در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
من برای این روزها، روزهای سخت و دشوار همیشه آماده بودهام. روزهای سختی که جز نام تو، هیچ چیز پناهم نیست.
جز یاد تو، لبخند تو... و حالا فکر میکنم چقدر روزگار بیتو، برایم بیمعناست. من عادت به روزگاری بیتو ندارم. من عادت کردهام در هوایی دلم برای تو دلتنگ شود که عطر تو در آن جاری است. برای آنکه با تو حرف بزنم و با تو باشم، حس میکنم روزگار چه آسان میگذرد، چه سخت و آسان!
بهار نشانهای است برای نزدیک شدن با تو و بودن در کنار تو.
برای تغییر، بهارهای زیادی از زندگیام گذشته.
قولهای زیادی دادهام، اما انجام ندادهام، اما تو بخشیدی.
تو به آنچه ندارم مرا بخشیدی.
حالا فکر میکنم آمدن بهار، قانون و نشانهای است برای نزدیک شدن به تو.
حرفهای من تا به تو میرسد گل میکند، حرفهایم با تو تمامی ندارد.
خدایا! مهربانم! همه چیز از برکت تو خوب میشود و دلخوشی من، به نام، یاد و حضور توست.
من با لبخند، حرفهایم را به تو میگویم. دلتنگی و بغضهایم را و تو با لبخند دلتنگیهای مرا میشنوی.
تو میدانی حال این روزهای من، روزهای پایانی اسفند را.
خدایا برای بهتر شدن حال مردمانم دنبال بهانه میگردم.
بیبهانه حال آنها را خوب کن.
خدایا مردم سرزمین ایران سال سختی را پشت سر گذاشتند؛ سالی پر از سختیهای عجیب و غریب.
اما آدمها امیدشان به بهتر شدن است.
امید مردمان را ناامید نکن و سالی برای ما رقم بزن پر از لبخند سرور مهربانی و ارزانی.
علی ضیا
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: