بهمن خلیفه، مدرس دانشگاه شهید بهشتی از نوروز می‌گوید

نیستی فسردگی با نوروز معناگرایانه

نوروزها می‌آیند و می‌روند و می‌شود که نوروز از تکرارهای بی‌تکراری چون باران باشد. دور شدن از فسردگی در مراسم بی‌معنا که خستگی‌های عمیق ایجاد می‌کند، آن هم با تکیه بر معانی مراسم نوروز و تعریف عید از نگاه عرفا موضوعی بود که درباره آن با دکتر بهمن خلیفه، مدرس دانشگاه شهید بهشتی در رشته زبان و ادبیات فارسی به گفت و گو نشستیم. این پژوهشگر ادبیات از بار عام پادشاهان در گذشته‌های دور گفت تا عیدهایی که مولوی و سنایی در اشعارشان از آنها یاد می‌کنند.
کد خبر: ۵۵۰۴۰۲

نوروز و اجرای چنین مراسمی چه سابقه‌ای در ایران دارد؟

در ایران قدیم، سال را به دو فصل تقسیم می‌کردند؛ فصل گرما و فصل سرما. آغاز فصل گرما نخست تیرماه و سپس فروردین ماه شد و آغاز فصل سرما، مهرماه. در آغاز هر دو فصل جشن بزرگ ایرانیان به نام جشن فروردین‌گان یا فرودی‌گان و جشن مهرگان برگزار می‌شد. این دو از بزرگ‌ترین جشن‌های ایرانیان قدیم بود. جشن فروردین‌گان که امروز برگزار می‌کنیم، به دوران ورود آریایی‌ها به ایران و پیش از آریایی‌ها باز می‌گردد اگرچه آثار روشنی به لحاظ تاریخی نسبت به شکل برگزاری این مراسم میان مردم و پادشاهان در زمان هخامنشیان و اشکانیان در دست نداریم، ولی مسلم است که در زمان ساسانیان روزهای نوروز را هم مردم عادی و هم موبدان و هم شاهان به شکل مفصلی جشن می‌گرفتند.

آیا جشن‌های میان این سه طبقه با یکدیگر و جشن‌های امروزی متفاوت بوده است؟

امروز جشن نوروز از روز اول فروردین تا دوازدهم فروردین طول می‌کشد و سیزدهم فروردین روز جشن طبیعت به حساب می‌آید. در قدیم جشن‌های نوروز پنج یا ده روز بود که معمولا شامل پنج روز آخر اسفند ماه و پنج روز خمسه مسترقه (پنجه دزدیده) می‌شد. مردم عادی پنج روز نخست را جشن می‌گرفتند و در روز ششم، نوروز بزرگ یا جشن نوروز شاهان آغاز می‌شد که پادشاه جشن عمومی خود را با بار عامی که می‌داد، برپا می‌کرد. مردم در پنج روز نخست به دید و بازدید و شادی هایشان مشغول بودند ولی در محیط شاهانه فضا کاملا تغییر می‌کرد. بهترین تعریف برای این تغییر فضا، اضافه شدن اشرافیت به مراسم عید بود.

نوروز بر چه مفاهیمی استوار بوده و تا امروز چه تغییراتی داشته است؟

نوروز بر پایه دو مفهوم استوار بوده است؛ یکی معتقدات دینی و دیگری رویش دوباره طبیعت و باروری. این دو هسته اصلی که شکل‌دهنده نوروز بوده، تا امروز هم پابرجاست.

از آنجا که کلمات بار معنایی خاص خود را دارند، آیا کلمه فروردین هم با اندیشه‌های اصیل نوروز ارتباطی دارد؟

کلمه فروردین که نام اولین ماه سال است، با کلمه فرورد یا فروهر در ارتباط است. در نظر گذشتگان، فروهر یکی از نیروهای نهانی انسان بوده که همراه با روان و دین از تن جدا می‌شد و به جهان مینو می‌رفت. آنان معتقد بودند در ده روز مذکور، فروهر یا روان مینویی درگذشتگان به زمین فرود می‌آید و با بازماندگانشان ارتباط برقرار می‌کند. در این ده روز که جشن روان نیاکان تلقی می‌شد، زندگان از روان نیاکانشان یاد می‌کردند. امروز هم می‌بینیم که سنت زیارت قبور پیش از آغاز سال جدید بین ما مسلمانان و شیعیان به انجام می‌شود.

پس در اینجا با یک تغییر صورت و البته محتوا از نوع تطبیق با دین پذیرفته شده مواجه هستیم؟

بله، شاید در آن زمان به زیارت قبور نمی‌رفتند، ولی آتش روشن کردن بر بام‌ها برای رسیدن به همین مساله صورت می‌گرفت زیرا همان‌طور که به منظور کمک به کاروان‌ها برای یافتن راه در شب آتش روشن می‌کردند، آنان نیز معتقد بودند در جهت کمک به ارواح گذشتگان و فروهرها برای یافتن خانواده و بازماندگان خود در شب باید آتش‌هایی را بالای برج‌ها و بام‌ها برافروخت. یا امروز هنوز کتاب آسمانی ما در سفره‌های هفت‌سین قرار دارد و گویی سال جز با خواندن دعای عمیق حول حالنا الی احسن الحال تغییر نمی‌یابد و نو نمی‌شود. از طرف دیگر، ویژگی شکوفایی و نوزایی نیز با وجود سبزه در سفره‌ها همگی نشان‌دهنده نیاز انسان امروز به تحول درونی در کنار دگرگونی طبیعت است. این معانی در قدیم هم وجود داشته و تا به امروز ادامه یافته است.

ولی به نظر می‌رسد امروزه برخی باورهای ایرانی نوروز بسیار سطحی شده و به مراسمی با مفهوم نامشخص تبدیل شده است. چرا؟

باید اینجا پرسید که کدام یک از رسم‌ها و آیین‌های قدیمی ما کمرنگ نشده و در کدام آیین‌هاست که تلقی‌ها هنوز تغییر نیافته است! مثلا مراسم چهارشنبه سوری امروز به ترقه زدن‌هایی محدود شده که یک سنت ایرانی نیست و بیشتر در شرق آسیا رواج داشته است. ولی نباید از این حرف معنای منفی دریافت کرد زیرا نوروز تا اندازه‌ای دست نخورده باقی مانده است و هنوز به عنوان یک جشن ملی با شور فراوان برگزار شود و هنوز دیدار روان درگذشتگان امروز در دید و بازدیدهای مردم به صورت پررنگی وجود دارد.

اگر ما فقط به مراسم توجه کنیم، گویی مراسم را اصالت داده ایم و نه حقیقت را و این هشداری برای دوری از زندگی متعالی است. این طور نیست؟

نه فقط در نوروز بلکه در بسیاری از آداب و جنبه‌های زندگی بحث تقابل صورت و باطن وجود دارد. یکی از ویژگی‌های مذهب تشیع در اسلام، اصالت دادن به باطن در مقابل ظاهر است. حتی در همه آداب و شرایع دینی، اصالت با باطن است؛ اگرچه باید صورت ظاهر عمل را هم اجرا کنیم. در ادبیات به شکل درخشانی ناصرخسرو چنین مطلبی را به یکی از دوستانش که به حج رفته بوده است، اشاره می‌کند که برای قربانی باید نفس را هم قربانی کرد و....

این مساله درباره نوروز هم صدق می‌کند. بسیاری از ما کارهایی که در مراسم نوروز انجام می‌دهیم، در حد مراسم باقی می‌ماند، مانند چهارشنبه‌سوری، قاشق‌زنی، شال انداختن و... بسیاری از این رسم‌ها در گذشته با مفاهیم خاص خودشان انجام می‌شد ولی امروز فقط صورتش به دست برخی رسیده است.

چگونه نوروز با تحولات درونی که می‌تواند فرد را به رشدی نو برساند، ارتباط پیدا می‌کند؟

همان طور که گفتم، در شیعه اصالت بر باطن است. اگرچه دیگرانی مانند اسماعیلیان و عارفان نیز بر این نگاه تاکید کرده‌اند. صوفیان معتقد بودند عید واقعی برای سالکی که در راه رسیدن به معرفت خداست، زمانی ایجاد می‌شود که تجلی جمالی و جلالی از سوی خدا به قلبش برسد. آن لحظه تجلی، لحظه عید اوست. مولوی می‌گوید:

چو عارف را و عاشق را به هر ساعت بود عیدی

نباشد منتظر سالی که تا ایام عید آید

یا معتقد بودند؛ زمانی که عارف با معشوق ازلی دیدار می‌کند، لحظه عید اکبر اوست. مولوی در غزلیات شمس می‌گوید:

بیا ای عید اکبر شمس تبریز

به دست این و آن مگذار ما را

شمس تبریز در اینجا نمادی از معشوق ازلی است. در یکی از رساله‌های قدیمی عرفا، تعبیری عرفانی از نوروز آمده که می‌گوید: نوروز مقام اول ظهور مصنوعات حق است.

آیا می‌توان گفت چنین کلماتی در نگاه عرفا اصالت معنایی دارد که تحول را در خود گنجانده‌ و بعد به عالم ظاهر نیز رسیده‌ است؟

بله، زیرا عرفا معتقدند اولین فصل سال معنای غیرظاهری نیز دارد. این فصل از نظر صوفی و عارف، شادمانی و خرمی است زیرا هنگامی که عارف از عبادت‌های ظاهری که برحسب عادت ملکه ذهن شده‌اند، رها می‌شود و شادی و سرور در دل ایجاد می‌شود، فصل نو خود را نشان می‌دهد و معنا پیدا می‌کند.

نوروز تا چه اندازه بر روابط ما انسان‌ها در رفتارهای روزمره‌یمان تاثیر می‌گذارد؟

زندگی امروز ما بسیار پرتنش است و طبیعی است که بین ما کدورت‌ها و ناخرسندی‌هایی وجود داشته باشد. اگر ما به باطن نوروز توجه کنیم و بدانیم که در ترکیب کاربردی «جشن نوروز» شادی یکی از عناصر جدایی‌ناپذیر است، یاد کردن نیاکان به نیکی فرصت خوبی است تا به زندگانی مشغول شویم که ناخرسندی از آنها در خاطرمان نقش بسته است و بخواهیم که ما هم پاک شویم. توصیه‌ای که امروز از روان‌شناسان مختلف مبنی بر فراموشی بجا و هدفمند می‌شنویم، زندگی مطلوب نویی را برایمان به ارمغان می‌آورد. همان طور که حافظه خوب، حسن است، فراموشی بجا و هدفمند هم مهارتی است که باید آن را یاد بگیریم؛ زیرا باقی ماندن دلخوری‌ها و کدورت‌ها عمیقا به ما آسیب می‌زند. یادمان باشد کدورت‌ها ناشی از هیجانات روانی مثل خشم در افراد است و همان طور که ما هیجانات روانی داریم، دیگران نیز از آن بهره‌مند هستند. هیجانات روانی را باید آنجایی خرج کرد که کارآمد باشد، نه آنجا که موجب فرسودگی ما شود.

‌ حورا نژادصداقت / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها