در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بدیهی است با بروز تحریمها، روابط اقتصادی ایران و امارات نیز دچار تغییراتی شده است. ارزیابی شما از شرایط کنونی این روابط چیست؟
کشور امارات اصولا جایی نیست که ما به عنوان شریک تجاری خود از جنبه تولید و صادرات به آن نگاه کنیم. امارات برای ما پایگاه تجارت مجدد است. یعنی یک واسطه است که کالاهای وارداتی ما آنجا تخلیه میشود و به کشور میآید و کالاهای صادراتی ما نیز از آنجا به دست مشتریان میرسد. اما در بخش تولید، اصولا امارات یک کشور تولیدی نیست. اکنون دقیقا به خاطر همین واسطه تجاریبودن امارات است که با بروز تحریمها روابط اقتصادی دو طرف متفاوت شده است. متفاوت از یک جهت این که با بروز تحریمها و قطع ارتباط سیستم بانکی ایران با سیستم بانکی بینالمللی، تجار ایرانی از فضای بانکی امارات برای انجام اموراتشان استفاده میکنند. به علاوه، حجم بسیاری از کالاهای وارداتی ایران از طریق امارات خریداری میشود. با این حال، فشار تحریمها باعث شده است حجم روابط تجاری دو کشور در سال 2012 نسبت به 2011 حدود 30 درصد کاهش یافته و این حجم به سمت هند و چین سوق یابد.
حالا چرا چین؟ به این دلیل که قبلا امارات واسطه خرید کالاهای چینی توسط ایران بود و آمار این تجارت در امارات ثبت میشد، اما الان به خاطر تحریمها، معاملات ایران مستقیما با چینیها انجام میشود و نقش امارات در این میان کاهش یافته است.
جهت بعدی متفاوتشدن روابط اقتصادی ایران و امارات تحت تاثیر تحریمها به تاثیر تحریم بنادر ایران برمیگردد. بعد از این تحریم، ایران بیشتر از فضای بندری امارات استفاده میکند. ما در سال، حدود دو میلیون کانتینر 20 فوت کالای وارداتی داریم که حدود 5/1 میلیون کانتینر آن از امارات وارد ایران میشود. به این ترتیب، بنادر امارات تحت تاثیر تحریمها افزایش عملیات کانتینری پیدا کردهاند. چرا که مثلا کشتیهای بزرگ به بنادر ایران نمیآیند، بلکه بار مربوط به ایران را در امارات تخلیه میکنند و از آنجا با کشتیهای کوچک به ایران منتقل میشود.
تا اینجای کار تحریم ایران برای امارات دارای نفع است. اما وضع تجار ایرانی مقیم این کشور چگونه است؟ فشار روی آنها زیاد است؟
بله، متاسفانه یک سمت دیگر ماجرای تحریم، فشار اماراتیها روی شرکتهای ایرانی است. البته مقامات مختلف اماراتی مرتب این فشارها را تکذیب کرده یا سعی در تلطیف آن دارند. مثلا میگویند سیاست امارات برخورد با تخلفات است و نظر خاصی روی شرکتهای ایرانی نیست؛ اما واقعا اینگونه نیست و تجار و بازرگانان ایرانی گلایههای زیادی از فشارها و محدودیتهای ناشی از تحریم دارند.
این فشارها یا محدودیتها چگونه اعمال میشود؟
راههای آن متفاوت است. مثلا برای ایرانیها به بهانه این که حجم فعالیت مالی آنها کم است، حساب بانکی باز نمیکنند یا اگر حسابی دارند با آنها شرط میکنند موجودی حسابشان باید از فلان رقم پایین نیاید وگرنه حسابشان مسدود خواهد شد. همچنین نقل و انتقالات مالی با دشواری صورت میگیرد و از این قبیل بهانهگیریها وجود دارد که بعضا خودشان هم میدانند ریشه سیاسی دارد.
البته مزیتهای اقتصادی ایران برای امارات نیز قابل چشمپوشی نیست و نخواهد بود.
دقیقا. دوستان اماراتی ما خودشان میدانند مزیتهای تجاری ایران چقدر برایشان اهمیت دارد. دلایل ما برای این مساله کاملا روشن و منطقی است. مثال روشنی بزنم؛ هماکنون از مجموع فضای بازرگانی بندر جبلعلی دبی حدود 25 تا 30 درصد آن در اشغال ایران است. واقعا اگر ایران از این فضا استفاده نکند، کدام کشور است که از این استفاده کند؟ کدام کشور میتواند یا برایش صرفه اقتصادی دارد؛ عراق، قطر، بحرین، عمان، پاکستان؟ کدام کشور؟ به هر حال کشورهای حوزه خلیج فارس هستند که باید از ظرفیت جبلعلی استفاده کنند و مثلا کانتینر کالاهای خودشان را به آن بندر بیاورند و بعد ترانزیت کنند. آن همه حجم انبار واقعا چگونه پر خواهد شد؟ روشن است هر یک از کشورهایی که نام بردم، بنادر خودشان را دارند و از آن استفاده میکنند. تازه به خاطر شکلگیری روابط جدید اقتصادی در منطقه خلیج فارس، خیلی کشورها روی توسعه بنادرشان سرمایهگذاری هم کردهاند و این سرمایهگذاریها در آن به ثمر رسیده و ظرفیت خالی جدیدی ایجاد شده که ایران میتواند به جای جبلعلی از آن استفاده کند.
شما این حرفها را با همین صراحت به طرف اماراتی گفتهاید؟
بله، با همین صراحت و حتی صریحتر از این. ما گفتهایم این طور نباشد که دوستان اماراتی ما به دو ناو جنگی که الان به خلیجفارس آمدهاند، نگاه کنند و پشت آن پنهان شوند و شکلک دربیاورند! ما در دو سوی خلیجفارس همسایهایم و حسن همجواری لازم داریم. نگاهکردن به فضای امروز درست نیست. این فضا که همیشه این طور باقی نمیماند. تحریمها همیشه برقرار است؟ معلوم است که نیست. مگر پرتغالیها و انگلیسیها سالها پیش از خلیجفارس نرفتند. این چند ناو آمریکایی هم بالاخره خواهند رفت. اما رفتارهای امروز یاد ما میماند. لذا امارات باید کاری کند که اعتماد ایران جلب شود. چرا که این اعتماد لازمه همسایگی و انجام کارها و سرمایهگذاریهای مشترک است و ما میتوانیم به حیطه انجام تولیدات مشترک وارد شویم. چرا که ایران یک بازار بزرگ و پرفرصت است. ما به دوستان اماراتی خود گفتهایم الان به خاطر تحریم است که شرایط ایران این گونه است و گرنه وقتی تحریمها از میان برود ما دیگر به فضای بانکی شما نیازی نداریم. خودمان مستقیما ارتباطات بانکی لازم را برقرار میکنیم. اگر ما از بندر جبلعلی خارج شویم، این شما هستید که صدمه میبینید چرا که در همسایگی شما (امارات) بنادر رو به توسعه در حال شکوفایی است. ما گفتهایم دولت امارات در ماجرای تحریمها با ایرانیان خوب رفتار نکرده و اینها ممکن است اعتماد ایرانیان را از بین ببرد و آنها تصمیم دیگری بگیرند.
در اقتصاد گفته میشود سرمایه مثل آهوست و با احساس کوچکترین خطری میگریزد. حال این ناامنیهایی که برای شرکتها و سرمایهگذاران ایرانی در امارات ایجاد شده، باعث خروج شرکتها و سرمایه به مقصد یا مقاصد دیگری نشده است؟
براساس آمار، حدود 80 هزار شرکت ایرانی در دبی حضور دارد که پس از بروز سختگیریهای اخیر 20 درصد از این تعداد کم شده است. این فضای آزاد شده اکنون به دنبال فضاهای جدیدی در خود منطقه خلیج فارس برای سرمایهگذاری میگردد. واقعیت این است که فضاهای پذیرایی جدید برای سرمایهگذاران ایرانی گشوده شده است که در راس آن دو کشور قطر و عمان قرار دارد. با این که دولت میل دارد سرمایهها به سوی قطر برود، فعلا میل سرمایهگذاران رو به کشور عمان است. چرا که عمان بتازگی امکانات خاصی را در اختیار سرمایهگذاران قرار میدهد و در حال سرمایهگذاری برای توسعه زیرساختهای خود است. با این حال، هنوز زمان لازم است که این زیرساختها تکمیل شود، قوانین بانکی، مالیاتی و سرمایهگذاری تسهیل شود و بویژه در بخش اجتماعی و افکار عمومی این سرمایهگذاران عملا در حمایت قانون قرار گیرند.
خب، روشن است محلی که سرمایهگذار به آنجا پا میگذارد در وهله اول باید محیط مناسبی برای زندگی باشد لذا آن کشور به اصطلاح باید «غریبهپذیر» و «غریبهنواز» باشد. این امر شاید بزرگترین مسائل زندگی تا جزئیترین رفتارهای روزمره اجتماعی را شامل شود.
حالا چرا سرمایهگذاران ایرانی عمان را به قطر ترجیح میدهند؟
این به دو دلیل برمیگردد؛ یکی زیرساختهای در حال شکلگیری و دوم خلق و خوی مردم آن کشورها. الان بندر سهار عمان در حال تکمیل زیرساختهای نرمافزاری و سخت افزاری خودش است و ظرفیت خالی دارد. بنادر دیگر این کشور هم هستند. عمان بسیار علاقه دارد که مثلا پایتختش ـ مسقط ـ را در برابر دبی قرار دهد که البته هنوز راه زیادی تا رسیدن به آن باقی مانده است. همچنین خوی و خصلت غریبهپذیری مردم عمان بویژه نسبت به ایرانیان بهتر است. در مقابل، مردم قطر غریبهپذیر نیستند و همچنین انجام کار ترانزیت و حملونقل با قطر چندان مزیت مالی ندارد. به عنوان مثال، کشتیهای کانتینری به قطر نمیروند و دبی را انتخاب میکنند. اما از نظر مزیت مالی نیز باز عمان بر قطر برتری دارد. چون عمان آن سوی تنگه هرمز قرار دارد و کشتی میتواند بار خود را در آنجا تخلیه کرده و این بار توسط کشتیهای کوچک براحتی به بندرعباس بیاید. مجموع این ویژگیها باعث شده عمان بر قطر از نظر سرمایهگذاران ایرانی ارجحیت داشته باشد.
حالا که امارات با چنین رفتارهایی برای خودش رقیب تراشیده، بگویید چه تعدادی از شرکتهای ایرانی از دبی به عمان رفتهاند؟
اول بگویم که بله. اماراتیها با این گونه رفتارها دارند برای خودشان رقیبتراشی میکنند و اگر عمان بتواند فضای کسب و کار کشور خودش را به نحو صحیحی مدیریت کند و بهبود ببخشد، این رقیب دبی ایرانیان بیشتری را جذب خود خواهد کرد. هماکنون بندر سهار عمان انبارهای متعدد ترانزیتی احداث کرده که براحتی میتواند جای انبارهای بندر جبلعلی را بگیرد، اما اماراتیها در محاسبهای اشتباه و با علم به این که ایران الان به فضای اقتصادی آنها نیاز دارد، تاقچه بالا میگذارند، اما عرض کردم فکر آینده را نمیکنند که این رفتار تا چه حد برایشان گران تمام خواهد شد. در پاسخ به بخش دوم سوال شما نیز باید بگویم آمار دقیقی درباره این شرکتهای هجرتکرده نداریم، اما برآوردها نشان میدهد تاکنون حدود 500 شرکت به عمان رفتهاست، اما هیچ شرکتی تاکنون به قطر نرفته است.
با تمام این کمبودها حتما سرمایهگذاران نشانههایی دیدهاند که از دبی کوچ کردهاند.
خب بله. ایرانیها قلبا از نوع رفتارهایی که با آنها در امارات میشود و جنسش را همه میدانیم ناراضی هستند، اما به خاطر منطق تجارت و سرمایه و اقتصاد چیز دیگری میگویند. از طرفی، قوانین امارات برای ایرانیها و البته سایر شهروندان چندان امن نیست، حتی ایرانیهایی که از 30 یا 50 سال قبل هم در این کشور اقامت دارند و کار میکنند فقط دارای یک اجازه اقامت موقت هستند که دائم تمدید میشود، یعنی آنها گذرنامه اماراتی ندارند که شهروند این کشور محسوب شده و در نتیجه حقوق شهروندی داشته باشند. تاجر، برجساز و سرمایهدار بزرگش نیز در این ویژگی برابر هستند. همه آنها اجازه اقامت موقت دارند و هر لحظه اراده شود، میتوان این مجوز را لغو کرد. لذا این یک خطر بزرگ است که ایرانیها درباره آنها اظهارنظر نمیکنند، اما اگر شرایط اینچنینی در کشور دیگری با ویژگیهای امارات مهیا شود، شاید 80 درصد ایرانیها به آن نقطه هجرت کنند.
سیدعلی دوستی موسوی / گروه اقتصاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: