تناقض در ادعاهای زن و مرد متهم به قتل با مدارک نماینده دادستان

چرا آقای «میم» کشته شد؟

شوهرکشی؟ چرا؟ چگونه؟ مگر سحر در زندگی با «م» چه کم داشت؟ چه شد که او در جستجوی محبت سراغ مرد دیگری رفت و با همکاری آن فرد نقشه قتل شوهرش را کشید؟ البته متهم ردیف اول این پرونده فرشید است، همان مردی که در سناریوی خونین سحر، نقش اصلی برایش نوشته شده بود. او در اعترافاتش گفته ‌بود با ضربه چاقو «م» را به قتل رساند، البته با همکاری سحر. این دو که در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شده‌اند در دادگاه داستان جدیدی را از قتل «م» توضیح دادند.
کد خبر: ۵۲۹۲۵۵

نماینده دادستان تهران که از کیفرخواست علیه متهمان دفاع کرده‌است، می‌گوید: یک سال و چند ماه قبل بود که ماموران جسد مرد جوانی را پیدا کردند که در وانتش رها شده‌ بود. جسد این مرد به پزشکی قانونی انتقال یافت و تحقیقات آغاز شد. پلیس از روی مدارک برجای مانده در ماشین فهمید این مرد، «م» نام دارد و با وانتش کار و هزینه خانواده‌اش را تامین می‌کرده‌ است. بنابراین پلیس برای به دست آوردن سرنخ سراغ خانواده «م» رفتند. بازجویی از همسر «م» فاش کرد مقتول، میوه فروش دوره‌گرد بود و وانت، وسیله کارش. سحر به ماموران گفت همسرش بعد از ظهر همان روز برای فروش میوه از خانه خارج شد و قرار بود شب برگردد اما به جای او ماموران آمدند و خبر مرگش را دادند. زن جوان گفت نمی‌داند چرا شوهرش کشته شده و فکر می‌کرد برای کار بیرون رفته، اما شاید او کارهایی می‌کرده که کسی از آن خبر نداشته ‌است.

نماینده دادستان با اشاره به محتویات پرونده ادامه می‌دهد:سرنخی که پلیس بتواند با تعقیب آن به نتیجه برسد وجود نداشت. عامل قتل هم هیچ ردی از خود برجای نگذاشته‌ بود. کارآگاهان تصمیم گرفتند، همه احتمالات را مورد بررسی قرار بدهند بنابراین تحقیقات را روی تماس‌های تلفنی سحر متمرکز کردند و متوجه شدند این زن مدتی است با مردی به نام فرشید در تماس است و پیامک‌های عاشقانه بین آنها رد و بدل می‌شود و آنها روزانه چند ساعت با هم صحبت می‌کنند.

بنابراین ظن قتل در پی رابطه پنهانی برای ماموران قوت گرفت. آنها در بازجویی‌های خود از سحر متوجه شدند این زن بعد از برقراری رابطه با فرشید او را به کشتن شوهرش تحریک و آنها باهم نقشه قتل را طراحی کردند. مرد جوان با توجه به این یافته‌ها بازداشت شد. فرشید در بازجویی‌های صورت گرفته توسط کارآگاهان اعتراف کرد با چاقو ضربه‌ای به گردن مقتول زده و او را به قتل رسانده ‌است.

نماینده دادستان تهران می‌گوید: هرچند متهمان در دادگاه جرم‌شان را انکار کردند اما این انکار بی‌فایده ‌است چراکه مدارک علیه‌ آنها به اندازه کافی وجود دارد و دادسرا در مرحله تحقیقات مقدماتی فقط به اعتراف متهمان بسنده نکرده و مدارک زیادی جمع‌آوری شده‌ است که ثابت می‌کند این دو نفر عاملان قتل «م» هستند بنابراین از نظر دادسرا آنها مجرم هستند اما تصمیم نهایی از سوی دادگاه گرفته‌ خواهد شد و ما مدارک و شواهد را ارائه کرده‌ایم.

کار من نبود

فرشید، متهم اصلی پرونده ‌است و با وجود این‌که در دادسرا به قتل اعتراف کرده حالا می‌گوید گفته‌هایش همه دروغ بود و این کاراگاهان پلیس اگاهی هستند که او را بی‌دلیل متهم کردند و مدارکی که برعلیه وی جمع‌آوری شده اشتباه است. او می‌گوید: اتهام را قبول ندارم چون قتل کار من نبود. سحر علیه من اعتراف کرد تا خودش را برهاند.او دروغ گفته ‌است.

فرشید ماجرای قتل را این‌طور تعریف می‌کند: با این زن چند ماه قبل از این‌که شوهرش کشته شود، آشنا شدم. چهره مهربانی داشت و من جذب این معصومیت ظاهری شدم. کمی با هم صحبت کردیم. اول نمی‌دانستم متاهل است و شوهر دارد و فکر می‌کردم ازدواج نکرده است، اما بعد واقعیت را فهمیدم. سحر اصرار داشت به این رابطه ادامه بدهیم. چرا دروغ بگویم من هم عاشقش شده ‌بودم و نمی‌توانستم از او دل بکنم. با این‌که می‌دانستم این رابطه آینده‌ای نخواهد داشت اما سعی می‌کردم بدون هیچ دلیلی این رابطه را حفظ کنم. امید واهی به خودم می‌دادم.

مرد جوان ادعا می‌کند هیچ‌وقت به قتل فکر نکرده ‌بود و آنچه در مورد او می‌گویند دروغ است: از ماجرای قتل همسر سحر خبر نداشتم تا این‌که او خودش به من گفت شوهرش را کشته‌اند. چند روز بعد هم ماموران آمدند و من را بازداشت کردند. بدون این‌که بدانم چرا باید در اداره آگاهی باشم. به من گفتند باید به قتل اعتراف کنی. من هم تحت فشار اقرار کردم.

فرشید وقتی در برابر این تذکر قرار می‌گیرد که پزشکی قانونی نظر داده است هیچ فشاری بر علیه وی اعمال نشده و از طرفی او در سلامت کامل عقلی است،جواب می‌دهد: شاید فشاری را که به من وارد شد آنها تشخیص ندادند. اما من خودم احساس می‌کردم در فشار هستم. به هرحال بدون هیچ دلیلی بازداشت شده‌ بودم و این موضوع مرا آزار می‌داد.

مرد جوان پیش از این صحنه قتل را بازسازی کرده بود و در اعترافاتش در اداره اگاهی گفته‌ بود، به بهانه‌ای سوار ماشین مقتول شد و بعد هم او را با ضربه چاقو از پای درآورد. او در این باره ادعایی را تکرار می‌کند که قبلا نیز خیلی از متهمان به زبان آورده‌اند: صحنه قتل را بازسازی کردم اما چیزی از قتل نمی‌دانستم. هرچه را در این مدت در اداره آگاهی فهمیده بودم، بازسازی کردم. هرچه گفتم دروغ است. سحر خودش مرتکب قتل شوهرش شده‌ است. شاید هم کسی را اجیر کرده، من نمی‌دانم اما من در این قتل هیچ نقشی نداشتم و اتهام را هم قبول نمی‌کنم.»

فرشید می‌گوید برای زخمی که روی بدنش ایجاد شده ‌بود هم دلیل دارد. ماموران زمانی گزارش این زخم را دادند که او را بازداشت و تن‌پیمایی کردند: این زخم شاید حین کار روی دستم ایجاد شده‌ باشد. پزشکی قانونی به اشتباه می‌گوید یک زخم دفاعی است و احتمالا از سوی مقتول ایجاد شده،‌ من اصلا با «م» درگیر نشدم.»

من هم بی‌گناه هستم

فقط فرشید نیست که قتل را انکار می‌کند؛ سحر هم اعترافات قبلی‌اش را پس گرفته است و می‌گوید در مرگ شوهرش نقشی نداشته ‌است. او پیش از این در مرحله دادسرا اقرار کرده‌ بود فرشید را به قتلگاه شوهرش فرستاده بود تا کار را تمام کند.

سحر گفته ‌بود: نقشه قتل را کشیدیم قرار شد وقتی «م» از خانه خارج می‌شود با فرشید تماس بگیرم و آدرس جایی را که می‌رود بگویم تا فرشید سروقت شوهرم برود، من هم این کار را کردم. فرشید به بهانه‌ای سوار وانت همسرم شد و بعد او را با ضربه چاقو به قتل رساند و وقتی کار تمام شد تلفن زد و خبرش را به من داد.

این گفته‌ها از سوی سحر در دادگاه تکذیب شد. او حالا می‌گوید: حرف‌هایی که گفتم درست نیست واقعیت این است که من اصلا در جریان قتل شوهرم نبودم.

مدتی بود که با فرشید رابطه داشتم. این را قبول دارم و انکار هم نمی‌کنم. زندگی‌ام با «م» خوب نبود. او به من محبت نمی‌کرد و کم‌محلی‌ها و بی‌تفاوتی‌هایش بین ما فاصله زیادی ایجاد کرده ‌بود. من و «م» خیلی باهم صحبت نمی‌کردیم اما فرشید همیشه سعی می‌کرد پیشم باشد و آرامم کند.

راستش به او علاقه‌مند شده‌ بودم. علاقه‌ای عمیق به هم داشتیم البته من می‌دانستم نمی‌توانم به او برسم. شوهر داشتم و جدا شدن از «م» هم کار سختی بود. بنابراین تصمیم گرفتیم همین‌طوری به رابطه‌مان ادامه بدهیم. گاهی تلفنی با هم صحبت می‌کردیم و پیامک می‌دادیم تا این‌که خبر رسید شوهرم کشته ‌شده ‌است.

من نمی‌دانستم این قتل کار فرشید است، اصلا حدس هم نمی‌زدم چون قرار نبود کسی به قتل برسد و خون راه بیفتد. بعد از بازداشت بود که متوجه شدم او همسرم را کشته‌ است.

این زن در مورد اعترافات اولیه‌اش می‌گوید: زمانی که اعتراف کردم قتل را من طراحی کرده‌ام در اداره آگاهی بودم. خیلی ترسیده ‌بودم و چون با فرشید رابطه داشتم فکر می‌کردم هر چه از من می‌پرسند باید تائید کنم وگرنه اعدام می‌شوم. اگر وحشت نکرده ‌بودم این طور اعتراف نمی‌کردم.

سحر می‌گوید از برقراری رابطه با فرشید پشیمان است: «اشتباه بزرگی کردم و تاوان این اشتباهم را پرداختم. «م» مرد بدی نبود اما بی‌توجهی‌هایی که می‌کرد و سخت‌گیری‌هایش آزارم می‌داد.

ما می‌توانستیم خوشبخت باشیم اگر شوهرم من را می‌دید و توجه نشان می‌داد من هم به او خیانت نمی‌کردم البته هرگز به مرگش راضی نبودم و اصلا در جریان این‌که قرار است چه بلایی سرش بیاید نبودم.»

مرجان لقایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها