اولین صحبت یک سردار برای ازدواج:

حنظله غسیل الملائکه را می شناسید

در اولین جلسه برای آشنایی با نقطه نظرات یکدیگر به صحبت نشستیم، اولین جمله ای که مطرح کردن این بود که:«آیا شما حنظله غسیل الملائکه را می شناسید؟»
کد خبر: ۵۳۱۲۴۰

همسر سردار شهید ناصر فولادی گفت: در اولین جلسه برای آشنایی با نقطه نظرات یکدیگر به صحبت نشستیم، اولین جمله ای که مطرح کردن این بود که:«آیا شما حنظله غسیل الملائکه را می شناسید؟» در ادامه گفتند: «احتمال دارد من هم مثل ایشان بعد از از ازدواج به سوی جبهه بشتابم. تنها تقاضایی که دارم این است که مانع جبهه رفتن من نشوید.»

دانشجو و بخشدار بود اما حرفی از آن نزد و گفت قصد دارد در سپاه خدمت کند و باید با حقوق کم گذران زندگی کنیم.

12 فروردین سال 61 مراسم عقد را در سادگی کامل همراه با نماز جماعت، دعای روح بخش کمیل و حضور رزمندگان و جانبازان برگزار کردیم. وقتی وارد اتاق عقد شدم، نوشته هایی که بر در و دیوار بود نظرم را به خود جلب کرد، آیاتی پیرامون جهاد و شهادت.

بعد از مراسم عقد برای تجدید پیمان با شهیدان، به مزار شهدا رفتیم. ناصر پس از چند روز عازم جبهه شد.(نوید شاهد)

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها