در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این فقط دومین مرتبه شرکت اروگوئه در جام کنفدراسیونها باوجود سابقه طولانی و پیروزیهای جالب فوتبال این کشور به شمار میآید. توقعات و برنامههای شما در ارتباط با این جام چیست؟
هدف اول ما در آنجا نه لزوما فتح جام، بلکه خوب بازی کردن و شناختن بیشتر خودمان و حرکت در مسیر کمال است. البته هر موقع جامی با شرکت قهرمانان قاره و قدرتهای سنتی فوتبال جهان برگزار میشود، بدیهی است هر تیمی به صعود در آن تا سر حد امکان فکر کند و ما نیز مستثنی از این قاعده نیستیم، اما خط فکری فعلی من این است که ببینیم چهار، پنج سال بعد از شروع پروژه فعلیام در تیم ملی اروگوئه کجای کار ایستادهایم و باید به کدام سمت و سو برویم و مقاصد بعدیمان چیست؟ ما در این مدت پیشرفت شگرفی داشتهایم. مدتی هیچکس ما را تحویل نمیگرفت و به سبب نزولمان حتی نمیتوانستیم یک بازی تدارکاتی درست و حسابی برای خودمان جور کنیم. از 1970 به بعد هرگز به جمع چهار تیم پایانی جامهای جهانی نرسیده بودیم و از آخرین قهرمانیمان در کوپاآمهریکا 16 سال میگذشت. ما از این سدها عبور کردیم و این مدارج و عناوین را در سالهای 2010 و 2011 تکرار کردیم و حالا در مکانی ایستادهایم که بزرگان مایل به بازی با ما هستند و در این زمینه پیشقدم میشوند و دعوتمان به جام کنفدراسیونهای 2013 نیز محصول همین امر و حتی شرکت صرف در این جام نیز موجب افتخار است.
این جام دقیقا به چه شکل و در کدام موارد و زوایا برای فوتبال اروگوئه مفید واقع خواهد شد؟
یادتان نرود جام کنفدراسیونها اضافه بر اعتباری که خودش و به عنوان یک جام مستقل و معتبر دارد، در سالهای اخیر یک مقدمهچینی و تدارک و آمادهسازی برای دوره آتی جام جهانی هم بوده که یک سال بعد برگزار شده و این بار نیز چنین است.در برزیل ما نه فقط با تیمهای بزرگ و مطرح مثل اسپانیا مصاف خواهیم داد؛ بلکه از شرایط و فضای این کشور و تدارکات میزبان جام جهانی و آنچه برزیلیها برای این جام در ذهن دارند و در ژوئن و جولای 2014 انتظار ما و سایرین را میکشد، مطلع خواهیم شد و استادیومها و زمینهای تمرینی در برزیل را دیده و در فضای جام نفس خواهیم کشید که طبعا برای ما مفید خواهد بود. البته صعود ما به مرحله پایانی جام جهانی 2014 تا این لحظه اصلا قطعی نشده و راهی طولانی تا چنان نقطهای داریم، اما اگر در ماههای باقیمانده تا جام کنفدراسیونها این حضور محتملتر شود، حضور در این جام نیز اهمیتی بیشتر مییابد و بیش از پیش دیدارهای تدارکاتی برای جام اصلیتر تلقی خواهد شد.
باید از هر وسیله و امکانی بهره گیریم تا شرکت در جام کنفدراسیونها 2013 ما را در درجه و رتبهای بالاتر از روزهای قبل از حضور قرار دهد.
شما در گروهی بجز گروه برزیل قرار گرفتهاید، ولی شاید در نیمهنهایی و فینال به هم برخورد کنید و فقط تاخیری کوچک در این واقعه روی داده باشد. با این اوصاف چقدر احتمال میدهید ماجرای معروف به «ال ماراکانازو» (شکست 1ـ 2 برزیل برابر اروگوئه در واپسین دیدار جامجهانی 1950 در خاک برزیل و دورماندن سلهسائو از عنوان قهرمانی و رسیدن این مقام به اروگوئه) این بار در جام کنفدراسیونها تکرار شود؟ این احتمال یا رویاروییتان با برزیل در جام جهانی 2014 نگرانتان نمیکند؟
نه، به آن فکر نمیکنم، زیرا فوتبال در این حدفاصل زمانی بسیار تغییر کرده و به چیز دیگری تبدیل شده و همان چیزی نیست که در جام جهانی 1950 بود. در آن زمان تیمها به لحاظ کیفی و کار و کلاس بازی و همچنین بودجهها و امکانات بسیار بیشتر از امروز به یکدیگر نزدیک بودند. آنچه به برد سال 1950 ما در برابر برزیل حالتی ویژه و متفاوت میبخشد، محیط و مکانی است که آن اتفاق در آن روی داد نه اینکه تیم آن سال اروگوئه اصلا در سطح برزیل نبود. در آن شرایط همگان قهرمانی را از برزیل میطلبیدند و هیچکس حتی در اردوی رقبای این کشور به چیزی جز این نمیاندیشید و همه ماجرا را تمام شده میدانستند و اروگوئه با این حساب یک الزام تاریخی را عوض کرد که آثار عظیم آن و غم تاریخی برزیلیها بابت آن را همین امروز هم میتوانید ببینید. با این حال، فوتبال در سال 2013 بسیار متفاوت با چیزی است که در آن زمان خاص و در موقع رویارویی اروگوئه با برزیل در جام 1950 بود.
اما اروگوئه معمولا در برابر برزیل درخشیده و به نظر میرسد این رویارویی، هموطنان شما را همیشه متحول میکند.
تابارز: مردم و رسانهها به محض دیدار ما با تیم برزیل تکرار پیروزیهای گذشتهمان را خواستار میشوند، حال آن که رقیب ما هنوز رکورددار فتوحات بینالمللی است
شاید همینطور باشد، اما قیاس این دو تیم و دو کشور مقایسهای نادرست است و آنها با یکدیگر تفاوتهایی عظیم دارند و این شامل همه امور میشود؛ از تعداد بازیکنان گرفته تا زیرساختها و امکانات و همچنین سازماندهی و نظاممندبودن و میزان بودجه و تلاش و تمایل عمومی. تعداد فوتبالیستهای حرفهای وارشد و برتر ما اصلا به اندازه برزیل نمیرسد و هر چند دستمان خالی هم نیست، اما این توشه کجا و انبانهای توشه برزیل در فوتبال کجا؟ شاید همین نابرابری سبب شده است این دیدار را به چشم دیگری نگاه کنیم و برای آن سراپا مسلح شویم. شاید نتیجه نگیریم اما برای این مسابقه همان طور که گفته شد، سنگ تمام میگذاریم و اگر در دو جام مهم پیش رو این رویارویی تکرار شود، بساط و اوضاع به همین شکل خواهد بود. پیروزیهای ما در جام جهانی 2010 و سپس جام ملتهای آمریکای جنوبی 2011 نشان داده اروگوئه فعلی چقدر توانمند است و حالا همه باور دارند ما میتوانیم برای هر تیمی یک حریف ویژه و توانمند باشیم، مشروط بر این که برخلاف شش، هفت ماه اخیر خوب تدارک دیده و در اوج قدرتمان باشیم.
ظاهرا رابطهتان با لوئیس فیلیپه اسکولاری که یک بار دیگر سرمربی برزیل شده، عالی و بسیار دوستانه است. نظر شما بازگشت اخیر او به سلهسائو چه تغییراتی را در اردوی رقیب بزرگتان ایجاد خواهد کرد؟
خب، او کیفیات ویژهای را که فقط در وی میتوانید بیابید به تیم ملی برزیل اضافه خواهد کرد. اضافه بر مهارتهای فنی که اسکولاری دارد، آشنایی وسیع و عمیق وی با محیط کاری که دوباره به آن ورود کرده و دریای اطلاعات او درباره تیم ملی برزیل و ابعاد فوتبال جهانی چیزهایی است که نمیتواند بر سلهسائو اثر مثبت نگذارد. یادتان باشد پست سرمربی تیم ملی برزیل به سبب توقعات عظیم مردم و هواداران و حتی اهالی سایر کشورها از فرد دارنده این سمت، یکی از سختترین مشاغل عالم است و هر کسی نمیتواند از عهده آن برآید. متاسفانه در ارتباط با برزیل و تواناییها و ظرفیتهای آن برای ما نیز مشکل پیش میآید و بهتر بگویم با وقوع هر نزول حتی کوچکی در برزیل، مردم و رسانههای اروگوئه و سایر رقبای برزیل انتظار دارند ما برزیل را خرد کنیم. مگر میشود؟ به همه یادآوری میکنم ما درباره رقیبی صحبت میکنیم که هنوز رکورددار فتح جام جهانی است و فتوحات بینالمللیاش همچنان بیش از هر کسی است.
مدتی است که همه میخواهند مثل باشگاه بارسلونای اسپانیا زیبا و تهاجمی بازی کنند. آیا این اصلا امکانپذیر است؟
طبعا نیست و اگر ممکن بود، بارسا اینقدر ویژه و متفاوت با سایرین نمیبود. هر کشور و هر تیمی و هر مربیای اندیشهها و نگرشهای ویژه خود را دارد و فوتبال را طوری انتخاب و روشی را اجرا میکند که به آن اعتقاد بیشتری دارد و اجرای آن را با توجه به توش و توانش و نفرات در اختیار خود مقدورتر مییابد. اصولا فوتبال به یک مکتب و یک نگرش ختم نمیشود و دهها نگرش و سیستم و نگاه در آن وجود دارد و چه خوب است که در جامهای مختلف این روشها رودررو میایستند و هر کس و هر تیم بهتر باشد، نتیجه خواهد گرفت. این که کدامیک، بهترین در تاریخ است فقط دلمشغولی رسانهها و برای آنها مهم است و برای ما اهمیتی ندارد چون ما فقط جوابگوی شرایطی هستیم که خودمان در آن قرار داریم و ویژگیهای گذشته و احتمالات آینده ارتباطی مستقیم با ما ندارد. کافی است با حضور سبکها و روشهای مختلف، تورنمنتهای چشمنوازی داشته باشیم و قضاوت را به مردم بسپاریم. یادمان باشد حتی بارسلونا هم فاتح تمامی جامها نشده و دست بالای دست بسیار است و بزودی تیمهایی را خواهید دید که روشها و بازی روز را عوض خواهند کرد و روش بارسا مثل روشهای قبلی، نه عمری ابدی دارد و نه اصلی است که نیاز به تغییر نداشته باشد.
آیا نمیتوان آن را الگو قرار داد؟
خودش را نمیتوان الگو قرار داد، زیرا ابزار و بساط اجرای آن در هر مکانی یافت نمیشود اما میتوان و باید اصول و روشهایی را که بارسا به اینجا رسانده یافت و روی آن مطالعه و سعی در تکرار آن به گونهها و اشکال دیگری کرد. فوتبالهایی از این قبیل قابل خریداری و به آسانی قابل ابتیاع نیستند، بلکه سالها روی این مکاتب کار شده است.
شما باید وسایل و پایههای کار را داشته باشید، برای آن به درستی برنامهریزی کنید و با مدیران و مربیان مجرب به آن برنامه بدهید و با تکرار و استمرار در تمرینات به حداکثر سرعت و مهارت در اجرای سیستم موردنظرتان برسید. آنچه در بارسلونا میبینیم حاصل یک کار چند دههای است و این باید توسط همگان تعقیب و تقلید شود، اما لزوما نباید همان روشی را بطلبیم که آنها دارند و میخواهند؛ زیرا برای آنها جواب میدهد و برای ما نمیدهد. فوتبال مدرن ابتدا فکر و انتخاب درست میخواهد و این پدیده به همین سبب، این همه جهانی و محبوب شده است زیرا همیشه جای کار و تلاش و رسیدن به سطوحی بالاتر در آن براساس کاری که در آن انجام میدهید وجود دارد. مهمترین اصل در این میان شناختن نقاط قوتتان و کار براساس آن است و اگر چنین کنید، بارسلونا را نیز خواهید برد زیرا فوتبال چیزی نیست که در آن روشی به نام روش اکمل و سیستمی به عنوان سیستم بینقص و تیمی با لقب شکستناپذیر وجود داشته باشد.
فیفا / مترجم: وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: