سامان «بچه های خیابان» را که یادتان هست؛ همان نویسنده ای که سعی داشت در محیطی آرام به نویسندگی بپردازد. اما چند بچه سرتق مزاحمش شدند. کوروش تهامی را به گفته خودش باید بازیگر تئاتر به حساب آورد
کد خبر: ۵۳۸۱۶
؛ چون نقشهای ماندگارتری روی صحنه داشته است ، بگذریم که بازی او در سریال «بچه های خیابان » و «این زن حرف نمی زند» هم بد نبود اما خودش معتقد است در سریال آماده پخش «مشق عشق»، کورش تهامی متفاوت تری خواهید دید. سریال واقعا خانوادگی «رستوران خانوادگی» درحال پخش مجدد است و کوروش تهامی در این سریال بازیگر نقش سهیل است.
پخش مجدد «رستوران خانوادگی» را دیده اید؛
نه ، متاسفانه ندیده ام. خیلی دوست داشتم ببینم.
فکر می کنید چرا یک سریال پخش مجدد می شود؛
تصور می کنم سریالی پخش مجدد می شود، که مخاطبان و تماشاگران آن ، نسبت به آن سریال بیشتر باشند. شاید هم این روالی است که در سریالهای ساخته شده صورت می گیرد، نمی دانم.
می دانید این سریال چقدر در زمان پخش مورد استقبال قرار گرفت؛
زمانی که کار پخش می شد، مردم و مخاطبان ارتباط خوبی با آن برقرار کرده بودند.
چه انتقادی به این سریال می گرفتند؛
چون کاری بود که تنوع لوکیشن نداشت و به طور متمرکز در طبقات مختلف آن رستوران کار می کردیم ، تکراری به نظر می رسید.
انتقاد خودتان به این کار چیست؛
یکی از ایرادها این بود که داستان های خوبی نداشتیم ، داستان هایی که در هر اپیزود تحویل می گرفتیم ، در مدت 3 ، 4 روزه بود. سعی می کردیم روی متن ها کار کنیم و می خواستیم مخصوصا پایان نقطه هر داستان یا اپیزود، پایان دلنشین تر و درست تری داشته باشد.
عاملی که بیشتر در سریال های 90 شبی می بینیم ، یعنی دیر رسیدن متنها. اما این کار، کار روتینی نبود.
بله ، اما آن زمان که ما شروع به کار کردیم ، تنها 4،5قسمت از متن آماده بود. با این که این کار 26قسمتی بود، بعد سعی می کردیم روی آنها کار کنیم.
چقدر روی بازی خودتان کار کردید؛
به نظر می آید، آن بازی که در بچه های خیابان از سامان می بینیم ، در رستوران خانوادگی دیده نمی شود. در رستوران خانوادگی ، نقش مقابل مرا نیما فلاح بازی می کرد که نقش سرآشپز را داشت.
در مقابل بازی طنز او من باید موقعیت های طنز را جدی بازی می کردم. اگر این اتفاق طنز از طرف آن شخصیت بیفتد، من موقعیت طنز را برای او به وجود می آوردم.
اگر بخواهید میان سامان در بچه های خیابان ، با سهیل در رستوران خانوادگی نقاط مشترکی پیدا کنید به چه نکاتی اشاره می کنید؛
زمینه این کار (رستوران خانوادگی) طنز بود، ولی بچه های خیابان کاری جدی بود. به همین خاطر نمی توان نقطه مشترکی برای آنها در نظر گرفت ، ضمن این که از لحاظ سن و سال شرایط فرق داشت.
من دیپلم گرفته بودم و با این که به کارهای هنری علاقه داشتم این کار را قبول کردم ، ولی شخصیت سامان ، یک نویسنده پخته ای بود که مستقلا خانواده داشت.
شاید یکی از دلایلی که در این سریال عامل خامی نقش سهیل است ، تفاوت سنی این نقش باخود شماست.
بله ، یکی از دلایل این بود که من باید کوچکتر از خودم را بازی می کردم.
البته قرار هم بود که این خامی در نقش باشد و البته این اتفاقی نبود، یا اتفاقاتی که شما می بینید در شخصیت های بازیگر میهمان رخ می دهد، یک جوری برای آن شخصیت ها می افتد که باید به این شکل می بود.
با توجه به این که می گویید رستوران خانوادگی زمینه طنز دارد، به نظر شما در طنز باید چگونه به مسائل نگاه کرد؛
طنز مهمترین بخش هنرهای نمایشی است ، که یکی از شاخه های آن به جنبه انتقادی آن برمی گردد، یعنی این که طنز باید رفتارهای بد جامعه را که بین مردم یا در سطوح گسترده تر میان مسوولان وجود دارد، در قالب طنز نشان دهد.
الان حداقل در زمینه های طنز ما چنین اتفاقاتی رخ نمی دهد.
الان این اتفاق نمی تواند بیفتد، شاید چون تعریف درستی از طنز وجود ندارد و متاسفانه دست نویسنده ها، بازیگرها و کارگردان ها بسته است.
به همین دلیل ، روی یک سری موضوعات کلیشه ای متمرکز می شوند؛ چون به هر مقوله ای که پرداخته شود، واکنش منفی از جانب قشر و گروهی به وجود می آید.
نمونه بارز آن را در سریال های 90 شبی می بینیم.
بله. موضوعاتی که دیگر کلیشه ای شده اند و بارها و بارها از مردم شنیده ایم ، که از این کارها راضی نیستند؛ چون موضوعات آنقدر تکراری و دستمالی شده است که بیشتر به سمت کمدی موقعیت پیش می رود و بیشتر شکل مد به خود می گیرد؛ حرکات و اطوارهایی که اصلا قشنگ نیست.
لابد اگر پیشنهاد بازی در این کارهای روتین را داشته باشید، قبول نمی کنید.
مگر این که متن قوی ، با کارگردانی قوی و بازیگرهای بسیار قوی داشته باشد والا این کارها زیاد انجام می شود. لزومی ندارد که من در آنها باشم.
از بحثمان خارج نشویم. در رستوران خانوادگی جایگاه طنز را چطور می توان تعریف کرد؛
در نوشته های این سریال ، بخش عبرت آموزی آن مدنظر بود، اتفاقاتی که در خانواده ها رخ می دهد و خیلی به جامعه به صورت گسترده نگاه نمی کند.
حیطه آن خانه و خانواده است که به شیرین ترین شکل نتیجه گیری درستی درباره آن صورت بگیرد.
اگر قرار بود بعد از چند سال سهیل را طور دیگری بازی کنید، چه ویژگی هایی به آن می دادید؛
آن را طور دیگری بازی می کردم. حرفه ما چنین است که هرچه به آن وارد می شوید، بیشتر یاد می گیرید.
یاد شعری افتادم که در رابطه با خوشنویسی بیان می شود، که می گوید: خواهی شوی خوشنویس ، بنویس و بنویس و بنویس. بازیگری هم چنین است.
نگفتید چه ویژگی ای به نقش سهیل می دادید؛
تا چند سال پیش در بازیگری عجول بودم و برای رسیدن به خود نقش بی صبری می کردم ، در حالی که باید صبر کنید تا در نقش پوست بیندازید و قالب نقش را به خود بگیرید.
مثل عصبانیت هایی که از سهیل در رستوران خانوادگی می بینیم.
بله ، باید تحمل کرد تا به شکل سلسله مراتب ، نقش خودش را پیدا کند و آنقدر در عصبانیت ها، خیلی سریع واکنش نشان ندهید. الان کم و بیش فکر می کنم - به این تحمل رسیده ام و بازی ام درونی تر شده است.
از سینما چه خبر؛
بعد از بچه های خیابان درسینما پرکارتر بودید.
بله ، به رنگ ارغوان را سال گذشته ، با ابراهیم حاتمی کیا داشتم ، بعد فیلم - «شبانه» را بازی کردم و اکنون نیز در فیلم سینمایی «از دوردست » به کارگردانی رامین محسنی بازی می کنم.
سه نقش متفاوت در سه کار مختلف ؛ چطور به نقشهایتان نگاه می کنید؛
بیشتر نقشهایی را دوست دارم که دچار چالش شده باشند و من را آنقدر درگیر کند، که در آن غرق شوم و تنها دغدغه من باشد.
در این صورت ، باید قید زندگی را بزنید و تنها در نقشهای مختلف غوطه بزنید.
تقریبا در این فرم است که بازیگر می تواند بازیگر موفقی باشد و ماندگار شود.
بعد از 11 سال بازی در عرصه هنر، می توانید از چند نقش ماندگارتان نام ببرید؛
حرفه اصلی خودم را تئاتر می دانم ، در تئاتر توانسته ام این کار را بکنم. وقتی می بینم برای نمایشی در سال 73یا 74 هنوز بین دوستان حرف زده می شود، آن زمان خودم را ماندگار می دانم ؛ یا نمایش «قهوه تلخ» را که 9 ماه روی آن تمرین داشتم و برای تک تک لحظه های آن فکر کردم.
و در آخر؛
باید یادی از جمشید اسماعیل خانی بکنم ، که خدا روحش را به علو درجات روحانی برساند. از لحاظ روحیه دادن به بچه های گروه فوق العاده بود و مانند یک پسر بچه 14، 15 ساله شیطنت می کرد. به نظر من او شخصیت شاهکاری داشت.