جهان دارد ما را می بلعد!

بای بسم الله: فضای خانه سید، در خلسه و طمانینه کتابها آرمیده است. دغدغه او همین کتابها است و بس. تنهایی ژرفش را با کتاب هایش قسمت کرده.
کد خبر: ۵۵۰۵۹

نجیب است و بزرگوار. کم گویی اش باعث نشد که پاسخمان ندهد... او زندگی را جای دیگری طلب کرده است. می توان فضیلت زیستن را از فحوای کلامش دریافت. استاد این گفتگو را سوررئالیستی توصیف کرد اگرچه ایشان به طور معمول از مصاحبه و امثالهم ابا دارد اما لطف دوستانه اش را مهربانانه از ما دریغ نکرد.

حدود زمان شما؛
حدود 80سالگی طعم

این روزها؛
بسیار بد. خدا نکنه! تمام اجزای بدن دارند فریاد مفارقت از هم را می زنند.

یکی دو تا از این فریادها؛
چشمهام آب مروارید آورده. ناراحتی های سخت معده.

با این حساب نمی تونید (به قولی) جهان را ببلعید؛
نه خیر؛ جهان ما رو داره می بلعه.

کتابهایی برای هضم؛
یک کتاب نیست ، چندین کتابه.

از جمله کتابهایی که شما...؛
کارهایی که در منطق ریاضی شده (ویتکنشتاین) و از قدما شفای بوعلی سینا که 22جلد است با ترجمه و تفسیر که قسمتهای لازمه اش را با کارهای ارسطو مطابقت کرده ام. شاید به زیر چاپ رود.

نکته ای درباره ویتکنشتاین؛
اعتراضات بسیار زیبایی به کارهای منطقی کرده و خود راه حل های نیکو داده.ویتکنشتاین می گوید:«زندگی فوق العاده بود »

زندگی شما چطور؛
معمولی بوده.

چرا نرفتین جایی که زندگی تان فوق العاده باشد؛
چون علاقه شدید به وطنم داشتم و خود را مدیون خدمتگزاری به این کشور می دانستم.

احساستان در مراسم تجلیل از شما؛
من قصد آن نداشتم که تجلیل شود، چون آن چیزی که در ایران به تجربه دریافته ام گوشه نشینی و گمنامی است.

استاد انوار از چه چیزی بشدت گریزان است؛
(از این جهت که عرض شد)؛ هرگونه چیزی که موجب پریشانی «این خاطر» شود بشدت گریزانم.

قولی از بزرگان در این باره؛
از ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگ است
و زنام چه پرسی که مرا ننگ زنام است

واین شعر کلیم: در کیش ما تجرد عنقا تمام نیست / در قید نام ماند اگر از نشان گذشت؛
بله ، تایید همین شعر حافظه دیگه.

شجره طیبه سیادت شما؛ اون طوری که نسب نامه خانوادگی بیان می کند جد هشتم یا نهم این جانب سید نعمت الله جزایری بوده و او هم منسوب به امام موسی کاظم ع است.

انوار؛
جمع «نور» است (با سکون واو) به معنی شکوفه که از یک کتاب سید نعمت الله جزایری اخذ شده به نام «انوار الربیع».

از شکوفه های کاری تان؛
11جلد لغت نامه دهخدا ، 10جلد فهرست نسخ خطی ، تصحیح و تعلیق اساس الاقتباس خواجه نصیر ، جهانگشای نادری... ولی چاپ شده ها بسیار است.

درباره خواجه نصیر؛
یکی از مغزهای درخشان عالم اسلام است.

یک نکته آنی درباره خواجه؛
چون در ریاضی و منطق و سایر علوم اسلامی در زمان خود فرد یکه و ممتازی بوده است.

از کدام کار بیشترین لذت را بردید؛
هر کدامشان در قسمت خودش کار نسبتا جالب توجهی بوده است.

و کدام اثر بیشتر کاربرد؛
کار بوعلی سینا (شفا 22جلد).

حالا از خدا چه می خواهید؛
یک نوع سلامتی که بتوانم به کار خود ادامه دهم.

جوانی ها از خدا چه می خواستید؛
یک نوع سلامتی که بتوانم کار علمی خودم را ادامه دهم.

فکر نوجوانی ؛ ایده ای که در تغییر سرنوشت و شکل دادن به شما و آینده تان مهم و موثر بود؛
فکر این بودم که با کار کتاب کنار بیایم.

احساستان هنگام مراجعه دانشجوها؛
این احساس که به آنها راهنمایی کنم تا در کارهای علمی خود علاقه دقیق داشته باشند و سرسری با آن مقابل نشوند.

کسی که زندگی را سرسری بگیرد به چه نتیجه ای می رسد؛
به هیچی! عمری را تلف می کند.

و... زندگی های هدفمند؛
آنها موفقیت پیدا می کنند و به زندگی امیدوارتر می شوند.

زندگی به تعریف سید عبدالله انوار؛
زندگی یک جریان زمان است که در آن اگر هدفی مستقر شود این زندگی ، هم برای زندگی کننده جالب توجه است هم برای دیگران.

و اگر هدفی مستقر نشود؛
جریانی که ممکن بود زیبا باشد به تلخی مبدل خواهد شد.

از تلخی های ناگزیر زندگی؛
بسیار. سن بالا مطمئنا واجد تلخی های بسیار در طول خود بوده است. مرگ ها، حوادث غیرمنتظره و امثالهم تشکیل دهنده چنین ناکامی هایی است.

و از شیرینی ها زیستن؛
مطمئنا زندگی واجد لذتها و شادکامی هاست ولی اثر ناکامی در خاطره دوامش بیشتر از شادکامی است.

کتابهای شما حرف می زنند یا شما کتابها را به زبان می آورید؛
هر دو بر هم تاثیر متقابل و متعاکس داریم.

کتابهایی که با کار و تلاش شما ارائه شده ، درباره تان چه احساسی دارند؛
نمی دانم. این سوال را از خود کتاب باید پرسید.

برای شما جدا شدن از زمان حاضر چگونه ممکن است؛
کسی که بخواهد کتاب را در عمق و ژرفایی بخواند، باید خود را در ظرف زمانی و مکانی آن کتاب قرار دهد و الا خواندن او دقیق نبوده و سرگرمی او با کتاب ، اتلاف وقت بوده است.

شده که در کتابها غرق شوید؛
بله شکی نیست. چنین کتابهایی دریایی اند واجد گوهرهایی که خواننده باید مانند غواص در پی یافتن آنها باشد.

راز تن دادن به این غرق شدن ها؛
چنین غرقی مطمئنا لذت انگیز است.

ماشائالله ذهن تندوتیز آماده ای برای پاسخ به این سوال ها دارین:
این لطف جنابعالی است که چنین تشخیصی را داده اید.

زبانهایی که با آنها آشنا هستید؛
3زبان. فرانسه ، انگلیسی و عربی فصیح ابعاد پنهان و درونی زندگی شخصی شما! من معتقدم یک نوع عرفانی بایستی در زندگی وجود داشته باشه.

تاثیر این عرفان در زندگی اجتماعی؛
جلوی جاه طلبی ها و مال اندوزی های خانه خراب کن جامعه را می گیرد. کجا می توان عرفان را به دست آورد! جایی نیست. عرفان در جایی وجود ندارد مگر در قلب «دل آگاهان» واقعی نه خانقاه نشینان ریایی.

یک نکته هوش ربا خطاب به همین «صوفی وشان» بی درد معاصر؛
رطل گرانم ده ای مرید خرابات
شادی شیخی که خانقاه ندارد

احساس کتابها نسبت به شما؛
با دوستان سالیانه خودم راز و نیاز دل آگاهانه ای داریم.

سکوت کتابها به شما چی می گه؛
سکوتی است در پشت آن هیاهوی بسیار جالب توجه.

عمیق ترین سکوت؛!
آن موقعی هست که انسان از همه مزاحمات برکنار باشد و خود به دلداده اش بپیوندد. در آنجا سکوتی است اما چه سکوتی.

گویا همان حیرت باشد.
بله نوعی حیرت است.

مرتبه حیرانی نشانی اش را بدهید لطفا؛
جایی است که عقل را در آن راهی نیست. همان است که بخوبی حافظ در این شعر گفته:از هر طرف که رفتم جز حیرتم نیفزود آوخ ازین بیابان وین راه بی نهایت

چکیده تجربه حرفه ای تان ؛
نمی دانم سرکار چه منظور دارید؛ اما آنچه من درک می کنم ؛ این است که زندگی همان طور که قبلا گفتیم چون گذراست. باید از هر «آن» آن استفاده کرد. و آن را به دست بیهودگی تا آنجا که امکان دارد، نسپرد.

از شمار دوستان شما؛
تنهایی به من اجازه داشتن دوستان بسیار نداده است و آن چند نفری که متاسفانه دست حوادث بیشتر آنها را به زیر خاک برده ، تعدادی دیگر برای این جانب نگذاشته است و اگر هم ساعاتی با آنها باید بگذرانم وقت در بحث مطالب علمی است.

ذات جهان «جهان»؛
اصل جهان در پریشانی و پراکندگی است.

ذکر یک نکته حکیمانه؛
منظور از این سوال را نداشتم و آنچه به نظر رسید ، نکته در این است که انسان در زندگی باید تکیه بر چیزهایی کند که باطن نیکو دارند نه ظاهر دلفریب.
مثل...؛
حقایق ذهنی که سرگرم کننده عقل است نه امور مادی دنیوی و جاه و مقام های کاذب

در کتابخانه تان ، آثار ریاضی زیادی هست؛
من از خردسالی به کارهای عقلی و استدلالی علاقه بسیار خاص داشتم و همان مرا به ریاضی برد و از ریاضی به دقیق ترین قسمت آن که هندسه باشد ، کشید و در این زمینه زحمات زیادی کشیده ام.

محور سخنرانی شما در کنگره بوعلی همدان؛
بحث در هندسه شفا گفتار این جانب در کنگره است. (این گفتگو پیش از برگزاری کنگره انجام شده)

نکته ای که درباره بوعلی به آن کمتر توجه شده؛
درخشانی ذهن بوعلی را نشان خواهم داد که متاسفانه تاکنون مورد توجه واقع نشده است.

اهل نگارش یادداشت شخصی هستید؛
نه ، چون زندگی روزانه من حوادث اجتماعی چندانی ندارد، از این جهت آن را نمی توانم با یادداشت های شخصی (حاوی حوادث متعدد) همراه ببینم.

حادثه زندگی شما؛
اگر در آن بیم خودبینی نباشد، «طرح مسائل ذهنی و پاسخگویی به این مسائل» است.

برگردیم به اول مصاحبه... چه پیشنهادی برای سلامت تن و روان به جوانان دارید؛
اگر پیشنهادم مورد قبول واقع شود ، هر جوان باید برای آن که بتواند ذهنی قابل اعتماد داشته باشد، در تقویت جسم که حامل ذهن است ، بکوشد. با اجتناب از تفننات خطرناک (که امروز متاسفانه بسیار دامنگیر انسان ها شده) و تا می تواند و وقتش اجازه می دهد به ورزش و راهپیمایی بپردازد.

راه کمال را به جوان ها نشان نمی دهید؛
کمال جوانها که کمال کشور عزیزم ایران است ، در این است که از کاروان علم که بسرعت پیش می رود عقب نمانند. که متاسفانه...

عقب ماندگی علمی؛
دریوزگی از کسانی است که این حرکت را به خوبی انجام می دهند.

علاقه شما جز به کتابها، معطوف به چه چیزی است؛
در این سن هیچ علاقه ای دیگر جز به دوستان قدیمی خود که بی صدا در قفسه ها قرار دارند، ندارم.

اهل مکالمه های طولانی تلفنی هستید؛
تلفن کمتر.

و شنیدن طولانی مدت صداها، مثل موسیقی؛
درباره موسیقی نظری ، دو کتاب شرح داده ام ؛ یکی شرح کتاب موسیقی کبیر فارابی است و دیگری شرح موسیقی علامه قطب الدین شیرازی در دره التاج (قسمت ریاضی) است که شاید به چاپ برسد.

با این حساب کلی موسیقیدان هستید! حالا درباره موسیقی «عالمگیر غرب» از شما بشنویم؛
به خود موسیقی اصیل ایرانی علاقه بسیار وافر دارم و ممکن است که عرایضم در نزد متجددین مخدوش افتد، ولی معتقدم که موسیقی غربی و چنان که از زبان خود یهودی منوهین شنیدم - به دار بوار افتاده است.

  • عمیق ترین سکوت؛!
    آن موقعی که انسان از همه مزاحمات برکنار باشد و به دلداده اش بپیوندد


  • نقل قول «یهودی منوهین»؛
    موسیقی ما مرده است. فقط دارم در موسیقی ایرانی و هندی سیر می کنم ، زیرا در این دو آثار عمیق از موسیقی می بینم و می شنوم.

    ولی موسیقی اصیل ما نیز آثار معاصرانه ، خلاق و تازه ای ندارد، همه هر چه هست فقط تکرار یک قالب کهنه و معمولی و مکرر است:
    اگر نظر این جانب قابل قبول باشد، باید بگویم آن موسیقی که به آن معتقدم و علاقه مند ، موسیقی اصیل سنتی است خاصه دستگاه اصفهان. و درباره موسیقی مردمی که موسوم به پاپ ایران است؛ پاپ و امثال آن را شکستی برای اصالت موسیقی می دانم.

    اما خیلی ها چنین نمی اندیشند؛
    امیدوارم که علاقه مندان به پاپ این آزادی نظر را به اینجانب داده باشند.

    پس از گفتگوهایی ، طرح کردیم که گویا پاپ غربی براساس اصالتی بوده که پاپ ایرانی واجد آن نیست...؛
    اینجانب اطلاع زیادی درباره پاپ ندارم آنچه گهگاه می شنوم ، فکر می کنم که نظر سرکار در اینجا صحیح بوده. شاید غربی خسته شده از ماشینیزم حاجت بر آن دید که یک موج ضد نظم ماشینی به وجود آورد که آن موج ، فراگیر پاپ نیز بود، ولی تا آنجا که می دانم ، نه چنین ماشینیزمی در ایران آمده و نه چنین عکس العملی واقعی بوده ؛ بلکه تقلیدی صرف است که متاسفانه می ترسم هوشهای اصیل پسند را ضایع کند.

    یک مدرک استادانه و استدلالی و تاریخی؛ یکی از نصایح فارابی آن است که گوش خود را از آهنگهای ناموزون به دور دارید.

    نکته ای درباره موسیقیدانی علامه شیرازی؛
    در موسیقی دره التاج ، علامه بر آن رفته که ادوار موسیقی را به صورت ریاضی و نسبت های ابعاد نشان دهد. (کسانی که اهلش هستند می دانند استاد!) که البته قبل از او این کار به وسیله «فارابی و ارموی» به زبان عربی شده بود و علامه زبان فارسی آن را ارائه می دهد.

    و... پرده آخر؛
    امید آن است که آخرین پرده زندگی اینجانب باشد؛ پرده ای است که وصل به ابدیت است و آن پرده نهایی است.

    علی اکبر مظاهری
    newsQrCode
    ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

    نیازمندی ها