دیار سبز فراموش شده

تمدن ایران با قدمتی 8 تا 10 هزار ساله از اقلیم منحصر به فردی برخوردار است. بهره مندی از چهارفصل و تنوع بی نظیر پوشش گیاهی انگیزه اجتناب ناپذیری برای کوچ مادها از نواحی سردسیر نیمکره شمالی و ساکن شدن در سرزمین پهناوری
کد خبر: ۵۴۲۴۰
، مالامال از علوفه برای پرورش دام و اسبهای اصیل ، بوده است.
در واقع جنگلهای سرسبز و منابع طبیعی ارزشمند این دیار برای مدت زمانی طولانی ، قریب به چند هزار سال ، علاه بر تامین حوایج و سوخت انسان ها و نیز تغذیه دامها توانسته بود تعادل نسبی خود را حفظ کند. با این حال به دنبال دسترسی انسان به فناوری ، توسعه شهرنشینی و نیز بهره برداری بی رویه از طبیعت ، این گنجینه های زمردین طی صد سال اخیر آنچنان مورد بی مهری قرار گرفته اند که در بسیاری از نواحی چه در خطه شمال و چه در حوزه جنگلهای خارج از شمال (جنگلهای زاگرس)، که مورد بررسی ماست ، تعادل طبیعی خود را از دست داده و در آستانه پیری و در صورت عدم حفظ، احیا و توسعه ، در آستانه نابودی قرار دارند... در سفری که به جنگلهای زاگرس در حوزه استان فارس داشتیم ، با کمال تاسف دیدیم این منابع تامین و حفظ آب ، خاک و طبیعت سبز چگونه طی سالهای اخیر به فراموشی سپرده شده اند.
جنگلهای زاگرس که علی رغم وسعتشان (5میلیون هکتار) هیچ گاه به اندازه جنگلهای شمال مورد توجه نبوده اند، از استعداد بسیار خوبی برای زادآوری دوباره برخوردارند. در عین حال با پرورش 5/7 میلیون واحد دامی در مراتع جنگلی زاگرس ، سالانه 83هزار تن گوشت از این مراتع تولید می شود.
در واقع از عوامل اصلی تخریب این جنگلها هم چرای بی رویه دام در کنار کاشت دیم در زیر اشکوپ (کاشت گندم و جو در زیر درختان) و نیز بهره برداری از جنگل به عنوان منبع تامین سوخت است.
علی رغم طرحها و برنامه هایی که از سوی سازمان جنگلها و مراتع کشور بخصوص از سال 1376-77در چارچوب برنامه ملی جنگل برای حفظ، توسعه و احیای صنایع طبیعی در قالب طرح صیانت از جنگلهای خارج از شمال آغاز شده است ، نمی توان پیشرفت های زیادی را انتظار داشت چرا که بحث جنگل مقوله ای است که بشدت و طی سالها با معیشت ، فرهنگ و سنت مردم در این نواحی گره خورده است...


چرا توسعه جنگل های زاگرس؛
احیائ و توسعه جنگلهای زاگرس به چند دلیل اهمیت دارد. نخست به دلیل ملاحظات زیست محیطی که بر لزوم افزایش سرانه جنگل و نیز حفظ تنوع زیستی آن تاکید دارد. دیگر از نقطه نظر تامین و تولید آب (جذب و نفوذ باران)، تامین گیاهان دارویی و صنعتی طبیعی (حداقل 133گونه گیاه مرتعی و 40 گونه گیاه جنگلی) و نیز تامین بخشی از مواد اولیه صنایع چوبی و سلولزی کشور.
در عین حال حفظ و توسعه جنگل عاملی در تنظیم آب رودخانه های کشور و نیز کاهش سیل و فرسایش خاک تلقی می شود؛ کما این که 90درصد جنگلهای این منطقه با دارا بودن حداقل 5درصد انبوهی از حیث قرار گرفتن در معرض سیل در وضعیت بحرانی قرار دارند.
به علاوه از آنجا که معیشت مردم این نواحی بشدت به چرای دام وابسته است این جنگلها و مراتع محل چرای حداقل 50درصد جمعیت دام کشور و نیز محل تامین چوب سوخت 80درصد جمعیت عشایر محسوب می شوند.

وضعیت کنونی مطلوب نیست!
گفته می شود استان فارس یک ایران کوچک شده است چرا که نه تنها اقلیم آن از سه آب و هوای گرمسیری ، سردسیری و معتدل برخوردار است ، بلکه از پوشش گیاهی قابل توجهی نیز بهره می برد.
در واقع پوشش گیاهی اصلی این جنگلها را بلوط، بادام جنگلی ، بنه ، گلابی وحشی ، گز، کنار و نیز سایر گونه ها تشکیل می دهند.
مهندس منصور عابدی راد مدیرکل منابع طبیعی استان فارس با تاکید بر این که به علت نوع مدیریت ، قال ب جنگلهای فارس از میانسال رد شده و به پیری رسیده اند، می افزاید: مشکل عمده در این جنگلها آن است که علی رغم زادآوری درختان دانه زاد، نهالهای جوان که در واقع عامل زنده ماندن جنگل هستند، در فصل کشت گندم (کشت زیر اشکوب) یا به علت حضور دام در جنگل از بین می روند.
این در حالی است که اکثر جنگلهای زاگرس دارای فرم پرورش شاخه زاد هستند که جنگلهای کیفی محسوب نمی شوند و توده های جنگلی شاخه زار، اغلب جوان بوده و ارتفاع آنها کمتر از 5 متر است ، در حالی که قسمت اعظم جنگلهای دانه زاد را درختان کهنسال و فرتوت تشکیل می دهند.
در عین حال در بسیاری از جنگلها، تاج بری و قطع سرشاخه ها برای چرای دام ادامه دارد و بر اثر چرای مفرط و کوبیدگی خاک ، امکان تجدید حیات و پایداری جنگل وجود ندارد. در کنار این مساله زراعت دیم نیز در اغلب اراضی جنگلی ، مانع بقای هرگونه زادآوری درختان است.

تغییر معیشت ضرورتی انکارناپذیر
وظیفه سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور به عنوان متولی اصلی ، افزایش نقش جنگل در برنامه ریزی های کلان برای حفظ، احیا و توسعه جنگل و منابع طبیعی آن است.
اما مشکل اصلی در این بحث گره خوردن مقوله جنگل با معیشت مردم این مناطق است که به طور جدی به چرای دام و حتی تامین سوخت از منابع جنگلی وابسته است.
مهندس جمشید آقازمانی مدیرکل دفتر جنگلهای خارج از شمال می گوید: یکی از اصلی ترین مشکلات در این مناطق حضور دامداری های سنتی است که راهی را جز تغییر معیشت مردم با ایجاد دامداری های نیمه صنعتی و صنعتی و خروج دام از مناطق پرآسیب (دارای پوشش گیاهی بالای 25درصد)، تعدیل دام در سایر مناطق و ایجاد مشاغل جایگزین چون پرورش زنبور عسل ، پرورش ماهی و صنایع دستی باقی نمی گذارد.
در این راستا طی یک سال اخیر اقداماتی صورت گرفته است که البته این اقدامات ابتدا در یک حوزه به عنوان الگو (کهمره سرخی) به مساحت 80 هزار هکتار، برای بهبود شرایط کمی و کیفی اکوسیستم این منطقه آغاز شده است.
این اقدام ها به تمرکز دامداری ها به شکل نیمه صنعتی و صنعتی ، ایجاد مشاغل جایگزین و نیز تامین سوخت اهالی با استفاده از سایر منابع سوختی و در عین حال پرورش و کاشت نهالهای مثمر برای بهبود وضعیت باغداری در منطقه تقسیم می شوند. درواقع کنترل و تعدیل عوامل تخریب جنگل (چرای بی رویم دام ، کشت دیم و تامین سوخت از منابع جنگلی) در کنار سایر اقداماتی که بر افزایش توان اکولوژیک مناطق جنگلی زاگرس متمرکز است (احیا و بازسازی طبیعی به دنبال بذرکاری و نهال کاری در جنگل) می تواند به افزایش نقش اصلی و واقعی این جنگلها حداقل طی 20سال آتی منتهی شود.

خروج دام از مرتع
مشکل اصلی در مراتع و مناطق جنگلی زاگرس حضور جمعیت مازاد دامی و دامداران بیش از ظرفیت مرتع در بسیاری از مناطق است ، کما این که حضور 250واحد دامی در مساحت کمتر از 5300 هکتار اقتصادی و کیفی نیست در حالی که عمده دامداران منطقه (200 واحد دامی) در کمتر از 200هکتار و نزدیک به 40 دامدار در 2000 هکتار از مراتع منطقه متمرکز هستند و بدین ترتیب دیگر فرصتی برای رویش علوفه و زادآوری در این مراتع باقی نمی ماند.
مهندس سیاوش پارسا مسوول یک ایستگاه آموزشی و پژوهشی در منطقه که به تحقیقات برای تعیین ظرفیت مراتع برای چرای دام و تعیین گونه های گیاهان بومی -دارویی می پردازد، می گوید: تا زمانی که عشایر و دامداران منطقه را تحت آموزش قرار ندهیم و تخصص های جدیدی را جایگزین تخصص های اجدادی آنها نکنیم ، خروج دام از مرتع در حد یک شعار باقی خواهد ماند.
از نظر فنی و تحقیقاتی نیز ما گیاهان منطقه را تیپ بندی می کنیم و در عین حال این تفکر را در بومیان منطقه القا می کنیم که مرتع تنها علوفه نیست ، بلکه آنچه مایه حیات یک مرتع است ، علوفه آب و حفظ خاک آن است و هر هکتار از مرتع تنها برای چرای تعداد مشخصی دام ظرفیت دارد.
مهندس محسن اکبری ، کارشناس اداره کل منابع طبیعی استان فارس تاکید می کند: بعلاوه می توان دام سبک (بز و گوسفند) را با دام سنگین جایگزین کرد و در عین حال به خروج 30تا 40درصد دام از مناطقی که پوشش گیاهی شان بالای 25درصد است اقدام کرد.

احیای طبیعی ممکن است
نباید فراموش کرد که جنگلهای زاگرس از قدرت زادآوری و احیائ طبیعی خوبی برخوردارند و تنها باید به آنها کمک شود. مهندس اکبری بااشاره به جلوگیری از کاشت دیم به عنوان یکی از شیوه های کمک به زادآوری درختان جنگلی می گوید: زراعت دیم در شرایط فعلی باتوجه به شیب ، میزان بارندگی و بافت خاک در مناطق جنگلی زاگرس اقتصادی نیست.
در عین حال در کنار اقدام هایی چون بذرکاری و ونهالکاری در جنگلها (احیای مصنوعی ) در صورت اجرای طرح خروج دام و نیز تامین سوخت ساکنان از منابع دیگر سوختی ؛ می توان امیدوار بود که نهالهای حاصل از احیای طبیعی در جنگلها زنده بمانند.
جنگل یک جامعه است ؛ جامعه ای که با تولید نهال و تجدید حیات آن شکل می گیرد. حفاظت از یک درخت تنومند در جنگل به معنای حمایت از چتر حفاظتی و حمایتی آن از نهال است. باید این نهالهای کوچک را حفاظت کنیم تا آب ، خاک و طبیعت زنده و سبزی که مایه حیات ما و هر موجود زنده است پایدار و باقی بماند.

پونه شیرازی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها