در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
رفتوآمد عوامل سازنده یک سریال هر بار علت خاصی داشته، ولی وجه مشترک همه این ماجرا گلایه و نارضایتی دو گروه قبلی و بعدی از یکدیگر بوده است.
سریال «میلیاردر» با جایگزین کردن علیرضا امینی به جای مسعود کرامتی آغازگر این جریان در سال 91 بود.
سریال «پیدا و پنهان» نیز در اواسط کار و در شرایطی که ضبط چهار قسمتش را پشت سر گذاشته بود، دچار تغییر در عوامل سازنده شد.
سریال «ماتادور» را هم میتوانیم به این فهرست اضافه کنیم که در آن فرهاد نجفی جای علیرضا امینی را گرفت. چند روز پیش در نشست خبری یکی از این سریالها، تهیهکننده مجموعه، کارگردان قبلی را متهم کرد که انگیزهای برای خوب کار کردن نداشته است.
او همچنین دست به یک پیشبینی عجیب و غریب زد و گفت: اگر این سریال به شیوه قبلی ساخته میشد، خروجی کار ایشان مخاطبی زیر پنج درصد داشت!
حرف و حدیثهای اینچنینی منحصر به یک سریال خاص نیست. در دیگر مواردی که کار دستخوش تغییر و تحول شده نفرات جدیدی زحمات قبلیها را نادیده گرفته و آنها را محکوم کردهاند. حالا وقتی میشنویم که نفر جدید نفر قبل از خودش را متهم کرده که کارش سرد، افسرده و فاقد ضرباهنگ بوده، تعجب نمیکنیم.
تغییر گروه سازنده یک سریال جدای از ایجاد تنشهای لفظی منجر به تضعیف کیفیت کلیت یک مجموعه تلویزیونی میشود. مثل این است که بخواهیم یک ساختمان نیمهکاره را تخریب کنیم و آن را از نو بسازیم؛ آن هم ساختمانی که طرح و نقشهاش عوض شده و شکل و شمایل جدیدش شباهتی با وضع قبلی ندارد.
اگر پی ساختمان درست ریخته شود و نقشهاش مورد توافق سفارشدهندگان و عوامل سازنده قرار بگیرد، نیازی به این همه دوبارهکاری نیست.
با رفتن یک کارگردان ترکیب بازیگران هم عوض میشود و این اتفاق به معنای هدر دادن بخشی از سرمایههای ملی است؛ چراکه پلانهای ضبط شده به درد نفرات بعدی نمیخورد و او مجبور است قسمتهای کارشده را دوباره جلوی دوربین ببرد.
مساله وقتی تلختر میشود که بدانیم بعضا گروه جدید دست به تغییر فیلمنامه هم میزنند و هزینههای جابهجاییهای اینچنینی را بالاتر میبرند.
احسان رحیمزاده - گروه رادیو و تلویزون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: