جوان های این زمانه فرق کرده اند!

افراد پیر و پا به سن گذاشته ، همیشه می گویند جوانهای این دوره و زمانه فرق کرده اند. این نظریه نسل به نسل می چرخد و همواره نیز درست است ؛ اما هیچ زمانی به اندازه امروز صادق نبوده است.
کد خبر: ۵۴۸۲۱

جوانان تحصیلکرده شده اند. آنها پول بیشتری برای خرج کردن دارند و از آزادی های بیشتری بهره مند هستند. آنها بسرعت بزرگ می شوند و خیلی هم به والدینشان وابسته نیستند. بیشتر درباره خودشان فکر می کنند و از ایده های بزرگترها کورکورانه پیروی نمی کنند.
وقایعی که نسل قبلی بوضوح به خاطر دارد، چیزی جز تاریخ گذشتگان نیست و این همان چیزی است که باید باشد. هر نسل جدیدی نسبت به نسل گذشته خود متفاوت است. درواقع این تفاوت امروزه بسیار مشهود است.
بزرگترها همیشه فکر می کنند به دلیل این که دنیا دیده تر از کوچکترها هستند، از آنها بهتر می دانند. آنها دوست ندارند احساس کنند ارزشهایشان زیر سوال می برند و غرور آنها را خدشه دار می کنند.
آنها بعید می دانند که بزرگترهایشان از تمام امکانات زندگی خود بهترین بهره را برده باشند. آنچه آنان بیش از هر چیز دیگر رد می کنند، پیروی از بزرگترهاست. احمدرضا احمدی - روان درمانگر - درباره مفهوم شکاف نسلها می گوید: این مفهوم از تجربه پدر و مادر نوجوان ها بودن پدید آمد.
این شکاف نشاندهنده تفاوت در تجربه زندگی و درک رخدادهای آن است. عضو انجمن روان شناسان ایران می افزاید: بسیاری از مسائل و مشکلات از آنجا ناشی می شود که نوجوانان نیاز به استقلال دارند در صورتی که این موضوع برای والدین که قادر به رهاسازی نیستند و می خواهند کنترل خود را روی نوجوان ادامه دهند، دشوار و تهدیدکننده است.
در واقع نکته اساسی در تفاوت بین نسلها، دیدگاه های متفاوت این دو نسل در برخورد با مسائل است. هر کدام دریچه ای خاص برای دیدن دارند و این موضوع باعث می شود در هر موضوع 2 برداشت متفاوت داشته باشند. برافل و بتیلا لانکارد، شکاف بین نسلها را ناشی از 2 عامل عمده می دانند:
اختلاف و تفاوت بین عصرها و تفاوت در فناوری. آنها معتقدند این شکاف بازتاب تغییری است که جامعه بر یک نسل تحمیل کرده. استقلال روانی انسان در یک فرآیند از تولد تا جوانی شکل می گیرد. در این مسیر تکوینی می توان شکاف نسلها را از دریچه بلوغ نگریست.
نوجوانی دوره رها شدن از وابستگی ها و ورود به صحنه اجتماعی است. اصولا مفهوم شکاف نسلها بین بزرگترها و فرزندان در این دوره پدید می آید و این دوره در شکل گیری شخصیت آینده فرد نقش حیاتی ایفا می کند.
نوجوان برای ورود به اجتماع باید دارای 3 صفت همپایگی با بزرگسالان ، اندیشیدن به آینده و داشتن برنامه های اصلاحی باشد.
نوجوان می خواهد خود را همپایه بزرگسالان بداند و بر این اساس قضاوت کند. او برای آینده خود نگران است. مهمترین صفت در این سن داشتن برنامه ای اصلاحی است چون در این دوره دچار تضاد شده و برای حل این کشمکش احتیاج به اصلاحات اجتماعی دارد.
روان شناسان معتقدند نوجوانان براساس تجربیات حاصل از برخورد صحیح اجتماعی بتدریج به خودآگاهی می رسند و با تشکیل هویت مثبت به هماهنگی و تعادل روانی دست می یابند.
حال اگر محیط موجب سرخوردگی و بی اعتمادی افراد شود، آنها به موجوداتی گوشه گیر و منزوی تبدیل می شوند و به مرور بر اثر تضادها و کشمکش های بسیار به بحران هویت مبتلا می شوند. در این میان اگر بزرگسالان در صدد درک نسل جوان نباشند، روزی این تضادها به عصیان و سرکشی تبدیل خواهند شد.
با نگاهی به جامعه متوجه این مطلب خواهیم شد که نسل حاضر مبتلا به هویت منفی شده است. در واقع این نسل از پذیرش نقشها و وظایفی که خانواده یا اجتماع برایش در نظر گرفته طفره می رود و با تمسخر یا با پرخاشگری ، رفتارهای ناهنجار و نامانوس با اجتماع را به نمایش می گذارد.
یکی از علل بروز چنین حالتی مربوط به رفتار نادرست والدین در فرزندانشان است ؛ اما غالبا به علت عدم آگاهی و درک صحیح نوجوانان با کوچکترین اختلاف سلیقه ، شکاف موجود میان خود و فرزندانشان را عمیق تر می کنند.
شاید در بسیاری از خانواده ها، هنوز جوانی که سر به زیر و مطیع تر است مورد پسند و احترام بزرگترها قرار گیرد، اما در این مقطع زمانی کمتر فردی را می توان یافت که کاملا سازگار با افکار نسل قدیمی باشد و مخالفتی از خود نشان ندهد.
دکترعشایری - روانپزشک وجود اختلاف میان اعضای خانواده خصوصا والدین و فرزندان را امری طبیعی می داند و می گوید:
با گسترش آگاهی ، افراد جوان کم کم درمی یابند که با ارزشهای قدیمی و سنتی والدین شان نمی توانند مشکلات موجود را حل کنند بنابراین آنان به ذهنیتی مستقل از ذهن و فکر والدین خود نیاز دارند تا در این دوره مسائل موجود را رفع کنند.
آنچه شکاف بین نسلها را موجب می شود، تفاوت سیستم ارزشی جوانان با بزرگسالان است. بزرگسالانی که به آداب و رسوم گذشته پایبند هستند و هیچ گونه تغییری را نمی پذیرند، مرتب با نسل جوان که در پی تغییر و تنوع است به مقابله می پردازند. همواره جوانان به سوی ارزشهای پیش بینی نشده می روند و با بزرگسالان که نماینده ارزشهای سنتی هستند، درگیر می شوند.
در این میان اگر والدین از تحمیل نظر و پافشاری بر سیستم ارزشی خود دوری کنند و به نیازهای جوانان توجه بیشتری مبذول دارند، بی شک به جامعه پذیری آنان کمک بسیاری خواهند کرد. جوانان به لحاظ سنی نیاز به تخلیه انرژی و هیجانات خود دارند.
در شرایط موجود، افراد بخشی از جوانی را تجربه می کنند؛ زیرا نسلهای قدیمی به آنها فرصت چنین کاری را نمی دهند. سرکوب غرایز و احساسات همواره موجب انواع ناسازگاری ها شده است.
اگر جوانی نتواند انرژی خود را خالی کند، به مرور خشم درونی او را آزار خواهد داد و ناامیدی ، افسردگی و حتی عصیان را در او به وجود خواهد آورد. بسیاری از جوانان به انتقاد از کسانی می پردازند که به آنان اجازه خلاقیت یا آزادی عمل نمی دهند.
در هر حال یکی از نتایج چنین محدودیت هایی را می توان بی مسوولیت شدن افراد جوان دانست ؛ افرادی که این روزها به مصرف گرایی و لذت طلبی پناه برده اند تا گوشه ای از بی هویتی خود را بپوشانند. با استفاده از اشیای زینتی ، تنها در فکر آراستن خود و به فراموشی سپردن معنویات و ارزشهای انسانی هستند.
دیدن پسران جوانی که با موهای بلند در خیابان های شهر وقت کشی می کنند یا دختران کم سن و سالی که با پوششهای متنوع و آرایش غلیظ در پی جلب توجه دیگران هستند، از هدر رفتن استعدادها و توانایی های بسیار خبر می دهند.
در این میان عملکرد نادرست بزرگترها ونسلهای پیشین که در صدد هدایت جوانان برآمده اند قابل اغماض نیست.

بهاره صفوی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها