همسر سردار شهید ناصر فولادی گفت: در اولین جلسه برای آشنایی با نقطه نظرات یکدیگر به صحبت نشستیم، اولین جمله ای که مطرح کردن این بود که:«آیا شما حنظله غسیل الملائکه را می شناسید؟» در ادامه گفتند: «احتمال دارد من هم مثل ایشان بعد از از ازدواج به سوی جبهه بشتابم. تنها تقاضایی که دارم این است که مانع جبهه رفتن من نشوید.»
دانشجو و بخشدار بود اما حرفی از آن نزد و گفت قصد دارد در سپاه خدمت کند و باید با حقوق کم گذران زندگی کنیم.
12 فروردین سال 61 مراسم عقد را در سادگی کامل همراه با نماز جماعت، دعای روح بخش کمیل و حضور رزمندگان و جانبازان برگزار کردیم. وقتی وارد اتاق عقد شدم، نوشته هایی که بر در و دیوار بود نظرم را به خود جلب کرد، آیاتی پیرامون جهاد و شهادت.
بعد از مراسم عقد برای تجدید پیمان با شهیدان، به مزار شهدا رفتیم. ناصر پس از چند روز عازم جبهه شد.(نوید شاهد)
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....