یک شاهکار از دنیای بازی ها

سری بازیهای متال گیر همیشه به این معروفند که از زمان خود جلوترند و این خصوصیت را مدیون نابغه ای به نام هیدئو کوجیما هستند که طراح این بازیهاست.
کد خبر: ۵۴۵۱۸

از همان زمانی که اسنیک را در سوپر نینتندو و در حال مبارزه با رئیس بزرگ (Big Boss) دیدیم تا وقتی که در کمال تعجب همگان ، اسنیک جای خودش را به ریدن داد تا عنوان نقش اولی بازی متال گیر 2 را یدک بکشد، همیشه بازی متال گیر باعث حیرت بازی کننده ها بوده است.
دلیل آن هم بدون شک سناریوی قوی و شخصیت پردازی بی نظیر کوجیماست. طبق معمول همیشه - که شماره های جدید یک بازی را فقط با شماره قبلی آن مقایسه می کنیم - متال گیر 3را با شماره های قبلی می سنجیم.
گرافیک ، اولین چیزی است که توجهتان را جلب می کند. با اطمینان می توان گفت گرافیک متال گیر 3 بالاترین حد گرافیکی است که در پلی استیشن 2دیده اید.
جزییات در هر صحنه حرف اول را می زند و تعداد اشیائ Interactive بسیار زیاد است. مطمئن باشید وجود نیمی از این اشیائ در بازی دوم 3 با آن موتور گرافیکی باعث از کار افتادن بازی خواهد شد.
تک تک برگها، علفها و شاخه های درختان به طور جدا گانه طراحی شده اند و با حرکت شما عکس العمل نشان می دهند.
افکتهای آب بی نهایت زیباست شاید صحنه های مبارزه با The Endیکی از زیباترین صحنه های طراحی شده در عالم بازیهای رایانه ای باشد. حرکت رودخانه ، آبشارهای کوچک ، آنقدر از لحاظ بصری زیبا هستند که شاید بازی را فراموش کنید و دوست داشته باشید منظره را تماشا کنید.
طبق معمول داستان بازی به وسیله میان پرده های Real-time روایت می شود. یعنی بستگی به ظاهر شما، میان پرده تغییر می کند و در مواقعی می توانید با زدن دکمه مخصوص ، صحنه را از دید اسنیک ببینید.
ماجرا در سالهای جنگ سرد اتفاق می افتد و اسنیک مامور است دکتر ساکولوف را که متخصص طراحی سلاحهای جنگی است ، از چنگال روس ها برباید.
بهتر است بیشتر از این راجع به داستان حرفی نزنیم باید گفت داستان بازی با این که بسیار قوی و جذاب است ، نتوانسته قدمی جلوتر از دوشماره قبل بردارد. متال گیر در شماره اول و دوم ، در تصویر کردن داستان های پر پیچ و خم و غیر قابل پیش بینی و شخصیت پردازی تک تک افراد مهم داستان بسیار موفق عمل کرده است.
متال گیر 3 در هر دوی اینها نسبت به دو شماره قبل ضعیف تر است. پایان ماجرا و نقش هر کدام از شخصیت ها غیر قابل پیش بینی نیستند, ولی شاید نقطه ضعف بزرگ متال گیر 3ضعف آن در پردازش شخصیت هاست.
در شماره های قبل درباره هرکدام از رئیس های بازی توضیح کاملی داده می شد و با پس زمینه آنها و اخلاقیاتشان آشنا می شدیم ، اما در متال گیر 3 بجز The Boss و Eva هیچکدام از دیگر شخصیت ها عمیق نمی شوند. The Fury شاید فاجعه ای در بازی به شمار بیاید و بعد از آن The Pain و The Fear
به نظر می رسد هیچکدام از آنها گذشته جالبی داشته باشند، بیشتر از دو سه جمله پرداخته نمی شود و پس از این که آنها را شکست می دهید به طرز احمقانه ای مانند کارتون های تین ایجری منفجر می شوند.
شخصیت The Sorrow یکی ازایدهای شاهکار بازی است و برخلاف دیگر اعضای گروه Cobra بسیار جذاب است. ناگفته نماند که فصل پایانی بازی - که در آن همه این شخصیت های جانبی از میان رفته اند - بسیار جالب و هیجان انگیز است و شاید بیش از یک فیلم سینمایی هالیوودی جذاب باشد.
یکی از بهترین خصوصیات روایت داستان در mgs3، کم شدن دیالوگ ها در بی سیم است که به طور قابل ملاحظه ای روایت داستان را بهتر کرده است.
روند بازی دچار تغییر زیادی شده در حالیکه کنترل ها کماکان از متال گیر یک تا حالا عوض نشده اند. این موضوع هم کمی مشکل ساز است. بازی تاکید زیادی بر استتار و مخفیانه بازی کردن دارد و مراحل و امکانات طوری طراحی شده اند که به شما می گویند با بیشتر حد استتار و رو در رو شدن با دشمن ماموریت را به پایان برسانید, اما از آن طرف کنترل و زاویه دوربین قدیمی بازی نمی گذارند.
برای این که بتوانید بموقع از پشت دشمن ها رد شوید و با آنها روبه رو نشوید باید بتوانید کنترل بسیار راحتی بر زاویه دوربین داشته باشید نه این که اسنیک را از بالا ببینید و با هر قدم , مرتب دکمه دید از خود را بزنید تا بتوانید چند متر جلوتر را ببینید.
همیشه شمارنده از قسمت بالای تصویر درصد استتار شما را نشان می دهد که به عواملی مانند لباسی که پوشیده اید و میزان سر و صدایی که می کنید, بستگی دارد.
بازی در دهه 60 اتفاق می افتد و سلاحهای شما چندان پیشرفته نیستند, همچنین از رادار دیگر خبری نیست و مکان دشمن ها را باید با استفاده از امکانات دیگر حدس بزنید. تغییر بزرگ در روند بازی ، حضور خط قدرت بدنی است که میزان توانایی شما در آویزان شدن از لبه ها و نگه داشتن نفس زیر آب را تعیین می کند.
انجام هر گونه فعالیت از قدرت بدنی کم می کند و برای جبران آن باید غذا بخورید. اسنیک مانند همه کماندوهای گرین برت ، آموزش دیده تا از حیوانات جنگل به عنوان غذا استفاده کند.
باید با شکار کردن حیوانات غذای خود را تامین کند; همچنین زخمی شدن بشدت از میزان قدرت بدنی کم می کند. نکته بسیار جالب اینجاست که هر زخمی در بازی تعریف شده است و برای درمان آن باید از امکانات مورد نیاز استفاده کنید, مثلا زخمهای خراشی باید اول ضدعفونی و سپس بانداژ شوند یا گلوله ها را باید ابتدا با چاقو از بدن خارج کنید.
همه این نوآوری ها باعث شده متال گیر 3 از لحاظ Gameplayبسیار بهتر از شماره های قبل باشد ولی همان طور که اشاره شد، تغییر روند بازی بدون تغییر کنترل بسیار به کیفیت آن صدمه زده است.
با تمام این احوال ، متال گیر 3 کماکان یکی دیگر از شاهکارهای دنیای بازیهای رایانه ای است و به طور قطع چند سالی از همه بازی سازان غیر ژاپنی جلوتر است و مطمئنا غیر از خود کوجیما کسی دیگری نمی تواند آن را تکرار کند. صحنه های پایانی داستان آنقدر هیجان انگیز هستند که شما را میخکوب می کنند.
صحنه رویارویی با The End از هیجان انگیزترین مبارزه های تاریخ بازیهای رایانه ای است. امکان ندارد مبارزه پایانی بازی را که میان دشتی از گل اتفاق می افتد تا مدتها فراموش کنید.
از همین حالا پروژه متال گیر 4 آغاز شده است و خبرهایی نیز از ساخته شدن فیلم سینمایی آن به گوش می رسد.

سید طه رسولی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها