچه‌ها بیشتر با او همذات‌پنداری کنند.

چرا حضور پدر و مادر در حل مشکلات قهرمان قصه کمرنگ است و بیشتر خودش بعد از فکر کردن به نتیجه‌ای مشخص می‌رسد؟ بهتر نبود حضور پدر و مادر پررنگ‌تر می‌شد تا بچه‌ها وقتی این سریال را تماشا می‌کنند، یاد بگیرند پدر و مادران بهترین مشاوره برای بچه‌ها هستند؟

ما سعی کردیم این اتفاق در قصه بیفتد. حال در برخی قسمت‌ها قهرمان اصلی خودش به نتایج درست در زندگی می‌رسد و در برخی قسمت‌ها پدر و مادر به او کمک می‌کنند. هدف ما از تولید این سریال، معرفی خانواده‌ای گرم و صمیمی است که با کمک یکدیگر مشکلات‌شان را حل می‌کنند.

در واقع یک زندگی اصیل ایرانی را نشان می‌دهیم. به همین دلیل خانواده‌ای از قشر متوسط را انتخاب کردیم تا نشان بدهیم اگر اعضای خانواده در کنار هم باشند، چگونه می‌توانند در حل مشکلات موثر باشند. انتخاب قشر متوسط می‌تواند الگوی مناسب برای دیگر اقشار باشد.

بازی گرفتن از بچه‌ها کار دشواری است. شما چقدر با پسر بچه‌ای که نقش قهرمان قصه را ایفا می‌کند، تمرین کردید؟

بله، سختی‌های خاص خودش را دارد، اما تلاش کردم او را بدرستی هدایت کنم تا بچه‌ها با شخصیت او در قصه همذات‌پنداری کنند، حتی قبل از ضبط هر سکانس، موضوع و صحنه‌ را کاملا برای او توضیح می‌دادم تا با درک و تحلیل درست هر صحنه را بازی کند. برایم فرقی نمی‌کرد چقدر این تمرین طول می‌کشد، بلکه هدفم این بود که این اتفاق درست بیفتد و بازی او هدایت شده و هوشمندانه باشد.

چطور شد از رضا فیاضی و لاله صبوری برای نقش پدر و مادر دعوت به بازی کردید؟ البته آنها در بازی‌شان طنازی خاص خود را دارند. آیا شما از آنها خواستید که این گونه عمل کنند؟

خودم اصرار داشتم این اتفاق بیفتد، چرا که می‌خواستم بیننده در این سریال پدر و مادر گرم و صمیمی را ببیند. بنابراین پدر و مادر قصه سریال مثل من مثل تو خشک نیستند و هر کدام بنا به موقعیت‌هایی که دارند طنازی‌های خودشان را دارند تا سریال را مفرح کنند. به همین دلیل بازیگرانی انتخاب کردم که مقداری طناز باشند.

کارگردانی این سریال برایتان چه تجربه‌ای به همراه داشت؟ آیا باز هم اثری برای کودکان می‌سازید؟

بله، باز هم خواهم ساخت. گرچه کار کودک سختی‌های خاص خودش را دارد، اما این سختی‌ها شیرین است. علاوه بر آن در اثری که برای کودکان تولید می‌شود، زندگی واقعی را نشان می‌دهیم و مخاطبان بسیاری سریال را تماشا می‌کنند. من این سریال را با انگیزه زیادی ساختم و تلاش کردم اثر آبرومندی را بسازم.

فاطمه عودباشی ‌/‌ گروه رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها