مدتی است خبری از شما نیست. نه نمایشگاهی دارید و نه خبر برگزاری کارگاهی را از شما شنیدهایم.
راستش این روزها خیلی گرفتار کارهای روزمره و داوری جشنوارهها هستم و مجال کمتری برای کار هنری خودم دارم. اما در حال برنامهریزی برای ایجاد یک رویداد هنری در عرصه کاریکاتور هستم که فکر میکنم از اول سال آینده آن را شروع کنم.
گفتید درگیر داوری جشنوارهها بودهاید. آثار ارائه شده در جشنوارهها از جمله هنرهای تجسمی فجر را چطور ارزیابی میکنید؟
اگر آثار خوبی ارائه نشود، جشنوارهها ادامه پیدا نمیکند. در عرصه کاریکاتور هم جوانانی هستند که آثار بسیار خوبی ارائه میدهند. اما دلیلی ندارد که همه جوانان هنرمند شوند، جامعه نیروی تولید در حوزههای صنعت، کشاورزی و هزاران نیاز دیگر هم دارد. نباید به سمت و سویی برویم که هنر مد شود و همه بخواهند هنرمند شوند.
شما این گرایش به هنر را دلیل تکراری شدن آثار و برخی مشکلات دیگر میدانید؟
می تواند یکی از دلایل این مشکل باشد. از نظر من مساله جای دیگری است.
کجا؟
راستش خسته شدیم از بس گفتیم ... بیفایده است. کسی حرفهایمان را نمیشنود ...
منظورتان جای خالی کاریکاتورها در مطبوعات است؟
بخشی از موضوع همین است. نمیگویم در مطبوعات اصلا کاریکاتور نداریم، خدا را شکر هنوز هم این هنر در مطبوعات حضور دارد اما مساله اینجاست که کاریکاتور مطبوعاتی امروز نیش ندارد، چون جامعه ما ظرفیت پذیرش انتقادات را ندارد. اکنون کاریکاتورها با موضوع محیط زیست و درختان را قطع نکنیم و ... چاپ میشود و کمتر نگاهی به مسائل سیاسی و اجتماعی دارند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم