در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بازی دیروز استقلال و پرسپولیس مثل همه بازیهای قبلی دو تیم از جمله پربینندهترین برنامههای رسانه ملی در طول سال بود و مثل اکثر قریب به اتفاق بازیهای رودرروی دو تیم وقتی تب این بازی فروکش میکند، همه میگوییم به این هم میگویند بازی؟ این همه حساسیت برای چه بود؟ با اینکه این پرسشها را بارها تکرار کردهایم، اما هیچ وقت برای کاهش این حساسیتها کوششی نشد.
این بار هیجان در دو تیم هم بدجوری ریشه دوانده بود، یحیی گل محمدی سرمربی سرخها از 10 روز پیش این بازی را تضمینکننده کار مربیان دانست و به فاصله چند روز قلعهنویی آن را برای هواداران دو تیم هزار امتیازی خواند! همه اینها در کنار نبش قبر بازیهای گذشته چنان حساسیتی بر زمین چمن آزادی حاکم کرد که بازیکنان بعضا راه رفتن هم یادشان رفته بود و صد البته در بیشتر دقایق این بازی، دریغ از یک کار تاکتیکی حساب شده و رد و بدل شدن چند پاس سالم.
این روند در شرایطی بر بازی دیروز حکمفرما بود که یک مهمان ویژه آن بالا در جایگاه، کنار کارلوس کرش، سرمربی تیم ملی نشسته بود؛ مردی از جنس شهرآوردهای میلان، یعنی فرانکو بارهسی! کسی که سالها در کسوت کاپیتان میلان، شهرآورد این تیم با اینتر را تجربه کرده است.
گرچه کارلوس کرش یکی از مردان نامدار دنیای فوتبال، دیگر در فوتبال ایران پوستش کلفت شده است، اما لحظهای تصور کنید ذهن بارهسی را که قرار است باشگاهش با پرسپولیس همکاری داشته باشد.
او که به قول خودش هیچ شناختی از فوتبال ایران نداشت، با دیدن بازی دیروز چه ذهنیتی برایش رقم خورد؟ شاید او با کرش همدردی کرده است. راستی اگر صد هزار تماشاگر را از این بازی میگرفتند، چیزی جز زیر صفر از آن باقی میماند!؟
امید توفیقی - گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: