در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در همان هفتهای که وحیدپور کشته شد، یک مرد مسلمان دیگر به طرز وحشیانهای در معرض حملات دو مرد قرار گرفت که یکی از او پرسیده بود «مسلمان است یا هندو» و درهمان حال دیگری چند ضربه چاقو به او زده بود. این حادثه در خارج از مسجدی رخ داد که به طور متوسط بارها شاهد چنین حوادثی بوده است. شخص مهاجم درحالی که فریاد میزده «من میخواهم توی مسلمان را بکشم» بلافاصله کاردی را در بدن قربانی فرو کرده بود.
فراتر از برخی نابهنجاریهای موردی، اینگونه حملات بر ضدمسلمانان چنانکه رسانهها نشان میدهند در سطوحی بالاتر نیز جریان دارد. درواقع این حملات بخشی از یک سری تبلیغات سریالی است که از سیاستمداران شروع شده و تا تبلیغات علیه ساخت مساجد و نیز ترویج پدیده اسلامهراسی توسط رسانهها استمرار پیدا میکند. این فعالیتها را عمدتا کسانی دامن میزنند که مدعیاند مسلمانان آمریکا خواستار لغو قانون اساسی یا تحمیل قوانین اسلامی بر این کشور هستند.
دوران انتخابات آمریکا نیز زمانی مناسب بود که مسلمانان برای سیاستمدارانی که قصد پیروزی داشتند هدفی بدون دردسر و دم دست به شمار رود. برای مثال جو والش، نماینده جمهوریخواهان در ایلینویز یک بار در سخنان خود مدعی شد «اینجا مسلمانان هر روز کسی را میکشند». جریانهایی به صورتی بیاساس مسلمانان را به فتنهجویی متهم میکنند و میگویند مسلمانان رادیکال قصد «نفوذ» در اطراف شیکاگو را داشته یا نقشه میکشند حملهای ترتیب دهند که در مقایسه با آن حادثه 11 سپتامیر یک بازی کودکانه به نظر میرسد.
هنگامی که تحریک احساسات مردم به صورتی هیستریک یکی از استراتژیهای دمدست تبلیغاتی والش قرار گرفته بود، دقیقا چند روز بعد جامعه مسلمانان پیامدهای این گفتهها را لمس کرد. در یک مورد، فردی به طرف مسجدی در ایلینویز آتش گشود. این حادثه زمانی رخ داد که صدها مسلمان به مناسبت ماه مبارک رمضان در مسجد گرد آمده بودند. در یک مورد دیگر مسجدی به وسیله یک بمب اسیدی مورد حمله قرار گرفت. یعنی هنگامی که نمازگزاران برای نوبت شب در آنجا تجمع کرده بودند این بمب از پنجره به داخل مسجد انداخته شد.
با وجود وقوع چنین حملاتی در ایلینویز که دقیقا به خاطر بیانات والش بود وی از عذرخواهی به خاطر اظهاراتش که در آنها مسلمانان را اهریمن توصیف کرده بود سر باز زد و همچنان بر تکرار سخنان خود اصرار میورزید. این امر درواقع نشاندهنده شیوهای ضد اسلامی است که در بین سیاستمداران امروز آمریکا رواج دارد.
علاوه براینکه مسلمانان در بین سیاستمداران آمریکا به مثابه یک کیسه بوکس هستند و درعمل به یک اقلیت سپر بلا تبدیل شدهاند تا در اظهارات گاه و بیگاه آنها پیوسته متهم شوند، هنوز هیچ نشانی به چشم نمیخورد که حاکی از کاهش این روند باشد. حتی به نظر میرسد این اتهامهای قطره چکانی رفتهرفته به یک مانیفست تبدیل شود تا خشونت سازمان یافته علیه مسلمانان بیگناه را در آمریکا به صورتی نهادینه توجیه کند. در ورای این نفرتپراکنی، یک نوع بدبینی عمیق نهفته است که به وسیله سیاستمداران ضدمسلمان نظیر نیوت کینگریچ ـ که نسبت به یک جهاد پنهان هشدار میداد ـ هدایت میشود. آنها میگویند مسلمانان طی سالهای اخیر برنامههای تبعیت از شریعت را به اجرا گذاشتهاند و این امر روابط صمیمانهای را بین مسلمانان و رهبرانشان برقرار میکند که میتواند خطرناک باشد.
رفتهرفته با مد شدن موضوع حمله به مسلمانان، سیاستمدارانی نظیر کینگریچ به طور قابل ملاحظهای لحن خود را تغییر دادند، زیرا دریافتند آسیب رساندن به مسلمانان آمریکا به طور طبیعی انسجام فرهنگی و شیوه تسامح و رواداری در این کشور را مورد آسیب قرار میدهد.
در کنار نفرتفروشی سیاستمداران باید از گروههایی دیگر یاد کرد که طی سالهای اخیر بخوبی سازماندهی شده و به فعالیت برضد مسلمانان روی آوردهاند. اینها با حمایتهایی که میشوند مسلمانان را در سراسر کشور هدف قرار میدهند. برخی چهرههای مشهور نظیر پاملا گلر و رابرت اسپانسر این جنگ صلیبی را علیه مسلمانان رهبری میکنند و میکوشند مسلمانان را از کلیت جامعه آمریکا جدا کنند. این کار در عمل با بدنامکردن و نفرتپراکنی علیه مسلمانان صورت میگیرد، به طوری که مسلمانان آمریکا را ستون پنجم دشمن معرفی میکنند. دیدگاههای این گروهها توسط برخی مورد توجه قرار میگیرد. برخی نیز با انتشار یکسری اسناد در فضای مجازی و رسانهها سعی میکنند همین پیام را از این راه به گوش تمام مردم در سراسر کشور برسانند.
چند ماه پیش یکسری بحث و مشاجراتی توسط طرفداران «گلر» علیه مسلمانان به راه افتاد و برخی از هواداران او به انتشار برگههایی تبلیغاتی با مضمون اسلامهراسی در اکثر ایستگاههای متروی نیویورک اقدام کردند. در این تراکتهای تبلیغاتی، تصاویری از حملات 11 سپتامبر منتشر شده بود که کنار آنها آیاتی از قرآن به چشم میخورد و مسلمانان را در مجموع گروههایی وحشی یا ملتی معرفی میکرد که همیشه خواستار جهاد هستند. این حرکت البته مورد اعتراض برخی گروههای لیبرال جامعه آمریکا قرار گرفت.
در مجموع اینگونه اعمال ناپسند به نظر میرسد، اما باید دانست که اینها نتیجه طبیعی همان فرهنگی است که نفرت علیه مسلمانان را ترویج میکند و از سطح سیاستمداران شروع و به سطح مردم عادی کشیده میشود. وقتی زنی همسرش را فقط به بهانه «نفرت علیه مسلمانان» میکشد، در واقع نفرتی را که سیاستمداران تئوریزه کردهاند به این صورت در عمل نشان میدهد. تنها پرسشی که در آخر میتوان مطرح کرد این که آمریکا تا کجا میخواهد با جلوگیرینکردن از این روند خود را در تاریکی غرق کند؟
الجزیره انگلیسی / مترجم: علیرضا ثمودی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: