من همسر دیپلماتی هستم که اکنون بازنشسته شده، اما ماموریتهای مختلفی را همراه با فرزندان در کشورهای مختلف آسیایی و اروپایی گذراندهایم. همانطور که در گزارش خود نوشتهاید مدارس دولتی ایرانی در 83 کشور جهان دایر است، اما توزیع جمعیت دانشآموزی آنها با یکدیگر تفاوتهای بسیاری دارد. در حالی که در کشورهای اطراف ایران تعداد دانشآموزان این مدارس گاه از هزار و چندهزار نفر هم میگذرد، در بسیاری از کشورهای دوردست یا اروپایی این رقم بسختی از شمار انگشتان دست تجاوز میکند.
من معتقدم با وجود اینکه دولت برای فعالیت مدارس خارج از کشور هزینههای زیادی را متحمل میشود، اما در کشورهایی که تعداد دانشآموزان آن زیاد نیست یا مدرسه از نظر کشور میزبان رسمی به شمار نمیرود و فقط در درون سفارت فعالیت میکند، بازدهی لازم را ندارد. این فقدان بازدهی همه جنبههای آموزشی، تربیتی و مالی را در برمیگیرد.
مدارس یاد شده فاقد بازدهی آموزشی است، چون در درون سفارتخانهها واقع شده، معلمان آن به دلایل مختلف در تعلیم و تربیت دانشآموزان سختگیری نمیکنند و در نتیجه، زمانی که آنها در بازگشت از ماموریت والدین خود به کشور باز میگردند، قدرت رقابت با آنها را ندارند و از نظر تحصیلی بشدت افت میکنند. برای تائید این موضوع کافی است بدانیم دانشآموزان مدارس خارج از کشور در کنکور سراسری دانشگاهها، سهمیه منطقه محروم محسوب میشوند. پذیرش این موضوع از سوی نظام آموزشی کشور به معنای به رسمیت شناختن ضعف تحصیلی دانشآموزان این مدارس است.
ریشه این ضعف را نیز باید در سیستم این گونه مدارس جستجو کرد که اغلب دارای تعداد کم دانشآموز است و در نتیجه، کلاسها یا به صورت چندپایه یا تک نفره در مقاطع مختلف برگزار میشود. در این شرایط، از یکسو هم معلم وقت ندارد برای تدریس هر دانشآموز فرصت لازم را بگذارد و هم دانشآموز کسی را در کلاس ندارد تا با او رقابت کند و انگیزهاش برای تحصیل تقویت شود. این وضع، از نظر تعلیم و تربیت پیامدهای ناگواری دارد.
از سوی دیگر، معلمان در بسیاری از مدارس کمجمعیت خارج از کشور، نقش معلم سر خانه را ایفا میکنند.اندک بودن دانشآموزان در برخی مدارس خارج از کشور به گونهای است که معلمانی که اعزام میشوند، گاهی به طور اتفاقی فقط به فرزندان خود درس میدهند.
من معتقدم باید مسئولان مربوط در کشور یکبار دیگر بنشینند و در نحوه فعالیت مدارس خارج از کشور بطور جدی بازنگری کنند.
پیشنهاد من این است که اولا، از فرصت ماموریت کارکنان خارج از کشور برای تربیت نیروهای موردنیاز آینده آن نیز استفاده شود. به عنوان مثال، در کشورهای اروپایی و دیگر کشورهایی که از نظر آموزشی در وضع متوسط و بالایی قرار دارند، نیازی به هزینههای کلان برای فعالیت مدارس ایرانی نیست. دولت میتواند اجازه دهد فرزندان خانوادههای ماموران اعزامیاش در مدارس خود آن کشورها حضور یابند تا بتوانند با زبان آن کشور آشنا شده و آن را بهعنوان یک مزیت مورد استفاده قرار دهند.
اگر به رسانهها، دانشگاهها و موسسات آموزشی در کشور خودمان یا دیگر کشورها نگاهی بیندازیم، بیدرنگ درخواهیم یافت آنها نیاز به کسانی دارند که بتوانند به زبانهای خارجی مسلط باشند و هر روز این نیاز برای جمهوری اسلامی ایران که بهدرستی تلاش میکند حرف خود را به جهانیان برساند، بیشتر احساس میشود؛ پس، چرا از فرصتهای خوبی که در این زمینه برای فرزندان کشورمان به وجود میآید، استفاده نکنیم و همزمان، ازهزینهکردن بودجههای کلان بپرهیزیم؟!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم