خواب در چشم های باز

چشمهایش بی نور بود. چهار زانو روی پل هوایی نشست. خیره به جایی که نمی دانستم کجاست. زمزمه می کرد، شعری را که واژه ای نداشت و به ناله بیشتر می ماند.
کد خبر: ۵۴۱۱۲

انگشت های دست چپ روی سیمهای نازک تاری که دیده نمی شد از پرده ای به پرده دیگر تند می خزید. می آمد و می رفت.
چشمها خمار و سرخ بودند. گاهی بسته می شدند، گاهی هم او برای کسی که نبود، سر تکان می داد و می خندید.
آن دست دیگر زخمه ای را که نداشت تند روی سیمهایی که نبودند می زد و می خواند.
روبه رویش دو زانو نشستم. یکی آهسته از پشت سر گفت نزدیک نشو! نشئه است! به چشمهای نیمه بازش که نگاه کردم ، نفهمیدم ، خواب بیداری می بیند یا در بیداری خواب دیده است.
با آن که سالهاست تعداد معتادان در سراسر کشور 2 میلیون نفر تخمین زده شده ، حتی اگر نخواهیم رشد 15 درصدی آسیبهای اجتماعی را به معنی اضافه شدن چندین میلیون تازه وارد به این جمعیت بدانیم ، باز هم این آمار مربوط به معتادان دستگیر شده یا خود معرف است و آنها که در ابتدای راهند و دستگیر نشده اند یا قصد ترک ندارند، از قلم افتاده اند.
حال اگر فرض کنیم حداقل 5 عضو از اعضای خانواده های این جمعیت 2 میلیونی به نوعی با مساله اعتیاد درگیر می شوند، 10 میلیون نفر از جمعیت 60 یا 70 میلیونی کشورمان به طور غیرمستقیم با معضل اعتیاد دست به گریبانند.
اغلب خانواده ها، طلاق یا زندان را، اولین راه ممکن در مواجه با فرد معتاد می دانند; اما با توجه به این که در کشورمان از هر 10 ازدواج یکی و در تهران از هر 5 ازدواج یکی منجر به طلاق می شود، انتخاب گزینه طلاق در اولیه مرحله جامعه را به سوی انفجار تعداد بیوه زنان ، افزایش زنان سرپرست خانوار و کودکانی که از نعمت پدر محرومند و گسستگی بنیان خانواده سوق می دهد.
زندان هم در گام اول ، انتخاب چندان درستی نیست ، اگر بدانیم که 67 درصد زندانیان به نوعی به مساله اعتیاد مربوط می شوند و با وجود تلاش شبانه روزی ماموران ، مجرمان در زندان به شیوه های نادرست تری به انجام جرم می پردازند، زندان هم در ابتدای کار نامعقول به نظر می آید.
بسیاری از آنها که به زندان فرستاده می شوند، با آلودگی به اچ.آی.وی ، از انواع هپاتیت یا سایر بیماری ها برمی گردند.
معتادی می گوید: «گاهی 20 نفری می نشستیم ، تریاک جوشیده را می ریختیم ، توی قطره چکان چشمی ، سرش سوزن سرنگ می زدیم ، به نوبت تزریق می کردیم .»
آنها با کشیدن نوک سوزن به سیمان دستشویی ها، آن را برای تزریق های بعدی تیز می کردند. گاهی هم تزریق را با مغز خودکار انجام می داده اند. وقتی از او در مورد امکان آلودگی به اچ.آی.وی سوال می کنم ، عصبانی می شود که : «همه با مرام بودند!»

از کجا بدانم؛
خانواده اولین و مهمترین نهادی است که از اعتیاد آسیب می بیند. این نهاد و معتاد بر هم تاثیر متقابل دارند و در جلوگیری از اعتیاد و یا بهبودی آن خانواده اصلی ترین نقش را بازی می کند.
تشخیص بموقع از شروع گرفتاری یکی از اعضا در دام اعتیاد، ترغیب او به بازگشت و حمایت ها و راهکارهایی که پس از ترک باید اندیشیده شوند، همگی از وظایف خانواده اند; اما بسیاری از خانواده های کشورمان و بخصوص زوجهای جوان از ابتدایی ترین نشانه های اعتیاد و مصرف مواد ناآگاهند.
نگین ، همسر بیست و چند ساله یک معتاد است. او می گوید: مردمک چشمهایش که گشاد می شدند، با من مهربان تر می شد. آنقدر مهربان می شد که از او می ترسیدم. دایم عرق می کرد.
می گفت به خاطر خستگی است. من هم باور می کردم. از کجا باید می دانستم؛
بسیاری از خانواده ها زمانی به مراکز مشاوره و ترک اعتیاد مراجعه می کنند که نسبتا دیر شده است.
کارشناسان علت این مراجعه دیر هنگام را نا آشنایی بسیاری از خانواده ها با انواع مخدرها و تاثیرات پس از مصرف بر فرد می دانند. یعنی بسیاری از مردم اصلا نمی دانند علت رفتار ناآشنای طرف مقابلشان استفاده از نوعی مخدر است.
این روزها کمتر خانواده ای می داند شیشه یا کریستال چیست. حتی با آن که بیشترین مواد مخدر استفاده شده توسط دانش آموزان حشیش و هروئین گزارش شده ، باز هم کسی از نشانه های مصرف این مواد آگاه نیست.
یکی از دانشجوهای سال آخر رشته الکترونیک می گفت وقتی به مهمانی رفتم شب بود، ولی خیلی ها عینک دودی زده بودند. فکر کردم لابد یک جور مد جدید است.
دکتر حسین اسدبیگی روان شناس و کارشناس آسیبهای اجتماعی سازمان بهزیستی کشور می گوید: بهتر است خصوصیات اخلاقی معتاد را به دو بخش تقسیم کنیم ; اول این که فرد دقیقا پس از مصرف چه واکنش هایی نشان می دهد و دوم رفتار معتاد در اغلب اوقات است.
افرادی که تریاک ، هروئین ، حشیش و ماری جوآنا مصرف می کنند، دقیقا پس از مصرف خلقشان باز می شود و خنده رو هستند. این خنده رویی پس از مصرف حشیش به قهقهه زدن مبدل می شود. چشمها سرخند و اشتها پس از مصرف حشیش زیاد می شود.
اگر کوکائین مصرف کرده باشند، فعالیت بیش از حد نیز دارند. او می گوید گاه در جلسات گروه درمانی خانواده های معتادان ، همسرانی را می بینم که نسبت به بسیاری از علایم واضح بی تفاوت بوده اند.
برای مثال مردی را می شناختم که پس از مصرف حشیش برای از بین بردن سرخی چشمهایش از قطره نفازولین استفاده می کرد. همسر او بارها قطره چشمی را توی جیب شوهرش دیده بود، اما حتی یک بار از خود سوال نکرد برای چشمهای سالم و سلامت نفازولین به چه کار می آید.
از طرفی حتی اگر قطره چشمی را هم پیدا نمی کرد، برق و درخشندگی غیرطبیعی چشمهای شوهرش که به علت استفاده از این قطره بود باید او را به شک می انداخت.
این روان شناس می افزاید: معتادان پس از مصرف سرخوش می شوند. خوب و تند و اغلب بی محتوا حرف می زنند. فرد معتاد احساس می کند فکری باز و روشن دارد.
بدن یا بینی شروع به خارش می کند. در استفاده از تریاک ، سرخی چشمها معمولا مربوط به اوایل مصرف است. با تعجب می بینید فردی که تا به حال حوصله انجام هیچ کاری را نداشت ، کارهای بیشتری را با ذوق و شوق انجام می دهد.
در حالتی که فرد، کریستال ، قرص LSD و غیره مصرف می کند، اشتها زیاد می شود و خواب کم. شخص به توهم دچار می شود و می تواند ساعتها بی وقفه فعالیت های سخت بدنی انجام دهد.
حدود یک سال است که شیشه جایگزین قرصهای اکستازی شده. مصرف این ماده نیز با هجوم ناگهانی انرژی به بدن و ضربان تند و غیرطبیعی قلب همراه است.
البته فرد در دفعات اول دچار وحشتزدگی می شود و گاه مصرف سبب تهوع و نوعی تغییر نگرش نسبت به همه چیز می شود. از آنجا که قرصهای اکستازی به صورت دست ساز و همراه با مواد ناخالص در تهران تولید می شوند، علاوه بر عوارض خود قرص ، عوارض مواد ناخالص و ناشناخته افزوده شده را نیز باید در نظر گرفت.
در دختران تشنجهای شدید پس از استفاده از قرص نیز گزارش شده است. گشاد شدن مردمک چشمها در استفاده از برخی مخدرها همیشگی است ; بخصوص انواع قرصها، سبب این حالت می شوند که به همین دلیل در اکس پارتی ها گاه از عینک آفتابی استفاده می کنند.
چون حتی نور یک لامپ معمولی هم بشدت چشمشان را می سوزاند. مصرف کنندگان شیشه و کریستال پس از مصرف به پرحرفی های بی دلیل دچار می شود و گاه توانایی خواب و استراحت را تا 48 ساعت از دست می دهند; یعنی می توانند تا 48 ساعت بی هدف ، این طرف و آن طرف بدوند!
اما بدترین عارضه استفاده از مخدرها، سلب کامل قوه اختیار و آگاهی است و شخص توانایی انتخاب بین خوب و بد را از دست می دهد.
اسدبیگی می گوید: در قسمت دوم باید حالات همیشگی معتاد را بررسی کنیم. لاغری ، کبودی لبها، دورگه شدن صدا و گودرفتگی پای چشمها، نشانه های استفاده از مواد مخدر در درازمدت هستند.
البته سه ویژگی اول گاه پس از ترک نیز تا مدتها باقی می مانند. معتادان پس از مدتی توانایی تمرکز را از دست می دهند، تفکر مختل می شود، میل جنسی از بین می رود و سرخوردگی های روحی در فرد به وجود می آید.
بسیاری از جوانها مواد مصرف می کنند تا به خیال خودشان فوق العاده و غیرعادی شوند، اما پس از مدتی ، مصرف مواد صرفا برای این است که خودشان را شبیه آدمهای عادی نگه دارند.
کسانی که از قرص استفاده می کنند، دچار کابوس های شبانه ، بی نظمی در خواب ، تشنج پس از مصرف یا قفل شدن فک می شوند و معمولا عصبی و پرخاشگرند. لرزیدن ، عدم تمایل به استراحت ، بی تابی ، میل و وابستگی شدید به مصرف مجدد، کاهش یا افزایش اشتها و تغییرات بینایی همگی از نشانه های استفاده از انواع گوناگون مخدرهاست.
مصرف کنندگان در درازمدت شغلشان را ترک می کنند، حاضر به پذیرش مسوولیت نیستند، بی خیال می شوند، سر قولشان نمی مانند و اغلب افسرده ، عصبی ، خشن و انزواطلبند.
یکی از ماموران نیروی انتظامی می گوید: ترس از قانون ، پرخاشگری و تهاجم نسبت به سایرین ، افت شدید و ناگهانی درسی ، معاشرت با افراد ناشناس و پنهان کاری ، همگی هشدارهایی به خانواده ها برای احتیاط بیشتر نسبت به نوجوانانشان است.

روشهای برخورد خانواده
اسدبیگی در مورد نوع برخورد خانواده ها با عضو معتاد می گوید: اعضای خانواده در مواجهه با مساله اعتیاد دچار اضطراب می شوند. تمام اهدافشان در حل مشکل معتاد خلاصه می شود و آرمان های شخصی شان را رها می کنند.
پرحرفی می کنند و از حالشان که می پرسیم ، حال معتادشان را بازگو می کنند.
از فعالیت های روزمره کناره می گیرند، خودشان را مقصر می دانند، حس می کنند کسی قادر به درکشان نیست و دایم خودشان را سرزنش می کنند. اما مهمترین باور این است که بدانند آنها نمی توانند مریض شان را ترک دهند، مگر این که او خودش هم بخواهد.
معمولا نخستین مرحله برای هر معتادی ، انکار است. او به خانواده ، اطرافیان و بخصوص خودش دروغ می گوید. آنها دلایل عجیبی برای توجیه شان دارند. بارها شنیده ایم ، گفته اند: «معتاد کسی است که توی جوی آب می افتد یا زیر پل می خوابد. هروئینی ها معتادند، ولی من فقط تریاک می کشم، تفننی مصرف می کنم ، هروقت می خواستم ترک می کنم.»
برخوردهای مستقیم خانواده هم اثری ندارد. وقتی مواد توی جیبش پیدا می کنند، می گوید مال رفقاست. سر بزنگاه مچش را می گیرند، می گوید همین یکبار بود. شکایت می کنند که رفتارت عوض شده است ، می گوید به خاطر مشکلات زندگی است !
خانواده معتاد نیز معمولا به اندازه او دچار انکار می شود; مثلا بسیاری از زنان خودشان را گول می زنند که حشیش اعتیادآور نیست ، او اسباب خانه را نمی فروشد، مثل معتادهایی که کنار خیابان می خوابند نیست ، تا به حال در خانه مصرف نکرده است ، یا رفتارش عوض نشده همه چیز مثل سابق است.
و به این ترتیب ، به دلیل ناتوانی از حل مشکل ، از آن چشم پوشی می کنند. حتی بسیاری از خانواده ها برای حفظ آبرو به اعتیاد فرد کمک می کنند. قرضی را که از اقوام و همسایگان گرفته می پردازند و رفتارهای نامتعارفش را توجیه می کنند.
همسران برای کمک به شوهرانشان دروغ می گویند. مادران برای آشفتگی پسرانشان دلیل می تراشند یا حتی دست به اقدامات وحشتناک تری می زنند; مثلا به تجویز ریش سفیدان فامیل ، برای پسر معتادشان زن می گیرند تا مجبور شود ترک کند.
نکته جالب آن است که ما معمولا برای خرید یک لباس شب ممکن است مدتی طولانی وقت صرف کنیم ، از چند مغازه دار قیمت بپرسیم ، و با چند نفر مشورت کنیم ، اما خانواده ها در امر ازدواج تنها به جواب آزمایش خون راضی می شوند و این در حالی است که فرد ممکن است یک هفته پیش از آزمایش ترک کند و پس از آن دوباره سر خانه اول برگردد!
گاهی والدین به فرزند معتادشان باج می دهند ; مثلا می گویند اگر ترک کنی ، برایت ماشین می خریم یا خارج از کشور می فرستیمت.
گاهی هم مسوولیت های معتاد را از او سلب می کنند تا با فراغ خیال به کارهایش ادامه دهد. مثلا زن ، تامین اقتصادی خانواده را به عهده می گیرد تا از سقوط خانواده به دلیل بیکاری شوهر جلوگیری کند، این جور خانواده ها به معتادشان اعتیاد دارند و معتادشان به مخدر.
بعد از همه این مراحل ، دعواها و درگیری ها شروع می شود. دشنام ، ضرب و شتم و به هم ریختگی کانون خانواده ، خانه را برای بچه ها ناامن می کند تا زمینه ساز اعتیاد فرزندان در آینده باشد.
زنان سعی می کنند شوهرانشان را کنترل کنند. پس روزی چند بار از آنها بازجویی می کنند یا با دوستانشان درگیر می شوند ; اما تمام این رفتارها معمولا با واکنش های بدتر معتاد، خنثی می شوند.
این مشاور اعتیاد و بازتوانی معتادان که سالهاست در مراکز بازتوانی معتادان در سازمان بهزیستی کشور فعالیت می کند، می گوید: هیچ لزومی ندارد خانواده ای به معتادش امتیاز بدهد.
حتی گاه لازم است امتیازهایی را از او دریغ کند و تا زمان ترک قطعی به او برنگرداند. گاهی تلفنهایی دارم که پسری مادرش را کتک زده است و از او برای خرج اعتیادش پول گرفته.
بارها گفته ام که می شود امتیاز در خانه ماندن را از چنین فرزندی گرفت. او در جواب این سوال که شاید با بیرون رفتن فرد از خانه ، به معتادی خیابان گرد تبدیل شود، می گوید: آمار مرگ و میر معتادان در خانه چند برابر مرگ آنها گوشه خیابان هاست!
به علاوه مریض هایی داشته ام که به این ترتیب به خود آمده اند و ترک کرده اند. زنانی هستند که دزدیده شدن اموال منزل را نادیده می گیرند یا والدینی که از ضرب و شتم توسط فرزندشان چشم می پوشند.
در حالی که می شود از فرد به جرم دزدی یا ضرب و شتم شکایت کرد. البته معضل اعتیاد بشدت پیچیده است و نمی توان با فرمولی کلی برای همه موارد مشابه ابراز نظر کرد.
اما به طور کلی بهتر است برای نجات او تا آنجا که ممکن است مستقیما کاری به کار مصرف موادش نداشته باشیم. در تماس دایم با مشاوران باشیم و در جلسات گروهی خانواده های معتادان گمنام شرکت کنیم.
کمک به فرد باید با زیربنای عشق عمیقی نسبت به او آغاز شود. یعنی به او بفهمانند که بشدت دوستش دارند، اما حاضر به باج دهی نیستند.
خاطرات شیرین گذشته را می شود با او مرور کرد و بعد آهسته آهسته رفت سراغ سهل انگاری ها یا مشکلاتی که مساله اعتیادش ایجاد کرده است.
این یادآوری ها بهتر است با ذکر دقیق تاریخ و زمان باشد. برای کمک به معتاد رسوا کردن بیهوده است و هر خانواده ای باید فرق بحث منطقی را با رسوا کردن بداند و پس از بحث در این موارد، که البته با هدایتی هوشیارانه همراه است تا به مشاجره و تهدید یا تحقیر منجر نشود، باید راه حل پیشنهاد کرد.
از آنجا که اعتیاد پدیده ای است که باید از وجوه زیستی ، روانی ، اجتماعی و معنوی مورد بررسی قرار گیرد، در بهبودی فرد معتاد باید همه این جوانب را در نظر گرفت.
هنگامی که معتاد بیماری اش را می پذیرد، تازه درمان آغاز می شود. خانواده ها می توانند در این مرحله از انواع مراکز ترک اعتیاد خصوصی ، دولتی ، مراکز ترک اعتیاد سازمان بهزیستی یا انجمن های مردمی که مربوط به معتادان گمنام می شوند، کمک بگیرند.
اما باید دقت کرد که انتخاب روش ترک ، در احتمال بازگشت یا عدم بازگشت معتاد بشدت تاثیر دارد.
یکی از روشهای ترک اعتیاد روش UROD یا ترک فوق سریع نام دارد که در عرض چند ساعت در مطبهای مجهز انجام می گیرد و معتاد مراحل خماری و سم زدایی را در بیهوشی کامل پشت سر می گذارد.
همچنین استفاده از داروهای جایگزین بخصوص برای معتادان تزریقی و به منظور کاهش آسیب رسانی به جامعه ، در برخی کلینیک ها رایج است.
البته استفاده از داروهایی مانند متادون گرچه خطر ابتلای به ایدز و هپاتیت از طریق سرنگ مشترک را کاهش می دهد، اما اعتیاد به ماده مخدر غیرطبیعی تازه ای را سبب می شود که تنها فرقش با سایر مخدرها ایجاد نشئگی کمتر است.
همچنین گاهی آمپول هایی به نام «تم جیزک» تجویز می شوند که آنها هم بشدت اما احساس وابستگی را زیاد می کنند و آمارها خبر از هروئینی شدن تریاکی ها در بازگشت دوباره شان ، پس از استفاده این داروها، می دهند.
بسیاری معتقدند تجویز داروهای جایگزین به معنی تبدیل اعتیاد غیرقانونی به نوع قانونی آن است. روش فوق سریع هم اگر با مراقبت های بعدی همراه نباشد، مسلما مناسب نیست ; ضمن آن که وقتی فردی در عرض چند ساعت و بدون درد و ناراحتی سم زدایی می کند، امکان بازگشت دوباره او افزایش می یابد.
در حال حاضر، فقط یک بیمارستان دولتی از روش سم زدایی سریع استفاده می کند که قیمت نسبتا بالایی دارد و مراکز خصوصی هم در حدود 500 تا 600 هزار تومان هزینه می گیرند.
برای جلوگیری از بازگشت مجدد، پس از سم زدایی قرصهایی تجویز می شوند که اکثر بیماران به خوردنشان ادامه نمی دهند. تجویز قرصهای ضددرد هم یکی از روشهای ترک است.
برخی از روشهای موسوم در کشور ما، مانند داروهای جایگزین و امثال آنها، امروزه در سایر کشورها کنار گذاشته شده اند.
ترک در انجمن های دوازده قدمی هم یکی از روشهای رایج در سراسر دنیاست و با یاری معتادانی اداره می شود که سالهاست بهبود یافته اند.
یکی دیگر از روشهای ترک هم مانند همه فیلمهای تلویزیونی است یعنی یک نفر در اتاق را روی خودش قفل می کند و تا وقتی ترک نکند، بیرون نمی آید. خودشان به آن می گویند ترک یابویی!
یک معتاد می گوید: «هیچ کس تا به حال از ترک نمرده! اما برنگشتن از ترک سخت تر است.»
بسیاری از خانواده ها گمان می کنند ترک اعتیاد فقط به معنی سم زدایی کامل بدن است. این در حالی است که روان شناسان ، روانپزشکان و سایر افرادی که در فرآیند ترک به نوعی دخیلند، سم زدایی را اولین قدم می دانند. اغلب خانواده ها بلافاصله پس از ترک ، از معتاد انتظار رفتار آدمهای عادی و سالم را دارند و حتی درخواست می کنند مسائل و مشکلاتی را که در دوران اعتیاد مسببشان بوده است ، به ناگهان حل کند که این باعث پناه جویی مجدد آنها به موادمخدر می شود.
معتادانی هم هستند که کمی پس از ترکشان ، تصمیم به نجات دوستان خود می گیرند، اما با وجود نیت خیرخواهانه شان دوباره گرفتار می شوند. بهترین راه به گفته کارشناسان ، سپردن مسوولیت های معقول و متناسب با توانمندی های فرد بهبود یافته به اوست ، ضمن آن که بسیاری از متخصصان ، شرکت در انجمن های معتادان گمنام را حتی تا پایان عمر پیشنهاد می کنند.
یک کارشناس از مرکز خصوصی ترک اعتیاد می گوید: اگر بخواهم خوش بینانه قضاوت کنم ، بدون مشاوره و حمایت از هر صد معتاد 90 نفر دوباره برمی گردند و خواسته یا ناخواسته شرایط گرفتار شدن سایر اعضای خانواده را در دام اعتیاد فراهم می کنند.

وهم آشفته
زیر طاقی نشسته بود. باران باز سعی می کرد زمین را از آلودگی پاک کند. مرد را یکی دو ساعت قبل وقت پرسه زدن دیده بودم.
بهم ریخته ، با دختری که مچ دستش را گرفته بود و همراه خودش می کشید. بچه یک بار برگشته بود رو به من انگار خواسته باشد صورتش را به خاطر بسپرم.
بعد بین جمعیت بازار گم شده بودند. حالا ولی مرد تنها نشسته بود زیر طاقی و به خیسی زمین خیره بود.
بوی دود می آمد. نشستم کنارش. چشمهایش بسته شدند. سر آهسته آهسته پایین افتاد، ولی هنوز سیگار بین دو انگشتش بود. انگار به وهمی آشفته از خواب خرگوشی پرید که گفت چی می خوای؛
به کاغذ آلومینیومی نگاه می کرد. حوصله نداشت کاغذ را بردارد. سنگینی همه دنیا افتاد بود روی تنش. گفتم یک دختر همراهت بود. گفت مگه نیست؛ کف دستش را گذاشت روی پیشانی.
این بار که خوابش برد، سیگار از دستش افتاد. به سیگار روی زمین خیره شد. چشمهای پف کرده اش نیمه باز بودند. حالا با چشمهای باز خوابیده بود.
گفت یکبار خماری به هزار بار نشئگی نمی ارزه. خواست گریه کند خواب باز آمد. بیداری اش را برد.

مریم یوشی زاده
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها