jamejamnashriyat
کد خبر: ۵۴۹۲۵۳   ۲۲ اسفند ۱۳۹۱  |  ۲۰:۱۷

در گفت‌وگو با حسن تردست قاضی کیفری بررسی شد

زنان، قربانیان اصلی اسیدپاشی

قاضی «حسن تردست» بیش از 30 سال به پرونده‌های کیفری رسیدگی کرده و مسئولیت محاکمه چند متهم به اسیدپاشی را نیز به عهده داشته است. او در گفت‌وگو با تپش به بررسی انگیزه‌ها و دلایل وقوع جرم اسیدپاشی و راهکارهای پیشگیری پرداخته است.

شایع‌ترین انگیزه اسیدپاشی چیست؟

اسیدپاشی یکی از فجیع‌ترین جرایم جنایی است و بعضی مواقع عوارضش برای قربانی بیش از قتل است. سوابق پرونده‌های اسیدپاشی نشان می‌دهد، حس انتقامجویی در مرتکب جرم بسیار قوی است و قصدش از این کار قدرت‌نمایی و تخلیه روانی ناشی از تحقیری است که به او وارد شده‌ است.

قربانیان اسیدپاشی بیشتر چه کسانی هستند؟

این جرم بیشتر زنان را قربانی می‌کند و از جمله جرایمی است که به علت شرایط خاصی که در روابط برخی زنان و مردان وجود دارد، رخ می‌دهد و مرتکب به نیت این‌که بخواهد یک زن را از هستی ساقط کند و او را تا پایان عمر زجر بدهد، اقدام به اسیدپاشی می‌کند.

این جرم چه تاثیر روانی روی قربانی می‌گذارد؟

چون اسیدپاشی یک عارضه و پدیده جنایی است، عوارض جنایی مستمری هم دارد، فردی که مورد تهاجم قرار می‌گیرد، تا پایان عمر درگیر آن است و دیگر نمی‌تواند در اجتماع همچون افراد عادی ظاهر شود، زندگی روزمره‌اش مختل می‌شود و همیشه زخم‌ها برای او تازه است، حتی در مواردی قربانی چشم‌هایش را از دست داده است. بنابراین لطمه‌ای که به این فرد وارد می‌شود، بیش از لطمه روانی است که جرایم خشن دیگر وارد می‌کند، صدمه این جرم بسیار عمیق و مستمر است و تا پایان عمر همراه فرد خواهد بود.

آیا می‌توان گفت مرتکب‌شدگان این جرایم نیز به لحاظ روانی شرایط بدتری نسبت به مجرمان دیگر دارند؟

در جرایم اسیدپاشی و قتل‌هایی که با انگیزه اخلاقی اتفاق می‌افتد، حتما فرد تحت تاثیر وضع روانی‌اش این کار را می‌کند و فشارهای روانی باعث می‌شود فرد دست به قتل یا اسیدپاشی بزند، اما نمی‌توان نام آن را بیماری گذاشت، در واقع این یک فشار عاطفی عمیق است که فرد را به سوی ارتکاب چنین جرایمی سوق می‌دهد، به‌عنوان مثال شخصی معشوق خود را از دست می‌دهد، بنابراین به او فشار روانی زیادی وارد می‌شود و در انتقام فشاری که وارد شده، سعی می‌کند به مسبب آن صدمه برساند. فرد تصور می‌کند اگر زیبایی را از این دختر بگیرد، در واقع علت اصلی از دست دادن معشوق را از بین برده، بنابراین به صورت دختر اسید می‌پاشد تا او را از زندگی ساقط کند البته این تصور فرد مرتکب است.

چرا چنین جرایم خشنی در جامعه اتفاق می‌افتد؟

متاسفانه روح جمعی جامعه خشن است، مردم گاهی خیلی قانونمند نیستند و این بی‌قانونی و بی‌احترامی به حقوق فردی در بین جوانان بیشتر دیده می‌شود. اسیدپاشی جرمی است که در کمتر کشوری اتفاق می‌افتد، زیرا حس انتقامگیری در مردم آن کشورها کمتر است. این جرم آنقدر تاثیرگذار است که روح جمعی جامعه را هم بشدت تحت تاثیر قرار می‌دهد. قانونمند نبودن جوانان فقط در جرم اسیدپاشی موثر نیست، ما این مساله را در جرایم دیگر هم می‌بینیم مثلا زورگیری یکی از جرایمی است که به دلیل حس انتقام و بی‌قانونی رخ می‌دهد. مجرمان اسیدپاشی خود را قهرمان می‌دانند زیرا فردی را به زانو درآورده‌اند. آنها قهرمانانه از جرمی که مرتکب شده‌اند، صحبت می‌کنند. البته مساله دیگری هم در این خصوص دخالت دارد.

مثلا چه مسائلی؟

نقص قانون در این خصوص خیلی مهم است. در جرم اسیدپاشی مجازات دیه و دو تا پنج سال حبس داریم و مجازات دیگری برای آن تعیین نشده ‌است. این مساله خیلی تاثیرگذار است. مرتکب را جسور می‌کند و به او جرات بی‌قانونی می‌دهد، در حالی که در کشورهای پیشرفته این جرم حبس ابد و در مواردی حبس ابد همراه با اعمال شاقه و بدون تخفیف دارد. مجازات فعلی ما بازدارنده نیست حتی باید بگویم بعضی از قضات از بین رفتن زیبایی را نقص عضو تشخیص نمی‌دهند و مرتکب را به همان پنج سال حبس هم محکوم نمی‌کنند.

آیا می‌توان گفت به همین دلیل است که برخی مجرمان به جای قتل دست به اسیدپاشی می‌زنند؟

دقیقا همین‌طور است. مرتکبان به درستی می‌دانند با اسیدپاشی بیشترین آسیب را به فرد وارد می‌کنند. آسیب این کار حتی از قتل بالاتر است، اما مجازات آن بسیار کمتر. بنابراین ترجیح می‌دهند دست به چنین جرمی بزنند. قربانیان اسیدپاشی تا پایان عمرشان تحت تاثیر جرم قرار دارند، سوختگی‌های اسیدی به سختی قابل ترمیم است و نمی‌توان آن را درمان کرد، قربانی هربار که خودش را در آیینه نگاه می‌کند در واقع می‌میرد. خانواده و اطرافیان این فرد تحت تاثیر شدید قرار می‌گیرند و آنها هم وحشت‌زده و درگیر مشکلات قربانی هستند. در حالی‌که در قتل شاید داغ از دست دادن عزیز از بین نرود، اما همیشه هم تازه نیست و درواقع هرچند از بین نمی‌رود، اما التیام پیدا می‌کند، اما در اسیدپاشی این‌طور نیست. درد جسمانی و روحی همیشه تازه است. به همین دلیل هم معتقد هستم مجازات اسیدپاشی بازدارنده نیست.

این‌که مجازات اسیدپاشی کم است، آیا به این دلیل است که قوانین ما بیشتر به جنبه خصوصی جرم توجه دارد تا جنبه عمومی؟

دقیقا به همین دلیل است. قوانین ما کاملا خصوصی است و جنبه عمومی و حق جامعه در آن کمرنگ است. مثلا اوایل انقلاب حتی قتل جنبه عمومی نداشت و فقط قصاص و دیه مجازات آن بود، اما بعد به دلیل نیاز شدیدی که احساس شد ماده 612 یعنی جنبه عمومی جرم اضافه شد. ما درخصوص همه جرایم باید این کار را بکنیم و چنین موضوعی در جرایم خشن باید بسیار بیشتر مورد توجه قرار گیرد و حق جامعه نباید تضییع شود. مثلا در جرم اسیدپاشی این موضوع خیلی مهم است چون جامعه بسیار بیشتر از قتل تحت تاثیر قرار می‌گیرد و شهروندان مدام قربانی را می‌بینند. قتل بعد از مدتی فراموش می‌شود؛ اما اسیدپاشی هیچ وقت از یاد نمی‌رود و تا زمانی که قربانی زنده است جامعه نیز آن را می‌بیند و تاثیر آن هر روزه است، بنابراین باید قوانین شدیدتری برای آن در نظر گرفته شود.

فکر می‌کنید چه مجازاتی برای اسیدپاش‌ها عادلانه باشد؟

من فکر می‌کنم قانونگذار باید برای چنین مجرمانی، مجازات حبس ابد را در نظر بگیرد. باید جنبه تنبیهی قانون شدید باشد. یکی از دلایلی که مجازات به وجود می​آید جنبه تنبیهی و بازدارنده آن است. ضمنا مجازات باید جبران‌کننده خسارت باشد، یعنی اگر فرد مرتکب اسیدپاشی می‌شود، باید هم خسارتی که به قربانی وارد کرده، جبران کند و هم حق جامعه‌ای را که مورد تاثیر قرار داده است. ما در اجتماع زندگی می‌کنیم و نمی‌توانیم فقط جنبه خصوصی جرم را مدنظر قرار بدهیم. مدعی‌العموم باید حق جامعه را طلب کند.

چرا جنبه خصوصی جرم مورد تاکید بیشتر است؟

آنچه باعث شده است مقنن مجازات عمومی را کمتر کند، سیاست زندان‌زدایی است. بسیاری از قضات به محض این‌که شاکی خصوصی رضایت می‌دهد با محکوم کردن فرد به کمترین مجازات عمومی سعی می‌کنند زندان‌زدایی کنند، این باعث می‌شود امنیت جامعه قربانی تلاش برای کاهش آمار زندانیان شود و خطرات زیادی دارد که از جمله آن بیشتر شدن جرم در جامعه است. در حالی‌که در قوانین دنیا این اتفاق نمی‌افتاد و جنبه عمومی جرم بسیار مهم است. کارشناسان تاثیراتی را که هر جرم در جامعه می‌گذارد، مورد بررسی قرار می‌دهند و خسارتی را که جامعه دیده است، برآورد می‌کنند و براساس آن مجازات تعیین می‌شود. اسیدپاشی از جمله جرایمی است که خدشه وارده آن به جامعه قابل جبران نیست بنابراین باید مجازات سنگینی برای آن در نظر گرفت.

وجود روحیه خشن در جامعه را از دلایل اسیدپاشی ذکر کردید. این روحیه چرا به وجود آمده است؟

برخی از مردم خیلی عصبانی هستند و این علل مختلفی دارد، از آلودگی هوا و تاثیر آن بر خلق مردم گرفته تا برخی الگوهای رفتاری غلط، همگی روی عصبانیت مردم تاثیر دارد. فراموش نکنید تنش در سطح بالای جامعه روی اخلاق مردم تاثیر مستقیم دارد. زیرا مردم از دولت‌هایشان الگو می‌گیرند. تشویش در سطح بالا به سطح پایین جامعه هم کشیده می‌شود. ما کشوری اسلامی هستیم و باید اخلاق اسلامی هم در میان مردم حاکم باشد، اما برخی فشارها باعث شده است الگوی اخلاق اسلامی در کشور ما کمرنگ باشد.

شما چه راهکاری برای کاهش جرایم خشنی مثل اسیدپاشی پیشنهاد می‌دهید.

به نظر من برای کاهش جرم اسیدپاشی اول باید قوانین را بازدارنده کنیم. فشارهای اقتصادی را از دوش مردم برداریم و آرامش را در کشور افزایش دهیم. این تنها راه کاهش جرایم خشنی چون اسیدپاشی است.

مرجان لقایی

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
وضعیت قرمز گیشه

سینما سال جدید را هم با بحران شروع کرده و ظاهرا مردم هنوز رغبتی به فیلم دیدن ندارند

وضعیت قرمز گیشه

پیشخوان

بیشتر