خواستن، توانستن است!

از ظاهر شدن رادارهای صحرایی و ادوات ضدهوایی ، پیداست که رسیده ایم . 5صبح از خانه زده بودیم بیرون تا راس ساعت 6، انتهای خیابان کارگر در سازمان انرژی اتمی باشیم.
کد خبر: ۵۵۱۲۵

یک لحظه سمت کاشان پیچیده بودیم و از راهی رفته بودیم که یکهو عکاس های شلوغ و شوخ ، شاخک هایشان به سمت راست جاده پرت شده بود و دوربین به دست می گفتند آنجا سایت هسته ای نطنز است.
البته باید بگوییم انتهای بیابان در دامنه تپه ای ، چند بنای کوتاه قامت دیده می شد. به گفته یکی از عکاسها زیر آن تپه سنگین و وسیع ، دالان ها و اتاقهای تو در توی تحقیقاتی قرار دارد.
پس از آن دقایق و تا زمانی که به تهران برگشته بودیم ، معلوم نشد آنجا واقعا سایت هسته ای نطنز بود، یا نه! اتوبوس حامل خبرنگاران ، در سینه کش جاده ، نعره کشان و بی اعتنا به بناهای کوتاه قد سمت راست جاده به سمت اصفهان تاخته بود و به اصفهان نرسیده ، کمربندی را دور زده و 10 کیلومتر آن طرف تر به خوراسگان رسیده بود تا رادارهای صحرایی و ادوات ضدهوایی پیدا شدند و سرانجام تابلوی «مرکز تحقیقات و تولید سوخت هسته ای اصفهان»، «ساختمان لاله» و شاید همین نام بود که جرقه سیران ذهنی ما را زد تا در اعماق خاطراتی که باید کهنش نامید، سرکشی کنیم:
آخر شب پیش از آن که به راه چند صد کیلومتری بازگشت بغلتیم و 5 صبح روز بعد به خانه برسیم ، آنی به درازای عمری عبور بر ما می گذشت که های! شمیم قریبی به مشام می رسد اینجا، بوی پویش ، عطر عبور از خواستن . نگاه کنید!
یاد لشکر محمد رسول الله بر گوشه حافظه ام نور انداخته است. یادش بخیر! یاد لاله سرایی که در روزهای سپید تشییع در خیابان های اصفهان و کوچه های بی انتهای دل عشاق امام ره قیامتی به پا می کرد و اکنون اینجاییم. آن شمیم ، این یاد.
انگار شاپرکان چرخنده بر گرد نورسوی های شبهای تاریک سنگر - که آن ایام در لابلای امواج لابه های شبانه شیران روز و زاهدان شب برای مسافران رضوان طنازی می کردند - از پس پایان نعمت جنگ ، حالا آنها اینجا آشیان کرده اند.
دلم می خواهد فریاد بزنم.های مردم! حالا دیگر اصفهان نصف جهان نیست. اینجا جهانی از غرور ملی را در سیمای آنان که چراغ UCF را روشن کرده اند، سیر می کنی.
از آن روز و آن بازدید هفته ها می گذرد. نشان به آن نشان که تنها یک روز پس از بازگشت ما، بیست و دوم نوامبر از راه رسید تا طبق توافقنامه پاریس حرکت UCFباز ایستد و این روزها ایامی را سپری می کنیم تا دهم ژانویه فرابرسد و مذاکرات گروههای کاری در چارچوب آن توافقنامه راه بیفتد.
به گفته حسن روحانی ، سفیر هسته ای کشورمان - که هفته پیش از سفر بروکسل فارغ شد - پایان خوش این مذاکرات به حرکت دوباره UCF و سایر فرآیندهای غنی سازی اورانیوم در ایران منجر خواهد شد، اما حالا گزارش آن بازدید از حلقوم سایت هسته ای اصفهان پس از گذشت هفته ها تا پایان خوش و بلکه ناخوش مذاکرات نهبت می زند: «مرا فراموش نکنید!»
کارخانه UCF در زمینی به مساحت 60 هکتار و بالغ بر 120هزار مترمربع احداث شده که احداث آنها بتازگی تمام شده است ، راستی یک جرقه ؛ این عدد و رقمها ویژگی مشترک دهها و بلکه صدها پروژه نیمه تمام و تمام ، نام نهاده شده ای است که در آرشیو حافظه هر خبرنگاری ثبت است.
یک ویژگی مشترک دیگر در این نوع پروژه ها وجود دارد که وقتی شما را برای بازدید می برند، متوجه آن می شوید. در این پروژه ها بخصوص دولتی هایش بناهایی مثل رستوران ، دفتر مدیر و قسمتهای اداری همان اول کار، شیک و کامل و آماده است و سوله تولید یا بنای بزرگی که قلب پروژه محسوب می شود نیمه کاره و شبیه یک انباری نونوار است ؛ زیرا در بهترین حالتها بازدیدکننده تجهیزات و ادواتی را که هنوز بسته بندی است و از یک روز تا چند سال قبل از روز بازدید از خارج آمده در قلب پروژه ولو می بیند، اما UCF اصفهان فاقد ویژگی دوم بود.
زمانی این واقعیت را می فهمی که می بینی از خبرنگاران در بدو ورود در رستورانی پذیرایی شد، که دیوارهایش هنوز آجری بود؛ اما وقتی به بناهای فرآیندی در UCF می روید، با واقعیت تازه ای مواجه می شوید. بناهای فرآیندی قلب پروژه است.
یک مقام مسوول به خبرنگاران می گوید: ساختمان 101 که قلب پروژه است ، اینک به بهره برداری رسیده و به تولید انبوه رسیده است.
UCF طبق قراردادی می بایست از سوی آرژانتینی ها ساخته می شد. آنها پس از انعقاد قرارداد عقب کشیدند. بعد از آنها چینی ها هم از همکاری با ایران در این زمینه سرباز زدند، اما UCF سرانجام از سوی ایرانی ها سرپا شد. این 3حرف علامت اختصاری Uranium Converson Facility به معنای تسهیلات تغییر اورانیوم است.
مرد مسوول در UCF که تو را یاد یک «حاجی» مکه نرفته ایام گرم جنگ می اندازد، می گوید که «در UCF بالغ بر 60 ساختمان پیش بینی شده است» این توضیحات را داده و با ماکت به ما تحویل می دهد و می گوید: «ساختمان ها در اینجا 3 بخش است ؛ ساختمان های فرآیندی ، ساختمان های پشتیبانی هسته ای و ساختمان های پشتیبانی غیرهسته ای.»
حدس می زنیم این سومین بخش همان بناهایی است که در یکی از آجری هایش ما ناهار خورده بودیم و این حدس درستی بود. «الان قسمت اعظم ساختمان ها ساخته شده است.»
«ما به دلیل شرایط، از همان آغاز کار تصمیم گرفتیم ابتدا بناهای فرآیندی ، در مرحله بعد ساختمان های پشتیبانی هسته ای و در آخر بخشهای پشتیبانی غیرهسته ای را بسازیم و آماده کنیم.»
«ورودی ساختمان های فرآیندی کیک زرد یا اکسید اورانیوم U3 D8 یا YCP بوده و پس از فعل و انفعالاتی که انجام می شود، خروجی ها ابتدا تترافلوراید اورانیوم یا UF4 و سپس هگزافلوراید اورانیوم یا UF6 است.»
ما را پس از توضیحات روی ماکت به قلب پروژه بردند، آنجا بناهایی بود در کنار یک کوره بلند. کمتر قادر هستی از همه جزییات بپرسی.
یک آن یکی به ما می گوید در کشورهای صاحب دانش هسته ای بازدید سی چهل خبرنگار از چنین تاسیساتی بی سابقه است ، بلکه این طور اماکن ، سری است ، اما چه باک که اینجا اولا با حضور خبرنگارها ما می خواهیم به عالم ثابت کنیم توانسته ایم و ثانیا چنین بازدیدی نسخه ای از یک فریاد است که «ما را فراموش نکنید!».
ما را به داخل ساختمان بردند با یک شرط: «در داخل ابنیه فرآیندی امکان آلودگی و حتی خطر جانی ممکن است وجود داشته باشد. اما گوینده خوب می دانست که سر خبرنگار جماعت برای این شرایط درد می کند، چه دردی!
وارد اتاقی مثل راهرو می شویم و آنجا باید پوششهایی به تن کنیم ؛ کلاهی مثل آنچه تیم جراحی در بیمارستان ها به سر می کنند، ماسک و عینکی شبیه عینک جوشکارها، تن پوش و شلوار و حتی پوشش برای کفشها و ورود به اولین بخش و سپس بخشهای دیگر فرآیندی.
آنجا دیگهای بزرگ و لوله های کوچک و بزرگ پیچ در پیچ و کوره ها و مخازن ورودی ها و خروجی ها و پله های فلزی شبیه نردبان است که دو سه طبقه از سطحهای مختلف تجهیزات و تاسیسات تودرتو را به هم وصل می کند، همه آن چیزهایی که یک بازدیدکننده بیگانه از علوم هسته ای قادر است از چیزهایی که می بیند، دریافت کند و اطلاعات قطره چکانی که گاه و بیگاه با سماجت خبرنگاری به دست می آید.
UCF به منظور تولید 4 نوع سوخت شامل اورانیوم فلزی با غنای طبیعی و 10 تن در سال ، پودر UV2 با غنای طبیعی و 3/11 تن در سال ، اورانیوم فلزی با غنای 7/19درصد و 30 کیلو در سال و پودر UO2 با غنای 5 درصد و 34تن در سال ، طراحی شده است.
گاز UF6 با غنای طبیعی 280 تن در سال ، به عنوان مهمترین محصول میانی در تولید سوخت هسته ای در UCFتولید می شود.
همه این محصولات پنجگانه برای تولید سوخت نیروگاه هسته ای و رآکتورهای تحقیقاتی مورد استفاده قرار می گیرد. ورودی یا خوراک اصلی UCF کیک زرد است. به سراغ یک کارشناس می رویم.
او می گوید: به مجموعه فرآیندها و مراحل تولید سوخت هسته ای تا مصرف و سپس بازفرآوری آن چرخه سوخت هسته ای می گویند. در مقایسه با اورانیوم ، کاربرد توریوم و پلوتونیوم خیلی محدودتر است.
اورانیوم را می توان به صورت خالص یعنی اورانیوم فلزی یا به صورت ترکیب مثل اکسید اورانیوم UO2 یا کربور اورانیوم Cu به کار برد، اما اکسید اورانیوم متداولترین ماده برای سوخت رآکتورهای تجاری است.
اورانیوم به طور طبیعی به شکل مخلوطی از اکسیدهای مختلف است که به شکل وسیعی در پوسته زمین به صورتهای پراکنده یافت می شود.
غلظت اورانیوم در پوسته زمین حدود 2PP m است که نشاندهنده فراوانی آن ، حتی بیشتر از عناصری مثل جیوه و نقره است.
برای استفاده از اورانیوم به عنوان سوخت ، ابتدا باید آن را از سنگهای معدنی استخراج و جداسازی کرد که این مرحله فرآوری سنگ معدن اورانیوم است و سپس با تبدیل و غنی سازی ، برای تهیه سوخت آماده می شود و این مرحله ای است که تولید سوخت هسته ای در آن صورت می پذیرد.
پس از استفاده از سوخت در رآکتور اتمی به بازفرآوری سوخت مصرف شده و جداسازی اورانیوم ، پلوتونیم و محصولات شکاف دیگر پرداخته می شود واین مرحله بازفرآوری نام دارد.
لفظ چرخه به این دلیل به کار می رود که عناصر شکاف پذیر پس از مصرف در رآکتورهای هسته ای بازفرآوری و مجددا برای مصرف آماده می شود.
در UCF اصفهان ، UF6 از U3O8، F2 از HF، UO2 از U3O8 و UF6 غنی شده ، اورانیوم فلزی طبیعی از UF4 و اورانیوم فلزی غنی شده از UF6 غنی شده تولید می شوند.
به گفته یک مقام مسوول کل ترکیبات اورانیوم بجز استخراج و کنسانتره و غنی سازی در UCF انجام می شود. در قلب پروژه ، یعنی ساختمان 101 با ورودی کیک زرد ، UF4 و UF6 خروجی های آن است و در بخش دیگری فلوئور مورد استفاده در UF6 تولید می شود و در ساختمان 103 اکسید اورانیوم برای نیروگاه بوشهر تولید، در ساختمان 104اورانیوم فلزی برای استفاه در رآکتورهای آب سنگین تهیه و در ساختمان 105فلز اورانیوم تولید می شود.
در ساختمان 201 فعالیت های آزمایشگاهی انجام می شود و در ساختمان 203 تعمیرگاه های ماشین آلات آلوده به موادی که با اورانیوم ارتباط دارند و وجود دارند، زباله سوزی انجام می شود.
یکی از کارشناسان ارشد UCF به دنبال اصرار فراوان خبرنگاران رضایت داد چند کلمه حرف بزند. «شب عید همین امسال (فروردین 83) همه شواهد و قراین به ما می گفت وقت کم و کار زیاد و جدی است.»
چه شور و حالی است ، وقتی حرف می زد. پوتین لاستیکی بلند به پا داشت و تن پوشش پیراهن و شلواری آبی رنگ از جنس بادگیر بود. یک آن ناخودآگاه ذهنم غلتید به روزهایی که غرق نعمت جنگ بودیم ؛ همان ایامی که همین بادگیرها توی جبهه به قول بچه ها مد شده بود و یک فریاد ناگهانی نیز جزو امور متداول منطقه شده بود، «شیمیائیه» و آن ستونهای سفید دودمانند و تاولها و ماسکهایی که پس از زمانی کوتاه شکل و قواره اش اصلا برای بسیجی ها عجیب و غریب نبود.
مرد کارشناس ارشد در UCF لحنی داشت درست مثل ادبیات آن روزها، زیرا یک جای کلمات او نشانی از بیداری داشت ؛ بیداری به دلیل مراقبت از حمله احتمالی دشمن.
«شب عید همین امسال ، همه شواهد و قراین به ما می گفت که وقت کم و کار زیاد و جدی است. همه چیز برای ما روی کاغذ معلوم بود. می دانستیم UO2 + FH = UF4 حتی توی همین کارخانه با 5/1 تن کیک زرد کار را راه انداخته بودیم ، اما این میزان تنها یک آزمایش محسوب می شد و از دیگر سو، لحظه ها و ایام سختی را برای سرپا کردن کارخانه چشم کشیده بودیم تا روزی که تولید تترافلوراید اورانیوم و هگزا فلوراید اورانیوم در اینجا در مختصات صنعتی راه بیفتد، فرا برسد و حالا مواجه شده بودیم با این همه فشار سیاسی کشورهای غربی به نام آژانس فلان و بهمان و خوب می دانستیم که وقت بشدت کم است.»
باورم نمی شود، او حالا با بغض تلخی حرف می زد و اگر یک آن چشمم نمی افتاد، حتی باورم نمی شد درست در اصلی ترین قسمت کارخانه که محصول در آنجا نمایان می شود، 2دوربین که مستقیما از وین مونیترینگ می شود و از سوی بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی آنجا نصب شده است.
مرد کارشناس ارشد ادامه داد: «ما کار را شب عید شروع کردیم.همه به تعطیلات رفتند، اما ما اینجا با غرور ملی و اسلامی عشق بازی کردیم.
تقریبا همه ما خواب را فراموش کرده بودیم و به جرات می گویم ما دقیقه ای و حتی لحظه ای را از دست ندادیم و عزم کردیم این بار کار را با 37تن کیک زرد شروع کنیم و تاختیم تا به هدف رسیدیم.
این واحد قبل از به تعلیق درآمدن باید یک بار با این ظرفیت تست می شد، تا دنیا بداند ما توانسته ایم. ما تا با این ظرفیت کار نمی کردیم قادر نبودیم اشکالات کار را دریابیم.
پس چنین کردیم و اینک 2 روز پیش از تعلیق به مردم می توانیم بگوییم که ما کار را تمام کرده ایم.»
به لحاظ صنعتی ، کشورهای فرانسه ، ژاپن ، روسیه ، امریکا و انگلیس دارای تمامی مراحل فناوری فرآوری اورانیوم در تمامی مراحل چرخه سوخت هسته ای در اشل صنعتی هستند و چنانچه اشل غیرصنعتی مدنظر باشد، به فهرست مزبور هند هم اضافه می شود.
کشورهای کانادا و فرانسه در مجموع دارای بزرگترین کارخانه های تبدیل اورانیوم هستند و محصولات آنها UF6 ,UO3 ,UO2است و پس از این 2 کشور به ترتیب امریکا، روسیه و انگلستان قرار دارند، اما در زمینه غنی سازی رتبه های اول از حیث برخورداری از شبکه بزرگ غنی سازی از آن امریکا و روسیه بود که این دو کشور در اشل صنعتی به ترتیب کار خود را از سال 1945 و 1949 آغاز کرده اند و در زمینه تولید سوخت هسته ای امریکا در رتبه نخست قرار دارد. مرد کارشناس ارشد UCFآخرین جمله اش را اینگونه ادا می کند: «خاطرتان جمع باشد، که نخواهیم گذاشت چراغ UCF خاموش بماند.»
یک مقام امنیتی و حفاظتی رو می کند به خبرنگاران و می گوید: «در هیچ جای دنیا این گونه نیست که خبرنگاران چنین آزاد از سایتهایی همچون UCF بازدید کنند.»
فرصت بازدید روبه اتمام است و زمان خلاص شدن از پوشش های سبز حفاظتی هنگام بازدید نزدیک است. در آخرین مراحل بازدید مخازن بزرگ UF6 که تازه تولید شده اند و این اتفاق تا حداکثر یکی دو ماه پیش از زمان بازدید آرزویی دور بود، را به ما نشان می دهند.
مقام امنیتی حفاظتی می گوید: در روسیه و فرانسه یا امریکا یا کشورهای دیگر حتی به خبرنگار اجازه نمی دهند از بیرون این سایتها بازدید کند، یا عکس بگیرد. هدف ما از دعوت شما به اینجا، آن بود که دستاوردهای خیره کننده هسته ای ایران عزیز به نحوی که نگرانی های حفاظتی ما لحاظ شود، به اطلاع مردم برسد.
خواست و فریاد UCF این است که فراموش نشود. UCF حالا علاوه بر تلاش شبانه روزی کارشناسان عزیزش به پشتوانه مردم والای ایرانی اسلامی نیز بشدت نیاز دارد و این هر دو تا نباشد، عقبه مذاکرات فراهم نیامده است.
ما می خواهیم مردم بدانند که 80 درصد چرخه سوخت هسته ای در UCF انجام می شود و لحظه شماری می کنیم تا در نتیجه مذاکرات ، تعلیق فعالیت UCF برطرف شود.
محمد قنادی ، معاون تولید و سوخت سازمان انرژی اتمی کشورمان می گوید: از 24 کارگاهی که قرار بود با همکاری چینی ها تجهیز و راه اندازی شود، به دلیل قطع یکطرفه همکاری چینی ها، متخصصان توانمند داخلی توانستند 21کارگاه مربوطه را راه اندازی کنند.
بهروز سامانی مجری طرح کارخانه فرآوری اصفهان نیز می گوید: کلیه تجهیزات UCF که 15 هزار دستگاه است ، به دست توانای متخصصان داخلی ساخته شده است.
بهروز حبشی زاده ، رئیس UCF هم می گوید: ساخت این کارخانه در سال 69 برای اجرای یکی از پروژه ها با انعقاد قراردادی با یک شرکت چینی آغاز شد. در طول مدت 8سال چینی ها تنها 10 درصد کار را پیش بردند و بعد تحت فشار قدرتهای بزرگ سیاسی از ادامه کار سرباز زدند.
آنها گمان نمی کردند، این کار با تکیه بر دانش و اندیشه مهندسان ایرانی قابل انجام باشد و البته بعد از قطع یکطرفه قرارداد از سوی چینی ها، مسوولان پروژه با برخی دیگر از کشورها رایزنی کردند، اما همه آنها به ما پاسخ منفی دادند.
در سال 77 اما مقدمات کار به دست جوانان ایرانی فراهم آمد و از سال 79 جمعی از مهندسان جوان کار را در دست گرفتند و اکنون طی فقط 4سال پروژه به مرحله بهره برداری رسید و معدل سنی این بچه های دانشمند 26سال است.
مردم بدانند که در رسیدن به فناوری هسته ای ، هرگز هیچ بیگانه ای حضور نداشته است و جالب است برخی بازدیدکنندگان خارجی اینجا دنبال دانشمندان ریش سفید می گردند و تازه متوجه می شوند که این افتخار بزرگ در ایران از سوی دانشمندان جوان به دست آمده است.
پروژه زیرکونیوم ZPP یک بخش مهم دیگر در UCF اصفهان است. این تولید به غلاف سوخت هسته ای نیز معروف است.

ناصر علاقبندان
alaghehbandan@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها