در نظام آموزشی ما بین نیاز بازار و ظرفیت پذیرش رشتههای دانشگاهی اصولا رابطه درستی وجود ندارد، اما بین ظرفیت و محبوبیت رشتهها رابطه کاملا معکوس است.
یعنی اگر رشتهای پرطرفدار است، حتما پذیرش محدودتری دارد مثل برخی از رشتههای مهندسی یا پزشکی. در مورد رشتههای پولساز اغلب پذیرش خوبی دارند، اما میان خیل عظیم فارغالتحصیلانشان کسانی پول پارو خواهند کرد که زرنگ باشند و مسیرهای درآمد را بشناسند.
اما رشتههای کمطرفدار هم ویژگیهای خودشان را دارند. بازار کار ندارند، شناخته شده نیستند و با تغییرات پذیرش دانشگاهها اغلب در طرح بدون کنکور وارد شدهاند.
در میان این بازار عجیب و غریب رشتههای دانشگاهی یک موضوع گم شده وجود دارد، رشتههای دانشگاهی آدمها را نمیسازد، این آدمها هستند که رشتههای دانشگاهی را خوب، بد، موفق یا ناموفق تعریف میکنند. براین اساس علاقه حرف اول را در شاخص خوبی و بدی رشتهها میزند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم