دختر سارق گوش تاجر پیر را برید

دختر جوان به همراه 2 پسر ، با طراحی نقشه ای ماهرانه ، پیرمرد تاجری را از کیش به تهران کشاندند و پس از کندن گوش وی ، 2 میلیون تومان از او سرقت کردند.
کد خبر: ۵۴۶۶۱

هفته گذشته پیرمردی که گوش وی کنده شده بود ، با مراجعه به اداره آگاهی کرج با طرح شکایتی به ماموران گفت : ساعاتی قبل 2 پسر جوان با همدستی دختری به نام مهسا که مدتی قبل از جزیره کیش با او آشنا شده بودم ، پس از ضرب و جرح و کندن گوشم ، اموالم را به سرقت بردند و فرار کردند. این مرد در توضیح ماجرا گفت : من یک تاجر هستم که در جزیره کیش فعالیت می کنم ، چند وقت قبل در مغازه ام با دختری به نام مهسا آشنا شدم ، او به من گفت : پدرش فوت کرده و به تنهایی در حیدرآباد کرج زندگی می کند و از من خواست تا به او کمک کنم . دلم به حالش سوخت و تصمیم گرفتم تا آنجا که می توانم به او کمک کنم . به او قول دادم که به زودی به تهران می آیم و از طریق دوستانم در تهران ، شغل مناسبی برای او پیدا می کنم . مهسا پس از خرید مقداری کالا ، زمانی که قصد بازگشت به تهران را داشت ، در فرودگاه به من گفت به خاطر آن که نمی تواند همه کالاهایش را با خود ببرد ، در بازگشت به تهران اثاثیه او را هم با خودم بیاورم . هفته گذشته تصمیم گرفتم تا برای بازدید از خانواده ام به تهران برگردم ، با او تماس گرفتم و قرار گذاشتم تا در فرودگاه او را ببینم و اثاثیه اش را تحویل بدهم ، در فرودگاه مهسا بار دیگر از من خواست چون نمی تواند به تنهایی اثاثیه اش را تا کرج ببرد به او کمک کنم ، من هم پذیرفتم و با وی به کرج رفتم . پس از استراحتی کوتاه خواستم به تهران برگردم ، مهسا گفت : مرا تا مترو همراهی کند ، سوار پیکان عبوری سفیدرنگی شدیم که دو سرنشین جوان داشت ، در مسیر پس از آن که به جای خلوتی رسیدیم ، یکی از جوانها چاقویی درآورد و من و مهسا را تهدید کرد که پولهایمان را به آنها بدهیم ، مقاومت کردم و با آنها درگیر شدم . هنگام درگیری چاقو از دست پسر جوان افتاد او که حسابی ترسیده بود ، گوشم را گاز گرفت و کند ، زمانی که خون از گوشم جاری شد ، با صدای بلند از مردم کمک خواستم ، چند نفری که آن نزدیکی بودند ، با شنیدن صدای من به خودرو نزدیک شدند ، اما آنها به سرعت 2 میلیون تومان پول و وسایل قیمتی را به سرقت بردند و فرار کردند ، بعد از رفتن آنها تازه متوجه شدم چه کلاه گشادی سرم رفته است ، آن موقع بود که فهمیدم مهسا هم با آنها همدست بوده است . با اظهارات این مرد تاجر و تشکیل پرونده به دستور «برکویه» سرپرست دادسرای ناحیه 3 کرج ، پرونده این اخاذی به شعبه 7 بازپرسی ارجاع شد. یزدانی بازپرس شعبه 7 ، به ماموران آگاهی دستور داد تا با انجام عملیات مراقبتی ، مهسا و همدستان وی را دستگیر کنند ، در نخستین مرحله ماموران دایره یکم آگاهی کرج از مهسا و همدستانش چهره نگاری کردند و بعد از چند روز توانستند وی را همراه یک پسر جوان که ادعا می کرد همسر اوست ، دستگیرکنند.

اخاذی با همدستی همسر صیغه ای

با دستگیری مهسا و پسر جوان ، اگرچه آنها در ابتدا منکر اخاذی بودند ، اما سرانجام دختر جوان لب به اعتراف گشود و گفت : پدرم مدتی قبل فوت کرد و من هم با توجه به آن که با خانواده ام مشکل پیدا کردم تصمیم گرفتم به تنها زندگی کنم ابتدا به کیش می رفتم و جنس می آوردم ، اما در آنجا با دیدن مردان ثروتمند تصمیم گرفتم از آنها اخاذی کنم . با این اعترافات ، یزدانی بازپرس شعبه 7 دادسرای ناحیه 5 از کسانی که به این شیوه توسط مهسا و همدستانش مورد اخاذی قرار گرفته اند درخواست کرد برای شکایت به دایره یکم آگاهی کرج و یا دادسرای ناحیه 5 مراجعه کنند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها