در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شیوع بیماری بدحسابی
امانتداری و وفاداری به عهد، یکی از اصلیترین ارکان اخلاقی در فرهنگ و آیین مردم ما محسوب میشود، مردمی که همیشه ورزش و ورزشکاران را به عنوان نمادهای اخلاقمداری در جامعه شناخته، اعتماد و وثوق بیشتری به آنها نشان دادهاند ولی متاسفانه در سالهای اخیر به موازات تسری بیاخلاقیها در برخی دستگاههای اداری، بخش اداری ورزش هم از بیماری بدقولی و بدحسابی در امان نمانده است، طوری که موجی از نارضایتی و شکایتهای فراوان علیه باشگاهها در کمیته انضباطی فدراسیون شکل گرفته است.
ارتباط با نجومی شدن ارقام قراردادها
شاید یکی از دلایلی که بازپرداخت مطالبهها را دشوار نشان میدهد رقم بالای برخی قراردادها در سالهای اخیر است. نعیم سعداوی، مربی تیم فولاد خوزستان در این مورد میگوید: بسیاری از مشکلهای حل نشدنی فوتبال ما ریشه در زیادهرویها دارد، مثلا وقتی رقم قرارداد یک بازیکن به تنهایی به یک میلیارد و یکصد میلیون تومان یعنی رقمی معادل تمام بدهی بدهکارترین باشگاهها لیگ برتری میرسد کسی به تامین وجه بازپرداخت چنین ارقامی در کنار سایر مخارج و هزینهها و بدهکاریهای آن باشگاه فکر میکند؟
علیاصغر کلانتری، بازیکن و سرمربی پیشین تیمهای برق شیراز و فجر سپاسی ولی اعتقادی به بدقولی باشگاهها به دلیل نجومی شدن رقم قراردادها ندارد و در این مورد میگوید: در دهه 70 که ما بازی میکردیم نه تنها تاخیری در پرداختهایمان صورت نمیگرفت بلکه همواره باشگاهها، حقالزحمهای بیش از آنچه وعده کرده بودند به بازیکنان و مربیانشان میپرداختند. از طرفی، بازیکنان هم با تمام توانشان برای موفقیت تیمهای خود تلاش میکردند، در حالی که الان سالهاست تنها کمتر از یکسوم باشگاهها به وعدههای مالی خود وفادارند و بازیکنان فوتبال که تمام درآمدشان از طریق این قراردادها تامین میشود نمیتوانند به حق و حقوق خود در زمان تعیین شده برسند. بنابراین بسیاری ناچار میشوند برای امرار معاش، دست به کارهای جانبی مثلا بیزینس بزنند و مربیان با انبوهی از بازیکنان کمتمرکز روبهرو میشوند که نمایشهای کاملا پرنوسانی از خود بروز میدهند؛ روزی روی نمره صد هستند و روز دیگر بالاتر از 20 از خود نشان نمیدهند ! نزدیک 20 سال پیش، من قراردادی هفت میلیون تومانی با باشگاه برق شیراز داشتم که با محاسبه تورم این سالها، ارزش وجه آن قرار داد کمتر از قراردادهای امروزی فوتبال نبود در حالی که بعد از این همه سال، باید با ورود بنگاههای اقتصادی به فوتبال و رشد اقتصادی این رشته، شرایط مالی خیلی بهتری به وجود میآمد. در حقیقت اگر آن زمان باشگاه به موقع وجه هفت میلیون تومانی را میپرداخت الان هم باید به موقع، دیون خود را بپردازد.
علیاصغر مدیرروستا دیگر سرمربی پیشین تیمهای باشگاهی فوتبال کشورمان هم معتقد است پدیده بیتعهدی باشگاهها به تعهدات مالیشان، پدیدهای است که از دهه 80 شمسی به این سو در فوتبال ایران فراگیر شده و به معضلی برای این ورزش تبدیل شده است. وی میگوید: اینقدر در برابر چنین پدیدهای که در گذشته نه چندان دور، کاملا قبیح به نظر میرسید مصامحه شده است که رفتهرفته، قبح خود را باخته و به روالی طبیعی تبدیل شده است و اکنون دهها یا صدها بازیکن، مربی، کارمند و... وجود دارند که از باشگاههای مختلف طلبکار هستند ولی دستشان به جایی بند نیست.
در تائید ادعای مدیرروستا کمیته انضباطی فدراسیون، آمار افرادی را که از باشگاهها طلبکارند 525 نفر اعلام کرد که در مجموع، بیش از 17 میلیارد تومان از باشگاههای فوتبال بستانکارند.
مظلومترین طلبکاران
این در حالی است که بسیاری افراد، حتی به دلیل ضعف مالی در پرداخت حقالزحمه کمیته انضباطی (به منظور پیگیری شکایتهایشان)، به ناچار اصلا از طلب خود صرف نظر کردهاند. حال آنکه این افراد به دلیل شرایط ضعیف مالی خود، به مراتب بیش از فوتبالیستها یا مربیان میلیاردر به همان حقوق و مطالبات ناچیز خود وابسته و نیازمند بودهاند؛ افرادی که خدماتی به باشگاهها ارائه کردهاند ولی با بدقولیهای مسئولان، از دریافت حقالزحمه خود بینصیب ماندهاند. بازیکنان و مربیان تیمهای پایه، تدارکاتچیها، کارمندان و بسیاری دیگر از افرادی که خدماتی برای باشگاهها انجام دادهاند شامل این گروه میشوند.
برخی کارشناسان نظیر علیاصغر کلانتری معتقدند آنقدر که رسانهها این تلقی را برای افکار عمومی به وجود آوردهاند که فوتبالیستها، افرادی با درآمدهای آنچنانی هستند چندان به واقعیتها نزدیک نیست و در حقیقت، شمار انگشت شماری از بازیکنان هستند که مثلا سالیانه 700 میلیون تومان یا بیشتر از آن دریافت میکنند.
چرا مبالغ نجومی؟!
کریخوانیهای غافلانه و بدون دوراندیشی ابتدای فصل برخی مدیران و خریدها و ریخت و پاشهای لجامگسیخته آنها در ادامه فصل، نالهها و اعتراضهای آنها را متوجه مسئولان رده بالای دولتی میکند. در حقیقت این مدیران در ابتدای فصل، وارد مسابقهای جنون وار در جذب بازیکنان مشهور و پرهزینه میشوند و به قول خود، بمب میترکانند ولی در ادامه، مسئولان رده بالا را در مقابل انبوه هواداران قرار میدهند تا آنها ناچار شوند از کیسه بیت المال، هزینههای سرسام آور این بمب ترکانیها را پاسخگو باشند.
با این وصف، به نظر میرسد بهتر است به جای تنبیههایی مثل کسر امتیاز یا حذف باشگاههای خاطی، با چنین مدیران متخلفی برخوردهای جدی شود تا چشم بسته قراردادهای کلانی را که از عهده باشگاههایشان خارج است به امید به زحمت انداختن مدیران بعدی، امضا نکنند. مدیرروستا معتقد است چون بازخواستی جدی از مدیران به عمل نمیآید بسیاری از آنها، بدون هیچ نگرانی میزان بالایی از بدهی را به انبوه بدهیهای قبلی اضافه میکنند و با آرامش و آسودگی چند سال بعد، از باشگاه میروند!
فراموشی ارزشهای فرهنگی و اخلاقی
در فرهنگ دینی ما تاکید زیادی بر پرداخت حق و وفای به پیمان شده است و طبق آن، بدعهدی و ظلم، عاقبت بسیار شومی برای فرد به همراه دارد، ولی باید دید چه تعداد از مدیران و گردانندگان فوتبال، به چنین حقیقتی ایمان راسخ پیدا کردهاند؟ سعداوی در تکمیل این موضوع میگوید: وقتی مدیرانی به افراد زیادی بدهی دارند و باشگاه خود را در برابر حقالزحمه آنها ناتوان میدانند چه معنایی دارد که در حرکاتی عوامفریبانه، رقمهایی را صرف کارهای به ظاهر عامالنفعه کنند تا به تظاهر و تبلیغات شخصی بپردازند در حالی که اگر براستی پایبند به اخلاق هستند باید در نظر بگیرند که آن کارها حتی در حالتی بدون تظاهر و ریا، مستحب محسوب میشوند و پرداخت دین و بدهی، از مقدمترین امور واجب به شمار میآید.
راهکاری دیگر
یکی از پیشنهادها به منظور جدی گرفتن بحث بازپرداخت بدهیهای باشگاهها، کسر امتیاز آنها در جدول ردهبندی لیگ برتر بود که مورد مخالفت کمیته انضباطی قرار گرفت. اسماعیل حسنزاده رئیس این کمیته در این مورد میگوید: با توجه به حجم کار و تعداد شاکیان و اینکه باید درستترین تصمیم را میگرفتیم که برای همه بازدارنده باشد، به این نتیجه رسیدیم به این باشگاهها تا پایان فصل مهلت داده شود. ضمن اینکه نسبتبندی میزان بدهیها با جرایم کسر امتیاز برای همه باشگاهها در این مقطع زمانی ـ بویژه اینکه میزان بدهیها کم و زیاد میشود ـ تقریبا غیرممکن بود، بنابراین اعلام کردیم هر باشگاهی حتی با داشتن یک ریال بدهی، پیش از شروع فصل آینده، مجاز به حضور در این رقابتها نخواهد بود.
در حقیقت فدراسیون فوتبال دوباره اعلام کرده است در پایان فصل جاری لیگ با باشگاههای متخلف و بدهکار، برخوردی جدی میشود و از حضور آنها در لیگ فصل آینده ممانعت به عمل میآید. البته کارشناسان ضمن لازم دانستن و نیاز به قاطعیت و جدیت در این زمینه، امید چندانی به عملی شدن این اقدام ندارند. علیاصغر مدیرروستا در این زمینه میگوید: سالهای گذشته هم این تهدید مطرح شد ولی با نفوذ و رایزنی برخی باشگاههایی که در فدراسیون نفوذ دارند راههایی برای فرار از آن به اجرا درآمد. من فکر میکنم فدراسیون این بار باید خیلی جدی به این موضوع بپردازد و تمام راههای فرار را ببندد. کلانتری هم میگوید: اگر واقعا چنین شود شاید تنها پنج تیم در لیگ برتر بتوانند جواز حضور در لیگ فصل بعد را به دست آورند که در لیگهای پایینتر، این تعداد تیم هم نمیتوانند خود را پاک و خالص و بدون بدهی کنند. با این وصف شاید رقابت در هریک از این لیگها، با حضور بیش از دو تیم شروع نشود! تصور میکنم فدراسیون باید با جدیت و قاطعیت در این زمینه وارد عمل شود و باشگاهها را وادار کند اگر تمام بدهی خود به هریک از بازیکنان و مربیان خود را تسویه نکنند دستکم بخشی از آن بدهی را تا میزان حصول هر یک از طلبکاران بپردازند و در ضمن از این فصل، هر تیمی برای حضور در لیگ، وثیقه محکمی به فدراسیون تحویل دهد تا نتوانند براحتی از تعهدهای خود عبور کنند.
سعداوی، اما بزرگترین مشکل را نداشتن قاطعیت و ضمانت اجرایی فدراسیون برمیشمرد و میگوید: هر ساله تعداد زیادی از بازیکنان، مربیان، کادر اداری باشگاه و... با طی کردن مراحل مختلف دادرسی و ارائه مدارک، شواهد، قرائن و استنادهای لازم، از طرف کمیته انضباطی، محق دریافت حق و حقوق خود شناخته میشوند و پس از طی مرحله استیناف، بر مطالبه حق آنها تاکید میشود ولی متاسفانه هیچ ضمانت اجرایی برای رساندن حق آنها وجود ندارد تا جایی که باشگاهها در مقابل بستانکاران خود چنان جری میشوند که به آنها میگویند، حقتان را نمیدهیم و به هر جایی میخواهید شکایت کنید. تنها نکتهای که فدراسیون، هر ساله به آن اشاره میکند ولی عملی را انجام نمیدهد؛ تهدید باشگاههاست.
کنار زدن روابط پشت پرده
برخی کارشناسان معتقدند، موضوع مطالبههای اهالی فوتبال از باشگاهها، اهمیت فوقالعادهای در نفس خود دارد. سعداوی معتقد است حل چنین مشکلی به مفهوم رفع شدن خیلی از مشکلات باشگاهها و حتی فوتبال ایران است چون رفع این معضل ویژه، جز در پناه ایجاد قاطعیت در فدراسیون و کنار زدن روابط پشت پرده ممکن نیست.
کلانتری هم معتقد است رفع این معضل، بدون رفع معضلهای ریشهای فوتبال یعنی نپرداختن به موضوع خصوصیسازی یا پرداختن به آن بدون پشتوانه، ممکن نیست. وی معتقد است هنوز فرصت برای افراد متخصص باقی است تا وارد این فضا شوند و کاری کنند که دستکم ده سال بعد، فوتبال ما اصلاح شود. کلانتری الگوپذیری از کشوری مثل ترکیه در راه حرفهای سازی صحیح فوتبال را لازم میداند و میگوید، ما هم باید مثل آنها عمل کنیم و مثلا یکی از کارخانههای بزرگ یا معادن استان فارس بیاید و امتیاز تیمهای برق یا فجر را در اختیار گرفته، با دریافت وامی صد میلیاردی، تاسیسات مختلف را احداث کند و طی دورهای مثلا ده ساله، دیون خود را بازپرداخت کند.
فیفا به جای فدراسیون!
سعداوی به افرادی که از باشگاهها بستانکار هستند، توصیه میکند به فدراسیون فوتبال مراجعه نکنند و برای احقاق حقشان به فیفا متوسل شوند تا طی سه یا چهار ماه، به حق و حقوق خود برسند. البته شاید این پیشنهاد نعیم سعداوی که خود برای دریافت مطالبهاش از پرسپولیس طی چهار یا پنج سال گذشته به نتیجه نرسیده است و از این نظر کاملا به ستوه آمده است به ظاهرصحیح باشد و تیغ فیفا به مراتب برندهتر از فدراسیون ایران باشد؛ ولی علاقه به هویت و جایگاه ایران، حتی به خود او هم چنین اجازهای نداده است که مشکلات و مسائل داخلی را با مراجع فرامرزی مطرح کند.
مجید عباسقلی / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: