تله‌فیلم «سپیده» را روح الله حجازی کارگردانی کرده است

در ستایش تسلیم و رضا

بازنمایی تجربه‌های درونی آدمی بویژه درموقعیت‌های تلخ و دشوار زندگی به وسیله آثار نمایشی، یکی از سخت‌ترین سوژه‌هایی است که به هوشمندی و ظرافت در روایت نیازمند است. بویژه اگر این تصویرسازی از یک سو با برخی مفاهیم و تجربه‌های ایمانی گره بخورد.
کد خبر: ۵۳۰۷۰۷

روح‌الله حجازی در تله‌فیلم «سپیده» بیشترین تلاش خود را درهمین نقطه متمرکز کرده تا قصه‌ای با درونمایه مولفه‌هایی که به آن اشاره شد را بدون شعارزدگی و احساسی‌گری به نمایش بگذارد. سپیده (پریوش نظریه) و علیرضا (آرش مجیدی) زوج جوانی هستند که منتظر به دنیا آمدن اولین فرزندشان هستند، اما متوجه می‌شوند جنین به دلیل یک نارسایی قلبی در موقعیتی قرار دارد که جان یکی از آن دو ـ یعنی مادر یا جنین ـ در خطر است. سپیده اما ترجیح می‌دهد به مرگ تن دهد تا فرزندش حیات و زندگی را تجربه کند به همین دلیل راضی به سقط جنین نمی‌شود و به این می‌اندیشد از وجود خویش یک یادگاری برای همسرش باقی بگذارد. آنچه در پس این موقعیت دشوار و دوگانگی مرگ و زندگی رخ می‌دهد و هسته معنای داستان بر محور آن می‌چرخد نحوه مواجهه سپیده با این مساله است. واکنشی که قرار است پیام اصلی فیلم را نه صرفا در برابر موقعیت‌های مشابه شخصیت اصلی داستان که اساسا در مقابل خود زندگی برای مخاطب بازخوانی کند.

از اینجا به بعد به نوعی قصه و شیوه روایت آن در دو ساحت بیرونی و ذهنی به شکل موازی پیش می‌رود. یکی خط اصلی قصه و مناسباتی که بین علیرضا و سپیده سر این موضوع می‌بینیم و دوم واگویه‌ها و حرف‌هایی است که از طریق صدای سپیده می‌شنویم که با کودک متولدنشده خود صحبت می‌کند و حقایق مهم زندگی را ـ که در درون خود واجد یک نوع هستی‌شناختی و انسان‌شناسی است ـ مرور می‌کند. مفاهیمی که ارتباط مستقیم با حالات روحی و تجربه‌های روانی ـ رفتاری سپیده در آن موقعیت دارد. مانند تجربه‌هایی مثل ترس، امید، شک، ایمان، توکل و بسیاری دیگر از تجربه‌های بشری که هر کدام در فرآیند زندگی و تکامل آدمی رخ می‌دهد.

در واقع، سپیده در حال آموزش آموزه‌های اصلی زندگی به فرزند خود است تا قبل از مرگ خود رسالت مادری‌اش را از این طریق انجام داده و به او درس زندگی بدهد. گویی سپیده از این طریق به آرامش رسیده و بهتر می‌تواند با خودش و مرگی که در انتظار اوست، کنار بیاید.

از سوی دیگر باید دو نوع واکنش رفتاری متفاوت را نسبت به این مساله در این زوج پی گرفت. علیرضا بشدت آشفته و به هم ریخته است و پذیرش این اتفاق برایش سنگین بوده به طوری که دچار استیصال می‌شود که جنس بازی آرش مجیدی در این موقعیت‌ها خیلی به نقشی که او در سریال زیر هشت داشت، شباهت پیدا می‌کند. در مقابل، سپیده این اتفاق را تقدیر خود دانسته و در مقابل آن تن به رضا و تسلیم می‌دهد. مفهومی که به نظر می‌رسد بار اصلی قصه باشد. آرامش و سکونی که در چهره و جنس بازی پریوش نظریه وجود دارد نیز بشدت کمک می‌کند این تسلیم و توکل ـ که در سپیده به چشم می‌خورد ـ باورپذیر به نظر برسد و دافعه‌برانگیز نباشد.

این مساله نشان می‌دهد چقدر سطح بازی بازیگران و اساسا بازیگری به عنوان یکی از مولفه‌های اصلی یک اثر نمایشی می‌تواند در چگونگی بازنمایی تصویری یک موقعیت اخلاقی ـ رفتاری که در معرض شعارزدگی و اغراق است، تاثیر گذاشته و میزان باورپذیری آن را رقم بزند. پاسکاری‌های حسی ـ عاطفی نظریه با آرش مجیدی نیز دلنشین از کار درآمده است.

اگرچه به نظر می‌رسد فرازهایی از قصه در ترسیم این موقعیت اگر کوتاه‌تر می‌شد تاثیرگذاری بیشتری داشت. ضمن این که برخی واکنش‌های عصبی آرش مجیدی مثلا صحنه‌ای که به شکل نمایشی قصه زندگی‌اش را نسبت به مشکل پیش‌آمده برای سپیده اجرا می‌کند کمی غیرقابل باور است. در عین حال، واکنش‌های خونسردانه سپیده که قرار است قدرت روحی و صبوری و طاقت او را به دلیل تسلیم و رضایت‌داشتن مورد تائید قرار دهد، کمی غیرواقعی به نظر می‌رسد. منطقی‌تر این بود که او در ابتدا با واکنش‌های انکارکننده یا حتی اعتراضی‌تر با قضیه روبه‌رو می‌شد و بتدریج به واسطه کلنجارهای درونی با خود و اعتقاداتش به مقام رضا و تسلیم می‌رسید، اما بازی خوب پریوش نظریه، خطر بزرگنمایی شخصیت سپیده را کاهش داده و امکان همدلی مخاطب را با او فراهم کرده است.

دیالوگ‌نویسی را نیز باید به امتیازات این تله‌فیلم اضافه کرد، بویژه واگویه‌های درونی که سپیده با جنینش دارد. زیبایی‌شناسی ادبی و معنایی این قطعات ـ که تناسب دراماتیک هم با موقعیت گوینده آن دارد ـ موجب دلنشین‌شدن آنها شده است.

فضاسازی، رنگ‌آمیزی و نورپردازی فیلم هم در تناسب با موقعیت درونی شخصیت‌ها طراحی شده که مجموعه این عناصر کمک کرده قصه سپیده در یک فضای آرام و بدون تنش از سوی مخاطب درک شود.

این قصه اگرچه ظرفیت زمانی زیادی را نمی‌طلبید، اما شیوه کارگردانی حجازی و شخصیت‌پردازی او در کنار روایت‌ موازی داستان بین موقعیت بیرونی و درونی سپیده موجب شد ساختار آن ریتم مناسبی پیدا کند و تماشاگر را خسته نکند. به این موارد باید به کم‌بازیگربودن این تله‌فیلم نیز اشاره کرد؛ فیلمی که با دو بازیگر پیش می‌رود، اما به دلیل ضربآهنگ مناسب و کنش‌مندی موقعیت داستانی، از ریتم نمی‌افتد وکشش دراماتیکی لازم برای جذب مخاطب را دارد.

سپیده قصه چگونه زیستن در دنیایی را ترسیم می‌کند که آدمی با توکل و تسلیم‌شدن در برابر تقدیر الهی به آرامش رسیده و مسیر تکامل و سعادت را طی می‌کند. پایان یافتن قصه در حرم امام رضا، نمادی از همین توکل و رسیدن به مقام رضاست.

سیدرضا صائمی / جام​جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها