در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، مراسم بزرگداشت یوسفعلی میرشکاک، شاعر و نویسنده دوشنبهشب با حضور چهرههای فرهنگی در موسسه فرهنگی اوج برگزار شد و او در مراسم بزرگداشتش با بیان این که 34 سال است که عنوان رسمی من در میان روشنفکران، «مزدوری» است، گفت: اگر روشنفکری یعنی اینکه به کیش، آیین و قوم خود پشت کنم، هرچه میخواهند بگویند، بگویند. من روشنفکر نیستم.
میرشکاک در این مراسم همچنین گفت: هرگاه این مساله فراموش شود، روشنفکری به بلوا، مصیبت و سرطان روحی مبدل میشود که آدمی را از پا در میآورد و آن وقت آدمی مجبور میشود راه بیفتد و برود آن طرف در بیبیسی حرف بزند و غافل از اینکه مگر میشود کسی بهتر از خانوادهات نگاهدار تو باشد و تو را عزتمند کند؟ مگر چه میخواهند بدهند که بروی هویت دینی و قومیات را زیر پا بگذاری و به آن توهین کنی و بعد هم رسما جاسوس بشوی؟ این شاعر افزود: 20 سال پیش کاوه گلستان پیش من آمد و گفت که بیا و با بیبیسی قرارداد ببند. 5000 دلار هم میدادند. من گفتم اگر قرارداد امضا کنم، بعد از یک ماه از من میخواهند که جاسوسی کنم و اگر نتوانم، زن و بچهام را که با این پول بالا رفتهاند، چگونه پایین بکشم؟ او افزود: بسیاری از افراد دیگر که زمانی در منصبهای دولتی بودهاند، تغییر موضع دادهاند و از جاهای دیگر سردرآوردهاند. باید بگویم ای بیل به کمر خورده! تو که وزیر ارشاد بودهای همین جا میماندی، رئیسجمهور هم میشدی!
علیرضا قزوه هم در این مراسم گفت: پیام رئیسجمهور و وزیر به درد شاعر نمیخورد باید به داد آنها برسید. من نگران یوسف هستم، او حق شعر را ادا کرده و شهید شعر است. او و شاعرانی مثل او در زندگی هیچگاه بازی نکردهاند، زود بزرگ شدهاند و دغدغهشان همیشه مردم بوده است. قزوه در پایان گفت: ترکیه اگر امثال میرشکاک را داشت، او را روی سر میگذاشت، اروپا اگر او را داشت از او بتی چون تولستوی میساخت، اما ما حق این شاعر را ادا نمیکنیم.
نادر طالبزاده، کارگردان سینما و کارشناس فرهنگی هم در این مراسم گفت: همه ما فکر میکنیم یک آدم باید دکترا داشته باشد تا از وی تقدیر شود، اما این عقبافتادگی مطلق است. انقلاب محل پرورش چنین افراد اهل حقیقتی است و باید از آنها تجلیل کنیم. من خودم بعد از جنگ بارها به این فکر افتادم که درس بخوانم و مدرکی بگیرم، اما حسم این بود تا امثال آقای آوینی و میرشکاک هستند جای دیگر رفتن فایدهای ندارد و سانتریفیوژ حقیقی ما اینها هستند و اگر ترسی از ایران وجود دارد، به خاطر اینهاست.
مسعود دهنمکی، کارگردان اخراجیها دیگر سخنران مراسم بود که در اظهاراتی گفت: بعد از جنگ برخیها سوسولوار میگفتند باید آنچه را از نظام میخواهیم، فریاد بزنیم، اما این موج اندیشهورزی با اجتماعیسازی جور نمیشد. وقتی حرفهای آقای میرشکاک را خواندم و به تبع در نشریه شلمچه دیدم، متوجه شدم آن جماعتی که به ما نقد دارند از اندیشه ما میترسند نه از شمشیر ما.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: