گفت‌وگو با داوود نماینده، مدیر دوبلاژ و گوینده متن مستند «زندگی»

دوبله شتابزده بی‌حرمتی به مردم است

داوود نماینده از مدیران دوبلاژ با سابقه است. نوع دوبله او در فیلم‌های مستند خاص است. او صدای ویژه‌ای دارد و با توجه به نوع مستندی که متنش را می‌خواند، صدایش را تغییر می‌دهد. صدای او وقتی در یک مستند حیات‌وحش صحبت می‌کند با زمانی که در یک مستند اجتماعی حرف می‌زند، تفاوت زیادی دارد. از کارهای او می‌توان به مستندهای مهاجران، حس برتر، مستند پنج و سیاره زمین اشاره کرد. این روزها صدای او را در مستند «زندگی» می‌شنویم. این مجموعه پرخرج‌ترین مجموعه مستند حیات‌وحش دنیا لقب گرفته که ساخت آن چهار سال طول کشیده است. مجموعه مستند زندگی، نگاهی به استراتژی و تلاش‌های جانداران در تنازع بقا دارد.
کد خبر: ۵۴۲۷۸۹

تحصیلات شما در رشته علوم اجتماعی، تحقیق و پژوهش بوده است، اما چطور از دنیای دوبله سر در آورید؟

به نظر من تحقیق و پژوهش باعث ارتقای دوبله می‌شود. وقتی مدیریت دوبلاژ یک اثر سینمایی که براساس یک رمان معروف ساخته شده به من سپرده می‌شود، حتما باید روی آن تحقیق کنم. اگر آن رمان را نخوانده باشم حتما آن را مطالعه می‌کنم. اتفاقا در حرفه دوبله، تحقیق حرف اول را می‌زند. در دوبله کارهای مستند این کار پیچیده‌تر می‌شود. به قول دیوید آتن بروک که گوینده شناخته شده مستندهای بی‌بی‌سی‌ است، می‌گوید که تحقیق و پژوهش عاملی است که به آثار مستند ثبات و ماندگاری می‌دهد و هیچ مستندی بدون تحقیق امکان ساخت پیدا نمی کند. بگذارید مثالی بزنم. مستند «حقیقت گمشده» ساخته محمدعلی فارسی به ماجرای کتاب رباعیات خیام در زمان غرق‌شدن کشتی تایتانیک می‌پردازد. وقتی فارسی سراغ این مستند رفت، مدت‌ها تحقیق کرد که فیتز جرالد چه کسی بوده و چطور این رباعیات به دست او رسیده؟ یا چطور به دست صحافی رسیده که در لندن بوده است؟ چهار و نیم کیلو طلا به اضافه 1100 قطعه جواهر هزینه صحافی این کتاب شده است. فارسی برای ساخت این مستند خیلی تحقیق کرد و جالب است بدانید که دانته کتاب رباعیات خیام را در یک کتابفروشی پیدا کرد و بعد از مطالعه رباعیات خیام گفت چه غوغایی در شرق بر پاست!

اعتقاد شخصی من این است که دوبله بدون تحقیق امکان ندارد. اگر در عرصه دوبله به پژوهش توجه نشود همین فاجعه‌ای پیش می‌آید که امروز شاهد آن در استودیوهای غیرمجاز هستیم که یک عده جوان علاقه‌مند را با دستمزدهای اندک جمع می‌کنند و بدون آن که برای دوبله یک اثر تحقیق کنند، آن را دوبله کرده و به بازار می‌دهند.

به نظر شما چرا وزارت ارشاد بر کار استودیوهای غیرمجاز نظارت نمی‌کند؟

متاسفانه استودیوهای غیرمجاز هنگام کار دست به ترفندهای گوناگون می‌زنند. وقتی بازرس وزارت ارشاد به این استودیوها مراجعه می‌کند خیلی سریع کار را عوض می‌کنند، نامه تلویزیون را می‌گذارند و به دروغ می‌گویند کار برای تلویزیون است. بنابراین در این مواقع دقت نظر وزارت ارشاد خیلی نتیجه‌بخش خواهد بود. گاهی بحث ارتباط دوبلورها با شبکه‌های خارجی مطرح می‌شود. آنها که با شبکه‌های خارجی همکاری می‌کنند، دوبلور نبوده و جزو اعضای انجمن گویندگان و سرپرست گفتار فیلم نیستند. این انجمن 60 سال سابقه دارد و کاملا فرهنگی است و مدام فرهنگسازی می‌کند. دنیای اعضای این انجمن دنیای فیلم، داستان و تاریخ است. ما برای دوبله آثارمان مرتب تحقیق می‌کنیم و هیچ وقت هم به فکر سود شخصی نیستیم.

در سال‌های اخیر گاهی می‌شنویم که برخی دوبلورها با شبکه‌های ماهواره‌ای همکاری دارند. فکر نمی‌کنید این ذهنیت برای مردم ایجاد می‌شود که این افراد عضو انجمن گویندگان و سرپرستان گفتار فیلم هستند؟

این افراد عضو انجمن نیستند و من این مساله را کاملا تکذیب می‌کنم. اتفاقا انجمن همیشه اعلام می‌کند که این افراد عضو انجمن گویندگان و سرپرست گفتار فیلم نیستند. انجمن به صدا و سیما و وزارت ارشاد اطلاع داده است که این افراد عضو انجمن نیستند.

ما شاهد دوبله فاجعه‌آمیز و بد در شبکه‌های ماهواره‌ای هستیم. در هیچ کدام از این شبکه‌ها دوبلورهایی مانند منوچهر اسماعیلی، منوچهر والی‌زاده، حسین عرفانی، داوود نماینده، ناصر طهماسب و... صحبت نمی‌کنند. کسانی در این آثار صحبت می‌کنند که نمی‌توان نام دوبلور به آنها داد. آنها نه صدای ویژه‌ای دارند و نه با اصول گویندگی و دوبله آشنا هستند.

اعضای انجمن گویندگان و سرپرستان گفتار فیلم شناسنامه دارند، ولی این افراد به هیچ وجه شناسنامه گویندگی ندارند.

شما از سال 1347 وارد حرفه دوبله شدید. چه کسی برای اولین بار به شما گفت که صدایتان برای دوبله مناسب است؟

وقتی دانش‌آموز بودم، یک روز سر کلاس زبان انگلیسی ترجمه یک شعر از شکسپیر را خواندم. معلم زبان به من توصیه کرد که در مصاحبه دکلمه فن و بیان شرکت کنم. من هم به توصیه ایشان سال 1347 در این مصاحبه شرکت کرده و رتبه اول را در تهران کسب کردم. در آن زمان نفر برگزیده به رادیو معرفی می‌شد و این اتفاق هم برای من افتاد.

در آن سال‌ها خسرو فرخزادی هر روز یک برنامه در رادیو داشت که ساعت یک ظهر به مدت نیم ساعت پخش می‌شد. فریدون توفیقی اجرای این برنامه را به عهده داشت. در این برنامه یک نمایش ده دقیقه‌ای هم پخش می‌شد که خسرو فرخزادی آن را کارگردانی می‌کرد. او در آن زمان دانشجوی هنرهای دراماتیک بود و انسان بسیار شریف و با مسئولیتی است. خیلی راحت مرا پذیرفت و من همیشه قدرشناس او هستم.

در یکی از نمایش‌های رادیویی دو خط دیالوگ ‌گفتم و کارم را چنین شروع کردم. در آن سال‌ها همه چیز قاعده داشت، ما بتدریج و قدم به قدم جلو می‌آمدیم و کار یاد می‌گرفتیم، اما اکنون چنین نیست. دیگر کمتر کسی دوره آموزشی را پیش یک استاد و پیشکسوت طی می‌کند. ‌اکنون وقتی تلویزیون یا انجمن از گوینده‌ای تست می‌گیرد به او شناسنامه و کارت انجمن می‌دهد. این کارت در ایران و خارج از ایران رسمیت دارد. حال سوال من این است که چرا وزارت ارشاد وقتی برای بازرسی به این استودیوهای غیرمجاز می‌رود از گویندگان نمی‌خواهد که کارت عضویت خودشان را نشان بدهند؟ اگر این استودیوها هم قاعده‌مند شوند، مسلما دیگر مشکل‌ همکاری با شبکه‌های ماهواره‌ای هم پیش نمی‌آید.

شبکه‌های ماهواره‌ای از شما به عنوان «سلطان مستند» نام می‌برند، چون شما در بیشتر آثار مستند خارجی که در ایران دوبله می‌شود، صحبت کرده‌‌اید، آیا این توجه شبکه‌های ماهواره‌‌ای شما را وسوسه نکرد که از ایران مهاجرت کنید؟

من خیلی از جاهای دنیا را برای سیاحت و تحقیق رفته‌ام، اما هیچ جا را مثل ایران ندیدم. ایران فقط یک تکه خاک نیست. ایران یک مجموعه است، مجموعه‌ای از تاریخ، فرهنگ و دانش که شناسنامه دارد. ایران ریشه در تاریخ دارد.

چند کشور در دنیا می‌شناسید که به اندازه ایران، ریشه در تاریخ داشته باشد؟ مردم من دارای دو ریشه غنی فرهنگی هستند. ریشه فرهنگ ملی و فرهنگ مذهبی. ایران نخستین ملتی بود که قرآن را به زبان خودش ترجمه کرد. ایرانی تکیه بر دین و مذهبش دارد. تکیه بر تاریخ دلاوری‌ها و شجاعانش دارد. ایرانی‌ها هم فرهنگ و شأن دارند و هم سرزمین غنی. در سرزمین ما فرهنگ‌های متنوع وجود دارد. جغرافیای متنوع داریم. هر نقطه از این سرزمین رنگ‌وبوی خاص خود را دارد. نمونه تنوع زیستی ما در هیچ کجا نیست. کافی است به اقوام کرد، لر، بلوچ، گیلک، خوزستانی، آذری، هرمزگانی، کرمانشاهی و... نگاه کنید تا متوجه تنوع اقوام ایرانی شوید. هیچ کجای دنیا به جهت فرهنگ، دانش و معرفت تا این حد غنی نیست. من کجا بروم که این همه غنی باشد.

شما جزو اولین مجریان بعد از انقلاب بودید که مدتی برای تحصیل به آلمان رفتید، چرا با شروع جنگ به ایران برگشتید؟

به محض این که جنگ شروع شد، تحصیل را رها کردم. هرچند امکان ادامه آن را در هامبورگ داشتم، اما وقتی متوجه شدم عراق به ایران حمله کرده برگشتم. خوشبختانه خانواده‌ام همراهم بودند. همیشه از این تصمیم احساس خوبی دارم. اگر نمی‌آمدم با توجه به روحیه‌ای که در خودم سراغ دارم، برای همیشه احساس ندامت می‌کردم.

وقتی به ایران حمله شد احساس کردم، کمترین کاری که می‌توانم انجام بدهم این است که بیایم و در کنار مردم باشم. شرافت انسانی این است که برای ملیت و مذهب خود سینه سپر کنی.

برای دوبله مجموعه‌های مستند چقدر وقت می‌گذارید؟

واحد دوبلاژ می‌داند امکان ندارد من امروز کاری را بگیرم و فردا آن را دوبله کنم. من باید با فراغ بال اثر را ببینم، با آن ارتباط برقرار کنم و بعد دوبله آن را شروع کنم.

من نمی‌توانم به مردم بی‌حرمتی کنم و یک کار را شتاب‌زده دوبله کنم. وقتی گفتار متن یک مستند را می‌گویم آن اثر باید سرشار از ایمان، عقیده و باور باشد. ‌متاسفانه این روزها می‌بینم که برای دوبله آثار مستند از افراد متخصص استفاده نمی‌شود. در حالی که دوبله مستند کار هر کسی نیست. صدا باید غالب به کار باشد، نه این که کار به صدا غالب شود.

بگذارید مثالی بزنم. صدای من در مستند «مهاجران» و «سیاره من» فرق می‌کند. برای این که باید متناسب با فضای مستند صحبت کرد. همیشه سعی می‌کنم به فضای کارم غالب شوم. وقتی در مستند سیاره من درباره یک خرس قطبی صحبت می‌کنم که به طعمه‌اش نزدیک می‌شود باید به گونه‌ای صحبت کنم که این حس کاملا به بیننده منتقل شود. شاید باور نکنید، اما به حدی خودم با اثر مستند عجین می‌شوم که با دیدن این صحنه بغض گلویم را می‌گیرد.

یک دوبلور آثار مستند باید عاشق طبیعت باشد، حیوانات را دوست داشته باشد و به طبیعت عشق بورزد.

برخی معتقدند دوبله آثار مستند مثل نوشتن و نواختن نت موسیقی است، شما چطور با صدایتان این نت‌ها را می‌نوازید؟

اشاره زیبایی کردید. مستند سرشار از نت موسیقایی است. من به موسیقی ایرانی علاقه دارم و مستند را همچون تصنیف و یک موسیقی زیبا می‌دانم. قبل از آن که یک مستند را دوبله کنم، صدای آوای طبیعت را در یک فیلم مستند می‌شنوم و بعد برایش با صدایم تصنیف‌خوانی می‌کنم. ‌من به تلاش و رنج مستندساز بویژه مستندساز ایرانی احترام می‌گذارم. مستندساز ایرانی با دغدغه خاص سراغ سوژه می‌رود. مستندساز شبکه بی‌بی‌سی‌ بهترین و پیشرفته‌ترین امکانات روز در اختیارش است، اما مستندسازان ما امکانات اندکی در اختیار دارند. البته من به هر دو چه مستندساز خارجی و چه مستندساز ایرانی احترام می‌گذارم. ‌من با حسین صافی، مستندساز طبیعت خیلی سفر کرده‌ام. او خیلی با ایمان است و با خلوص نیت کارش را انجام می‌دهد. وقتی با او هستم، هر روز صبح با صدای تلاوت قرآن او از خواب بیدار می‌شوم. او خیلی زیبا دعا می‌خواند. او به حدی با آرامش قرآن تلاوت می‌کند که از آرامش او من هم آرامش پیدا می‌کنم. این مستندساز در آثارش به دنبال حقیقت وجود، یعنی خداست. پس باید به رنج‌ها و تلاش‌هایش احترام گذاشت.

اکنون صدای شما را در مجموعه مستند «زندگی» که از شبکه مستند پخش می‌شود، می‌شنویم. وقتی دوبله این مستند به شما سپرده شده، چقدر شوق و علاقه برای دوبله آن داشتید؟

من دوبله هر مستندی را به عهده نمی‌گیرم. معتقدم باید فاخر باشد. وقتی دوبله یک مستند به من سپرده می‌شود، چند بار آن را در خانه می‌بینم، مستند زندگی را هم چند بار دیدم و بعد دوبله آن را شروع کردم.

در کارنامه هنری شما علاوه بر دوبله مستندهای حیات وحش، فرهنگی و اجتماعی تولید آثاری درباره اعتیاد هم دیده می‌شود. چگونه به سمت ساخت چنین آثاری رفتید؟

به نظر من معتاد هم یک انسان است که در همین جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنم،‌ معتاد شده است. پس می‌توانم بگویم غفلت من از او در اعتیاد او دخیل است، اما ما عادت کرده‌ایم فقط فرد معتاد را مقصر بدانیم. بنابراین وقتی از این زاویه به قضیه نگاه کردم، احساس وظیفه کردم که با ساخت آثار مستند اجتماعی، ثابت کنم فرد معتاد بیماری است که باید او را درمان کرد.

فاطمه عودباشی ‌/‌ گروه رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها