در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
روز گذشته مدیر دیدبان محیطزیست و حیاتوحش ایران از مرگ 40 سمندر لرستانی در میان محموله 430 قطعهای از این جانوران که از یک قاچاقچی حیوانات کشف شده بود، خبر داد. جالب اینکه سودجوهایی که دست به این کار زدهاند موفق به فرار هم شدهاند. با اینکه ماجرای فرار قاچاقچیها جای بحث دارد، اما موضوع این نوشته چیز دیگری است. چرا من و شما باید طوری رفتار کنیم و حقوق حیوانات را ندیده بگیریم که عدهای سودجو وسوسه شوند و به جان محیطزیست و جانورانش بیفتند؟ چرا نگهداری از حیوانات غیرخانگی مثل شیر، ببر، سمندر یا تمساح به یک مد تبدیل میشود؟ چرا مبارزه با یک سنت غلط آنقدر طولانی میشود که جان میلیونها ماهی قرمز و گونههای نادر جانوری به خطر میافتد؟ چرا من و شما راضی میشویم که در روزهای خوش خود جان جانوران را به بازی بگیریم؟ چرا ما میتوانیم ساعتها درباره حقوق حیوانات حرف بزنیم و بنویسیم، اما موقع عمل که میرسد طور دیگری رفتار میکنیم؟ یا چرا حداقل مسئولان نمیتوانند باغوحش مناسبی تهیه کنند تا قدری از تب و تاب برخی انسانها که بلای جان حیوانات شده است، کاسته شود؟ حتما شما هم میتوانید کلی به این چراها اضافه کنید، ولی چیزی که مشخص است این نکته است که ما هیچ وقت به راهحل فکر نمیکنیم!
مستوره برادران نصیری / دبیر گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: